
روزهاي آخر سال دو نفر از دوستانم رفته بودند سفرهخانهاي در نزديكي روزنامه - تفريح ما روزنامهنگارها در فاصله تنفس بين خبرها يا پشتبام است يا پيادهرو و لابد اين سفرهخانه را در پيادهرويشان ديده بودند - تا اينجاي كار البته اتفاق عجيب و غريبي نيفتاده بود اما رفته بودند ديده بودند همه گردانندگان اينجا از كسي كه جلوي در ميايستد تا مهماندار و آبدارچي و چاي بريز و پذيراييكننده از كوتاهقامتها هستند. اين شد كه رفتيم سفرهخانهاي كه اين روزها گردانندگانش مهمترين سوژههايش شدهاند. اسماعيل يوسفپور، ۳۵ ساله با ۱۱۰ سانتيمتر قد، ديپلم نقشهكشي دارد و مدير اينجاست، او دو سال است كه ازدواج كرده و همسرش همقد خودش است، صندوقدار سفرهخانه. سيدعلي حسيني، ۵۲ ساله، ۱۱۸ سانتيمتر قد دارد و مهماندار است. مسعود رضاخواه، ۲۴ ساله كاردان طراحي صنعتي، ۱۲۴ سانتيمتر قد دارد و آبدارخانه را اداره ميكند. يوسف شهابي ۲۳ ساله هم مهمانان سفرهخانه را راهنمايي ميكند.
از اينجا شروع كنيم، چرا يك سفرهخانه و چرا انتخاب كاركنان از بين كوتاهقامتها؟يوسفپور: من ۱۵ سال است كه در سفرهخانهها كار ميكنم، همسرم همقد خودم است. يك روز در خانه نشسته بوديم، گفتيم ما كه ميتوانيم كار كنيم، چرا همقدهاي خودمان را جمع نكنيم و سفرهخانهاي كه در جهان تك باشد داير نكنيم.
اين روز كي بود؟ سه، چهار سال پيش.
كارتان در سفرهخانهها چه بود؟ از مردم پذيرايي ميكرديم. قليان و چاي دادن، سفارش گرفتن.
ديپلم نقشهكشي داريد، چرا اين رشته را ادامه نداديد؟ نشد.
ابعاد وسايلي كه استفاده ميكنيد از سماور و سيني تا قليان و چيزهاي ديگر به نسبت قد شما بلند و حجيم است. استفاده از اين ابزارها برايتان سخت نيست؟ نه، ديگر ما عادت كردهايم، ضمن اينكه وسايل را طوري چيدهايم و مناسبسازي كردهايم كه در دسترس باشد، البته بچههاي ما هم نشان دادهاند كه ميتوانند.
يك ايده براي اينكه به عمل نزديك شود، پيگيريها و مرارتهاي خاص خودش را دارد. چطور به اينجا رسيديد؟در درجه اول از ميراث فرهنگي شروع كرديم، ايدهمان را داديم كه خوشبختانه استقبال كردند و گفتند برويد جايي پيدا كنيد، مجوز را صادر كنيم، بعد هم از طريق يكي از دوستان به آقاي قمشهاي كه صاحب اينجاست معرفي شديم.
الان چند وقت است اين سفرهخانه را داير كردهايد؟ سه ماه تمام شد، رفتهايم ماه چهارم.
وضعيت كسب و كارتان چطور است؟ خدا را شكر. روز به روز بهتر ميشود.
با اعضاي انجمن كوچولوهاي ايراني هم در ارتباطيد؟ از شما حمايت شد؟ ارتباط داريم اما حمايت آنچناني نه. گاهي اعضا ميآيند اينجا غذا ميخورند.
برايم جالب است بدانم رفتار و عكسالعمل مشتريها با شما چطور است؟ خب مشتريهايي كه بار اولشان است حسابي تعجب ميكنند اما همينها بعداً مشتري هر روز ما ميشوند، چون اخلاق و رفتار بچههاي ما آقا سيد و آقا مسعود خيلي خوب است.
