
وضعيت كنوني كشتي ايران و جايگاه برجسته آن در جهان و نقاط ضعف و قوت اين ورزش اصيل را با يكي از قهرمانان تيم ملي كشتي آزاد كه به دليل آسيبديدگياش پنج سال از ميادين كشتي دور بود و با درخشش دوبارهاش در جام جهاني ۲۰۱۳ تهران بيش از پيش خود را در اين عرصه ثابت كرد، به گفتوگو نشستهايم.
در آغاز گفتوگو با اشاره مختصري به زندگينامهتان بفرماييد مشوق اصلي شما براي ورود به ورزش كشتي چه كسي بوده است؟ من اميرعباس مراديگنجي، متولد ۱۳۶۴، شهرستان نور، ايزدشهر هستم. چون پدرم كشتيگير بود، ميشود گفت كشتي را از پدرم به ارث بردم. ايشان در بازيهاي آسيايي دهلينو و مسابقات جوانان جهان در كلرادوي امريكا مدال آورد.
نخستين موفقيت خود شما در چه مسابقاتي بود؟ در مسابقات نونهالان و نوجوانان قهرمان كشور شدم. از سال ۲۰۰۲ عضو تيم ملي جوانان بودم و در اين سال در مسابقات در وزن ۸۴ كيلوگرم نفر پنجم شدم. در مسابقات جام بينالمللي تختي سه دوره كشتي گرفتم، دو دور دوم و يك دور سوم و در قهرماني كشور بزرگسالان يك بار دوم و يك بار سوم شدم. در چند دوره قهرماني جوانان كشور، جوانان جهان و جوانان آسيا اول و در جام قهرمانان تركيه، در رده سني جوانان قهرمان، در جام لهستان زيلكوفسكي، كييف اوكراين و ياشاردوغوي تركيه دوم و در جام ميلونه و ساساري ايتاليا اول شدم. در مسابقات قهرماني آسيا در سالهاي ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ دوم شدم.
در سال ۲۰۰۸، حدود چهل روز مانده به اعزام تيم به مسابقات المپيك از ناحيه رباط پا مصدوم شدم و اردو را ترك كردم و نتوانستم كشتي بگيرم. از آن زمان تا امسال، يعني پنج سال كشتي نگرفتم تا امسال كه در مسابقات جام جهاني شركت كردم.
در طول اين مدت مربيهايتان چه كساني بودهاند؟ همان طور كه اشاره كردم كشتي را از پدرم به ارث بردم و ايشان اولين مربيام بودند. در كنار ايشان، آقاي سيدعلي حسينيان در نونهالان و نوجوانان برايم زحمت كشيدند. در جوانان آقاي فلاح كه واقعاً برايم زحمت كشيدند و مدال طلاي جوانان جهان را مديون ايشان هستم و آن سال ايشان و همكار محترمشان آقاي يدالله اعتصامي برايم سنگ تمام گذاشتند، آقاي منصور برزگر، آقاي معزيپور و مربيهاي ديگري ـكه الان حضور ذهن ندارمـ كشتي را به من آموختند و امسال هم آقاي رسول خادم سرمربي ما هستند.
رابطهتان با كداميك از مربياني كه نام برديد، بهتر بود؟ چرا؟ نميشود بگوييم كداميك، چون با همهشان خوب بوديم و همگي برايمان زحمت كشيدند، اما تنها كسي كه بعد از پنج سال دوري از مسابقات باعث شد به مسابقات بازگردم و آمادگيام را به دست بياورم، آقاي برزگر بودند كه دوباره مرا وارد ميادين ورزشي كردند و توانستم در مسابقات جام جهاني ۲۰۱۳ تهران شركت كنم. در مجموع رابطه خوبي با همه مربيانم دارم و همهشان را دوست دارم و به آنها احترام ميگذارم. فكر ميكنم مربيانم هم هيچ مشكلي با من نداشتند.
