
پس از واقعه ۱۱ سپتامبر دولت امريكا سياستي را اتخاذ كرد كه بر پايه آن با هر بهانهاي افرادي كه مظنون به شركت در عمليات تروريستي بودند دستگير ميشدند، بنابراين ديگر طرح ادعاي پذيرش مسئوليت اقدام تروريستي آسانترين راه براي اين بود كه نيروهاي امنيتي را به در منازل بفرستد. با انتقال نبض افراطگرايي از زيرزمينهاي كتابخانهها و اردوگاههاي آموزشي روستايي به شاهراه عموميتر اينترنت، اكثر راديكالها دريافتند كه گمنامي و نداشتن هويت واقعي در اينترنت توهمي بيش نبوده است. پس از واقعه شهر اوكلاهاما، افراطگرايان داخل امريكا، حتي آنان كه از دولت متنفر بودند با در نظر گرفتن هزينههاي گزاف طرح ادعاهاي تروريستي رفتار هوشيارانهتري در پيش گرفتند. خيلي از مردم مانند مليگرايان سفيدپوست كه پيرو عقايد افراطي بودند، عطش خونخواهيشان فروكش كرد. مردم تغيير كردهاند و اين پديدهاي محسوس است. افراطيون داخلي با هر گرايشي مشتاقند تا در مورد عامل جنايت «ماراتن بوستون» بحث كنند و نتيجهگيريهايشان عموماً براساس اتفاق آراست. يك وبلاگنويس سفيدپوست مليگرا در ماساچوست حتي پيش از آنكه گرد و غبار ناشي از انفجارها فروكش كند، انگشت شماتت و مذمت را به سوي مسلمانان نشانه گرفت.
حتي زماني كه اين افراطيون كه هيچ مدرك قابل استنادي ارائه نميدادند، استراحتي به خودشان دادند، بسياري از افراطيون در حال شكايت از ديگر افراد، گروهها و حتي دولت بودند. آنها نيز دستشان از هرگونه مدرك معتبر خالي بود.
«بمبگذاري در ماراتن بوستون: آنها براي سرزنش چه كسي برنامهريزي كردهاند؟» جمله مذكور عنوان مطلبي بود كه به سرعت در اينترنت منتشر شد. محتواي اين مطلب حدس و گمانهايي مبني بر اشتياق دولت اوباما در راستاي يافتن و محاكمه فرد يا گروهي بيگناه جهت خاتمه دادن به بحران بود، البته كساني بودند كه ميخواستند دولت را با شدت بيشتر و مستقيماً سرزنش كنند. بعضي از اعضاي جنبش «ميهنپرستان ضددولت» در امريكا به طور ضمني اظهار داشتند كه امريكاي كنوني به نيروي امنيتي و قانوني كمتر و در عوض شهروندان مسلح بيشتر احتياج دارد. گروههايي هم انگشت اتهام را به سوي سياستهاي امريكا در كشتار غيرنظاميان و ماجراجوييهاي اين كشور در خارج از خاك امريكا نشانه رفتند. در عين حال مخالفتشان را با حضور و گشتزني بيش از اندازه پليس مسلح امريكا پس از انفجارات اخير ابراز داشتند.
تنها كساني كه قصد داشتند حملات را به نام خود تمام كنند، گروههاي افراطي سلفي بودند. در حالي كه بعضي از اين افراطيون سلفي انگليسيزبان، بازي سياسي خودشان را در اين معركه آغاز كردند، مطالب منتشر شده در وبسايتها و گروههاي گفتوگوي اينترنتي متعلق به افراطيون سلفي درباره بمبگذاري نشان از آن داشت كه آنان ميانديشند، اميدوارند، آرزو ميكنند و دعا ميكنند كه اين عمليات تروريستي توسط يكي از هممسلكان خودشان انجام شده باشد، اما حتي آنها هم مردد بودند چرا كه مدتي قبل يكي از اعضايشان به نام «آندرس بريويك» اعلاميه ناقصي مبني بر پذيرش عمليات تروريستي منتشر كرد و كمي بعد با انكار اينكه يك تروريست ضدمسلمان است، باعث شرمساري گروههاي افراطي سلفي شد. يك افراطي سلفي مطلبي را در اتاق گفتوگوي اينترنتي «انصار المجاهدين» منتشر كرد و اظهار داشت كه حتي رسانهها هم با در نظر گرفتن ملاحظات اينچنين عمل ميكنند.