براي كسي كه مسابقات جام جهاني ۲۰۱۳ تهران را ديده است و قصد دارد كشتي را در سطح حرفهاي و قهرماني شروع كند، چه صحبتي داريد؟
كشتي يكي از سختترين ورزشها و ورزش فشرده و زجرآوري است. در تلويزيون كشتيها را ميبينيد كه بچهها برنده شدند و اين براي شما لذتبخش و دلچسب است، اما از پشت صحنه خبر نداريد كه بچهها سه ماه در اردو زحمت، سختي و بيخوابي كشيدند، آسيب ديدند و در روز مسابقه اضطراب داشتند. پشت صحنههاي كشتي روي تشك ديده نميشوند. تماشاگران تشويق ميكنند و از كشتي خوب لذت ميبرند. اگر هم بد كشتي بگيري، ممكن است چند تا حرف هم به تو بزنند. خيليها در ابتداي راه تشويق ميشوند، خيليها دوست دارند به كشتي بيايند، چون پخش زنده تلويزيون بوده است و ديدهاند كه بچهها افتخارآفريني كرده و خيليها خوشحال شدهاند، ولي وقتي وارد تشك كشتي ميشوند و رنجها، سختيها و دشواريهاي كشتي را ميبينند، جا ميزنند. كشتي در نگاه اول بسيار لذتبخش و دلچسب است، براي همين خيليها راغبند به اين ورزش بيايند و افتخارآفريني كنند، ولي از صد نفري كه مشتاق اين ورزش ميشوند، شايد پنج نفرشان دوام بياورند.
آيا از ابتدايي كه اين ورزش را شروع كرديد به قهرماني ميانديشيديد؟ در نونهالي يعني ۱۳، ۱۴ سالگي كه شروع كردم، به اين چيزها فكر نميكردم. مثل اين است كه از يك بچه بپرسيد: «ميخواهي در آينده چه كاره بشوي؟» اكثراً ميگويند ميخواهيم دكتر و مهندس شويم، در صورتي كه وقتي بزرگ ميشوند، انگيزهها، خواستهها و اميالشان فرق ميكند و همه چيز عوض ميشود. ممكن است يكي در كار مشاور املاك، يكي ساخت و ساز و كار آزاد برود. شايد هم يكي واقعاً مهندس يا دكتر بشود.
من هم وقتي وارد كشتي شدم، افقم براي قهرماني گستردهتر شد. سقف قهرماني در نونهالان كشوري بود و آسيايي نداشت. آمديم نوجوانان و بعد از قهرماني كشوري، مسابقات آسيايي را داشتيم و هدفمان اين بود كه به بازيهاي آسيايي برويم. آمديم جوانان، گفتند جوانان جهاني دارد و تمام زورمان را زديم كه برويم جهاني. آمديم بزرگسالان گفتند آسيايي، جهاني و المپيك دارد. اگر انگيزه قهرماني داشته باشيد، در هر مقطعي براي سقف قهرماني آن مقطع خودتان را آماده ميكنيد، البته نه هر كسي. من اين انگيزه را داشتم و ميخواستم به آنجايي كه واقعاً سقفش هست برسم.
الان به اين ورزش به عنوان شغل و منبع درآمد نگاه ميكنيد؟
به عنوان منبع درآمد بيتأثير نيست. خوشبختانه حاميان مالي ليگ باعث شدهاند مشكلات مالي عدهاي از كشتيگيران برطرف شود. در زندگي هر كسي مشكلات مالي وجود دارد. مسلماً زندگي من هم مستنثي نيست، ولي به عنوان منبع درآمد به كشتي نگاه نميكنم، چون خواستهام از اين ورزش چيز ديگري است. خدا را شكر كه ميتوانم از جهات ديگر درآمد داشته باشم.
يعني نفس ورزش برايتان اهميت دارد و نه درآمد آن؟ انسان در هر مقطع سنياي به چيزي فكر ميكند. الان فكرم اين نيست كه بدنم را سالم نگه دارم، چون كشتي يكي از پرآسيبترين ورزشهاي دنياست و اگر بخواهم از آسيبديدگي و ضربخوردگيهايم بگويم بايد كلي صحبت كنم. كشتي يك ورزش پهلواني، سنتي و قديمي است كه مردم از قديمالايام براي آن احترام زيادي قائل بودهاند. يكي از دلايلي كه مردم ايران خصوصاً مازندرانيها به اين ورزش گرايش دارند، همين سنتي و قديمي بودن آن است. الان هدف اصليام اين است كه مدالهايي را كه در اين پنج سالي كه از كشتي دور بوده و نتوانستهام كسب كنم، بگيرم و اين پنج سال وقفه را جبران كنم.
اگر فرزندتان بخواهد كشتي را به صورت حرفهاي و قهرماني شروع كند، براي اين كار تشويقش ميكنيد؟ خير، پيش از هر چيز انتخاب را به اختيار خودش ميگذارم، چون بايد ديد به چه ورزشي گرايش دارد. به آدمي كه گرسنه نباشد بهزور نميتوانيد غذا بدهيد، ولي اگر فرد گرسنه باشد با كمال ميل غذا ميخورد. انسان تا ورزشي را دوست نداشته باشد، به سمتش نميرود و اگر از روي علاقه به ورزشي نپردازد ـآن هم در سطح قهرمانيـ احتمال افسردگي و نااميدي هست، همين طور هم احتمال ضربخوردگي كه جزء جداييناپذير ورزش است و مسائل ديگر. من به او توصيه نميكنم دنبال كشتي برود، چون در اين ورزش هستم و واقعيتهاي آن را از نزديك لمس ميكنم. كشتي از نظر آسيبديدگي، سختي و رياضت سرآمد همه ورزشهاست. واقعاً ورزش سختي است. قبل از هر چيز واقعيتهاي كشتي را برايش بازگو ميكنم.
ظاهراً بنا داريد بيشتر واقعيتهاي تلخش را بازگو كنيد تا واقعيتهاي شيرينش را. بچهاي كه بخواهد از ابتدا كشتي را شروع كند، چون سختيهايي را كه در رسيدن به جايي كه الان هستيم، نكشيده است، نميتواند درست تشخيص بدهد. يك گل زماني ميشكفد و زيبايي دارد كه باغبان برايش زحمت بكشد. ما زيبايي گل را ميبينيم، ولي رنجها و مرارتهاي باغبان را در نظر نميگيريم.
منظورتان افراد خاصي است؟ بله، باعث و باني افتخارآفريني بچهها و مدالهايي كه كسب كردند و كشتيهاي قشنگي كه در جام جهاني گرفتند، زحمات آقاي خادم و كادر فني و رياضتها و سختيهايي است كه بچهها كشيدند، ار جمله تحمل دوري از خانواده و. . . اين زحمات طاقتفرسا بود كه باعث شد بچهها بتوانند كشتيهاي زيبايي را بگيرند. بچهاي كه در تلويزيون مسابقه را تماشا ميكند و تشويق ميشود به سمت كشتي برود، افتخار، برد و كسب مدال را ميبيند و از سختيهاي پشت صحنه خبر ندارد.
نظرتان درباره سرمايهگذاريهاي كلاني كه در فوتبال ميشود، چيست؟
فوتبال متأسفانه ورزش اول مملكتمان شده است، در حالي كه بازيهاي فوتبال داخلي ما اصلاً با بازيهاي خارجي قابل مقايسه نيستند، در حالي كه بعضي از ورزشها از جمله كشتي در سطح جهان مطرح هستند. جالب اينجاست هزينههايي هم كه براي اين فوتبال ضعيف ميشود، با ساير رشتههاي ورزشي قابل مقايسه نيست. فوتباليستهاي ما الان فقط به جنبه مالي اين ورزش توجه ميكنند. به خاطر تماشاگرها هم است كه فوتبال جاي كشتي را گرفته و اين طور پول به سمت آن سرازير شده است. پوشش خبري صدا و سيما و حاميان مالياي هم كه پشت تيمهاي فوتبال هستند، متأسفانه اين وضع را پيش آورده است.
به اين ترتيب معتقديد به جاي سرمايهگذاريهاي كلان در فوتبال كه نتايج درخشاني هم ندارد، اين سرمايهها را بايد در ورزشهاي مدالآور هزينه كرد؟
البته كه خيلي بهتر است و بايد روي ورزشهاي مدلآور سرمايهگذاري بيشتري كرد. بايد اين را خدمتتان عرض كنم كه ۷۰-۶۰ درصد بچهها اگر به خاطر مسائل مالي نباشد، ممكن است در ليگ كشتي نگيرند، چون به اين پول احتياج دارند و متأسفانه دارند براي اين پول كشتي ميگيرند. وقتي كشتيگيري زحمت ميكشد و در مسابقات جهاني۵۰-۴۰ ميليون تومان يا قهرماني المپيك ۲۰۰ تا سكه ميگيرد، بايد بدانيم اين قهرماني با زحمت پنج شش ماهه در اردو حاصل نميشود. من از ۱۳ سالگي ورزش كردهام و الان ۲۷ سال دارم. ۱۴ سال است دارم زحمت ميكشم و ورزش قهرماني ميكنم و چند مدال هم گرفتهام. فكر ميكنيد در اين ۱۴ سال اگر دنبال شغل ديگري ميرفتم، چقدر ميتوانستم پيشرفت كنم و سرمايه داشته باشم؟
متأسفانه مسئولان ما كملطفي ميكنند. تيم ملي كشتي آزاد ايران در مسابقات جام جهاني ۲۰۱۳ تهران با اقتدار كشور قدرتمندي مثل روسيه را شش بر يك شكست داد و مقام اول را كسب كرد. سؤال كنيد كه به بچههاي ما چه دادند؟ اگر فوتبال در مسابقات قهرماني آسيا روي سكو ميايستاد، اينها از خوشحالي پس ميافتادند! متأسفانه فاصله سرمايهگذاري بين كشتي و فوتبال زياد است، در صورتي كه اشتباه است. اگر كشتيگيرها را از لحاظ مالي، روحي و رواني تأمين كنند، مطمئناً نتايج بسيار بهتري خواهند گرفت. برنز و نقرههايي كه بچههاي ما در المپيك گرفتند، ميتواند تبديل به طلا و باعث افتخار ايران شود.
اگر سرمايههاي فوتبال به سمت كشتي سرازير بشود، همان اتفاقي كه براي فوتبال افتاد و نفس ورزش از بين رفت و جاي خود را به سودجويي داد، براي كشتي نميافتد؟
خوشبختانه كشتي يك ورزش انفرادي است. فوتبال ۱۱ بازيكن در داخل زمين دارد و اگر من ندوم، يكي ديگر بايد جور مرا بكشد و كمكاري بازيكنان منجر به شكست تيمشان ميشود، اما كشتي يك ورزش انفرادي است. در هر وزن ۴۰-۳۰ نفر از سراسر كشور براي پوشيدن دوبنده تيم ملي شركت ميكنند و در ميان اينها حداقل خواسته چهار پنج نفرشان از كشتي چيز ديگري غير از خواسته مالي است. همان طور كه الان در فوتبال فوتباليستهايي هستند كه از لحاظ مالي تأمين شدهاند و ديگر پول برايشان اهميتي ندارد و به دنبال چيز ديگري هستند، در كشتي هم همين طور است و اگر سرمايهگذاري شود، تعدادشان بيشتر هم خواهد شد. كشتيگيراني كه به دنبال افتخارآفريني و بالا بردن پرچم ايران در كشورهاي ديگر هستند، كم نيستند. در فوتبال هم بازيكناني هستند كه جور ديگران را ميكشند، بيشتر ميدوند و بيشتر زحمت ميكشند. در واقع كشتيگيراني هستند كه اگر آنها را حمايت مالي كنيد، چون هدفشان چيز ديگري است، مطمئناً مدالهاي خوشرنگتري خواهند گرفت.
از اين جهت اين سؤال را ميپرسم كه هستند بازيكناني كه در تيم ملي آنچنان كه بايد زحمت نميكشند كه مبادا آسيب نبينند تا بتوانند در فلان تيم باشگاهي عربي كه به آنها خوب پول ميدهند، توپ بزنند. حالا اگر در كشتي هم مثل فوتبال اين سرمايههاي ميلياردي هزينه شود، احتمال نميدهيد شاهد چنين كشتيگيراني هم باشيم؟ در فوتبال زياد پيدا ميشود، در كشتي هم هست، ولي كشتي يك ورزش انفرادي است و فقط يك نفر را به تشك ميفرستيد و خطر حذف شدن و شكست براي طرفي كه كمكاري كند بيشتر است. در فوتبال ۱۱ بازيكن به زمين ميروند. در تشك كشتي يك نفر، آن هم بهترين ميرود. اگر فوتبال هم محدوديت تعداد بازيكن در زمين را داشت، مسلماً فوتبال ايران هم پيشرفت ميكرد. افتخارآفريني بازيكنان فوتسال به همين دليل بيشتر است و جزو سه، چهار تيم اول دنيا هستند، چون از دل و جان مايه ميگذارند. تعداد بازيكنان كمتر، يعني ريسك و اشتباه كمتر و در عين حال يكدست بودن بيشتر كه خيلي مهم است.
شهرستان خودتان را از نظر امكاناتي كه به ورزش كشتي اختصاص ميدهند در چه سطحي ميبينيد؟ آيا مناسب ورزش قهرماني است يا خير؟ مردم شهرستان ما ورزش كشتي را دوست دارند، ولي متأسفانه مديريت ضعيف و چشم و همچشمي بين افراد براي گرفتن پست و مقام زياد است و متحد نيستند. البته هيئت كشتي تلاش خود را ميكند. امكان حمايت از كشتيگيران شهرستان نور وجود دارد، اما متأسفانه اين كار را نميكنند. اگر واقعاً بخواهند از كشتيگيران خوب اين شهرستان حمايت كنند ۲۰، ۳۰ كشتيگير خوب هستند و قول ميدهم اگر تحت حمايت مالي، مادي و معنوي قرار بگيرند، اين شهرستان در عرصه كشتي نتايج بسيار بهتري خواهد گرفت.
درباره مسابقات جام جهاني ۲۰۱۳ تهران و سختترين كشتيتان در اين دوره از مسابقات بگوييد.
خوشبختانه توانستم كشتيهايم را خوب بگيرم و حريفان نتوانستند زياد اذيتم كنند. در كشتي دومم در وقت اول با شيوه ديگري به تشك رفتم و در وقت دوم شيوهام را عوض كردم و توانستم حريفم را شش بر صفر شكست بدهم و به مشكل برنخورم.
در مسابقات جام جهاني ده تيم اول دنيا شركت ميكنند و مسلماً بايد از سطح خوبي برخوردار باشند، چون كشورها براي اينكه آبرو و حيثيت كشورشان را حفظ و براي كشورشان افتخارآفريني كنند، مسلماً تيم خوبي را ميآورند. مسابقات خوبي بود و سطح خوبي داشت. مسئولان سنگ تمام گذاشتند، تماشاگران با جان و دل بچهها را تشويق كردند. خوشبختانه همه چيز خوب پيش رفت و تيم ما با اقتدار اول شد.
به حضور تماشاگرها اشاره كرديد. اين حضور گسترده تا چه حد در روحيه تيم تأثير داشت؟ تأثير بسيار زيادي داشت، چون در كشور ما بود، با تشويقهاي آنها بچهها روحيه مضاعف ميگرفتند و اين خيلي خوب است و حريفت را از لحاظ روحي و رواني پايين ميآورد و همين انگيزهاي ميشود كه دل مردم را شاد كني. وقتي ميبيني مردم دارند با جان و دل تشويق ميكنند، تو هم با روحيه و با نشاط بيشتري وارد تشك ميشوي.
علت تصميم براي حذف كشتي از المپيك ۲۰۲۰ چيست؟ فكر ميكنم كشورهاي اروپاي شرقي كه قدرت دارند و در عين حال نميتوانند از اين ورزش مدال كسب كنند، با اين كار ميخواهند كشورهايي مثل ايران را در ردهبندي المپيك پايينتر قرار بدهند. بايد منتظر ماند و ديد پشت اين قضيه چيست، چون ما از مسائل پشت پرده بياطلاعيم. ما داريم براي كشتي و قهرماني زحمت ميكشيم و وارد سياست ورزش نيستيم تا متوجه شويم چه كسي دارد اين كار را ميكند و به چه دليل؟ حتي اگر با سرپرست، كادر فني يا مربيان هم صحبت كنيد شايد در اينباره اطلاع چنداني نداشته باشند.
ايران به عنوان يكي از قطبهاي كشتي جهان عملاً در اين قضيه نقشي ندارد و همه بايد از تصميمات فيلا اطاعت كنند.
متأسفانه قدرت ايران در فيلا زياد نيست و در اين زمينه ضعيف عمل كرده است. حالا اين كمكاري و ضعف از كجا آب ميخورد، مشخص نيست. اگر مسئولان رسيدگي كنند و قدرت فدراسيون كشتي و نفوذ ايران در فيلا را بيشتر كنند، ميتوانند نظرات خوبي را ارائه بدهند و همين امر براي كشتي كشور ثمربخش خواهد بود.
اتحاد تيم ملي كشتي ايران و امريكا را تا چه حد در اين قضيه مؤثر ميدانيد؟ به نظر من اگر سياست را وارد ورزش نكنيم، خيلي بهتر است، چون سياست يك بحث جداست و ورزش هم بحث جدا. ورزشكار در ورزش ميتواند دوستان خوبي پيدا كند، با هم صحبت كنند و در ارتباط باشند. وقتي سياست وارد ورزش ميشود، نميتوان اتحاد ايجاد كرد. ورزش اصلاً با سياست جور درنميآيد. در اين باره نميتوانم نظري بدهم، چون مسئولان و دولت تصميمگيرندهاند و من تصميمگيرنده نيستم.
در المپيك ۲۰۱۲ لندن، آقاي رسول خادم شش هفت ماه مانده به المپيك به تيم پيوستند. از المپيك تا جام جهاني ۲۰۱۳ تهران، در فاصله كمتر از يك سال، مديريت ايشان را در موفقيت كشتي آزاد چقدر مؤثر ميدانيد؟ آقاي خادم همهجوره عالي است، از خانواده، كار و زندگياش گذشته است و شب و روز با دل و جان با كادر فني براي بچهها زحمت ميكشد و سنگ تمام ميگذارد. همين كه آقاي خادم بچهها را بعد از المپيك توانست به كشتي بياورد و در اين مسابقات شركت بدهد، نشاندهنده قدرت مديريت ايشان است. به كشتي فرنگي نگاه كنيد. از بچههاي المپيكي فقط يك نفر بود، در صورتي كه از بچههاي المپيكي ما فقط يك نفر كشتي نگرفت كه آن هم به دليل آسيبديدگي بود. آقاي خادم بعد از المپيك بچهها را به اردو آورد و تمرينشان داد و آنها را در سطح خوبي نگه داشت. بچهها هم توانستند با شجاعت و غيرت كشتي بگيرند و كشتيهاي خيلي خوبي هم گرفتند. همه اينها نشانه درايت و مديريت آقاي خادم است، چون هر كسي نميتواند اين كارها را بكند.
سطح كشتيگيرانمان را در جام جهاني ۲۰۱۳ تهران در مقايسه با المپيك لندن چگونه ارزيابي ميكنيد؟ هرچه مسابقات حساستر و با اهميتتر ميشود، تمرينات سنگينتر و اردوها فشردهتر ميشوند. مسابقات المپيك مهمترين رويداد ورزشي در جهان است. احساس ميكنم بچهها در المپيك آمادگي بيشتري داشتند. فرصت تمرين براي حضور در جام جهاني تهران دو سه ماه بود، اما براي المپيك شش هفت ماه در اردو بودند و زحمت كشيدند. مسلماً برنامه المپيك با توجه به مدت زمانش بهتر بود و بچهها با آمادگي و روحيه جنگندگي بيشتري وارد تشك شدند.
اشاره شده بود امريكا براي قهرماني آمده، اما روسيه با تيم دوم و سومش شركت كرده بود. امريكا براي قهرماني آمده بود، اما نفرات اول، دوم و سوم روسيه اختلاف چنداني با هم ندارند. روسيه در چندين وزن نفرات اولش را آورده بود كه به بچههاي ما باختند. نميشود گفت نفرات دوم و سومشان را آوردهاند. وقتي كشوري وارد اين مسابقات ميشود، نماينده آن كشور است و ميخواهد از آبرو، حيثيت و پرچم آن كشور دفاع كند، پس اينطور نيست كه بگوييد نفرات دوم و سومش را آورده است، بلكه همه كشورها سعي ميكنند بهترين نفراتشان را بياورند. همان طور كه ما هم بهترين نفراتمان را آورديم. سطح مسابقات عالي بود. با ديدن كشتيها، تيمهاي شركتكننده، حساسيت كشتيهاي انجامشده و رقابتهاي بسيار نزديكي كه بين كشتيگيران ما وجود داشت، بهخوبي ميتوان تشخيص داد مسابقات از سطح خوبي برخوردار بود.
نظرتان درباره كلينچ و هل دادن چيست؟ به نظر من قانوني كه قبلاً وجود داشته و الان حذف شده است، يعني «كمر تو كمر» عادلانهتر بود. واقعاً بايد هل دادن را از كشتي بردارند، چون بعضيها بر هل دادن تكيه ميكنند و از اجراي فن واهمه دارند. ضمن اينكه هل دادن باعث محدوديت فني شده است.
بايد بگويم اين قوانين كه از سوي فيلا تعيين شدهاند، در كاهش جذابيت كشتي بيتأثير نيستند و ديگر مثل سابق تماشاگر ورزشي را به كشتي جذب نميكند، چون فن و امتيازي رد و بدل نميشود. وقتي كشتيگيري هل ميدهد و حريف را بيرون مياندازد تا پوئن بگيرد، پيش خودش حساب ميكند چرا خودم را درگير كنم، دنبال اجراي فن باشم، انرژي بيشتري صرف كنم يا خودم را به خطر بيندازم. كشتيگيري كه كمتر از حريفش هست با فرار كردن، انگشت در چشم گذاشتن و كله زدن كار را به كلينچ ميكشاند و متأسفانه حق به حقدار نميرسد. همه اينها باعث شده كه از جذابيت و كيفيت كشتي كاسته شود.
دليل ديگر هم ميتواند مدت زمان كشتيها باشد، چون هر تايم كشتي فقط دو دقيقه است، بعضيها فرار ميكنند يا انگشت ميگيرند يا كارهايي ميكنند تا در بروند و كار را به كلينچ بكشانند يا با يك پوئن كشتي را ببازند و بيرون بيايند و استراحت كنند و دو باره به تشك بروند. همه اينها مانع اجراي فن و رسيدن حق به حقدار ميشود.
در مورد زمان پيشنهادتان چيست؟ به نظر من سه دقيقه بهتر است.
در كشتي، مربي باتجربه مؤثرتر است يا مربي تحصيلكرده يا مجموعهاي از اين دو ويژگي؟ به نظر من مجموعهاي از تجربه، تحصيلات و مديريت مؤثر است و همه اين موارد در كادر فني الان وجود دارد و هر كدام از اينها مكمل ديگري هستند. يكي مدير خوبي است، يكي فني است و ديگري در زمينه كشتي تجربه دارد. در حال حاضر كادر فني ما از نظر تجربه، مديريت، جواني و علم مناسب است، ولي در عين حال ميتواند افراد ديگري را وارد اين گود كند كه تأثيرگذار باشند.
مثلاً؟ آقاي برزگر. ايشان پير كشتي ايرانند و همانطور كه تا حالا براي كشتي ايران زحمت كشيدهاند، ميتوانند خيلي به كشتي ايران كمك كنند. كشتي ايران بسيار مديون آقاي برزگر است، چون پهلواناني كه در عرصه كشتي كشور ما افتخارآفريني كردهاند، دستپروردههاي ايشانند.
حس و حال بچهها از حضور آقايان امامعلي حبيبي و عبدالله موحد در سالن برگزاري مسابقات چگونه بود؟ تشريففرمايي و ديدن پهلوانها و اسطورههاي قديم ميتواند در افزايش انگيزه و روحيه بچهها مفيد و مؤثر باشد. وقتي پاي صحبتها و فرمايشات آقايان حبيبي و موحد مينشينيم، روحيه جنگندگي و جسارتمان مضاعف ميشود. وقتي اين دو پهلوان از كشتيهايي كه ميگرفتند ميگويند آدم واقعاً لذت ميبرد.
درباره كشتيتان با كشتيگير ژاپني كه توانستيد همان ابتداي كار او را ضربه فني كنيد، بگوييد.
كشتي هزار پيچ و خم دارد و هر ثانيه ممكن است اتفاقي بيفتد. در يك اشتباه حريف و شايد زرنگي من اين اتفاق افتاد. اشتباهش اين بود كه خيلي باز جلو آمد و راحت كشتي گرفت و احساس خطر نكرد. يك لحظه غافلگيرش كردم و فن پلنگشكن را به او زدم.
درباره حواشي كشتي فرنگي، عدم حضور آقاي بنا و نتيجه نايب قهرماني تيم ملي كشتي فرنگي در جام جهاني ۲۰۱۳ تهران چه نظري داريد؟ آقاي بنا دلايل خاص خودشان را دارند و خودشان بهتر ميدانند و ما نميتوانيم در اين باره نظر بدهيم. شايد خسته شده يا مشكل خاصي با فدراسيون يا شخص خاصي پيدا كردهاند. در جريان نيستم و اطلاع ندارم، ولي حضور آقاي بنا ميتوانست در موفقيت كشتي فرنگي ايران بسيار مؤثر باشد و بچهها ميتوانستند بهتر از اين كشتي بگيرند. تيم ملي كشتي فرنگي ما با نفرات دوم و سومش در اين دوره از مسابقات شركت كرد. به نظر من آقاي جزيني كار بسيار سنگيني را انجام دادند و خيلي زحمت كشيدند، چون توانستند اين تيم را به فينال برسانند و اين تيم توانست دوم شود. تيم روسيه هم با قدرت وارد ايران شده بود.
و سخن آخر؟ از ما كه دارد ميگذرد، ولي از مسئولان، سازمانها و ارگانهاي دولتي كشور خواهش ميكنم به بقيه توجه كنند. اگر كساني مشكل مالي دارند تا آنجا كه ميتوانند برطرف كنند تا بچهها با آرامش بيشتري به تمريناتشان ادامه بدهند. بايد قهرماني را كه ميتواند افتخارآفريني كند، در حد و اندازه و شخصيتش و مدالي كه گرفته است، حمايت كنند. بعد از اين همه مدتي كه ليگ برگزار شده، تازه امسال سقف قراردادها به ۱۰۰ ميليون تومان رسيده است.
براي چه كسي؟ براي كسي كه قهرمان المپيك شده؛ مدال المپيك با يك سال و دو سال تمرين به دست نيامده و كشتيگير براي آن مدال ۱۵ سال تمرين كرده است. براي كشتيگيري كه مدال المپيك ندارد و در سطح آسيايي و جهاني موفق به كسب مدال شده، سقف قرارداد ۵۰، ۶۰ يا ۷۰ ميليون تومان است.
دريافتي مدالآوران المپيك و مدالآوران در سطح آسيايي و جهاني از صندوق حمايت از قهرمانان چقدر است؟ دارندگان مدال المپيك ماهيانه حدود ۷۰۰، ۸۰۰ هزار تومان و مدالآوران آسيايي و جهاني ۲۰۰، ۳۰۰ هزار تومان دريافتي دارند.
ممنون از وقتي كه در اختيار ما قرار داديد.