حسيني: اينجا اتفاق تازهاي است. پرسنلها كوتاهقد و مهربان هستند، از نظر پذيرايي و سرويسدهي همان استانداردهايي را ارائه ميكنيم كه مشتريهايمان ميخواهند، به خاطر همين ما بعد سه ماه، تعداد قابل توجهي مشتري ثابت داريم.
مثلاً چقدر؟ به جز جوانترها و مشتريهايي كه با دوستانشان ميآيند، حداقل ۳۰ خانواده هم داريم كه پاي ثابت اينجا هستند.
آقاي حسيني! قبل از اينكه سفرهخانه بياييد كارتان چه بود؟ مغازه داشتم، مغازه سوغات ايراني در نازيآباد كه تحويل دادم. ما سالهاست كه با آقاي يوسفپور رفاقت داريم و وقتي زنگ زدند گفتند تشريف بياوريد، آمديم .
اينجا كارتان به طور مشخص چيست؟ به قول قديميها ميداندار هستم، سالن اينجا دست من است.
برخوردها از طرف مشتريها چطور است؟ خيلي راحت.
قشنگترين حرفي كه از مشتريهايتان شنيدهايد؟ چقدر اينجا زيباست، چقدر مهربونيد.
شده اينجا مشتريها رفتار بدي با شما يا كاركنان داشته باشند؟ رفتار بد نه، اما جا خوردن چرا، اول يك ذره جا ميخورند، بعضيها ميخندند كه البته خنده تمسخر نيست، بعضي از مشتريها در چهرههايشان پيداست كه دوست دارند زود بفهمند ما چطور رفتار ميكنيم.
حسيني: غيرعادي بودن زماني است كه براي اولين بار چيزي را ميبينيد، خب چند بار كه اين غيرعادي را ببينيد، عادي ميشود.
الان عمده مشكلات كوتاهقامتها چيست؟ رضاخواه: بخش بزرگي از مشكلات ما همانهاست كه آدمهاي عادي با آنها دست به گريبانند؛ بيكاري، خانهدار شدن، ازدواج و معيشت. بعضيها فكر ميكنند ابعاد فضاها و وسايل دردسر بزرگي براي ماست اما فكر نميكنند ما سالها با همين فضا و ابعاد زندگي و در حد نياز فضا را مناسبسازي ميكنيم.
آقا مسعود! شما كاردان طراحي صنعتي هستيد، چرا در اين رشته فعاليت نميكنيد؟ اگر خدا بخواهد قرار است به عنوان يك تكنسين وارد يكي از شركتهاي هواپيمايي شوم.
در چه مرحلهاي است؟ به اميد خدا كارهاي آخرش را انجام ميدهيم.
اينجا چه مسئوليتي داريد؟ قليانزن هستم، چاي ميريزم.
قبلاً كجا بوديد؟ بخش تبليغات يك شركت كار ميكردم كه قراردادم تمام شد.
نگاه مردم به توانمندي كوتاهقامتها نسبت به سالهاي گذشته تغييري كرده؟ به نظرم خيلي بهتر شده، مردم جا افتادهتر شدهاند. من دو سال پيش در انجمن كوچولوهاي ايراني به عنوان مسئول فني فعاليت ميكردم. از زماني كه اين انجمن شكل گرفت و تبليغات رسانهاي آغاز شد، مردم بيشتر با قابليتهاي اين بچهها آشنا شدند.
چند ساعت در روز كار ميكني؟
از ۱۱ صبح كارمان با نظافت و تميزكاري شروع ميشود، از ساعت يك برنامه ناهار را داريم، از ساعت ۵ بعدازظهر به بعد تا ۱۲ شب هم چاي و قليان.
انجمن شما چند نفر عضو دارد؟ ۵۰۰ عضو داريم كه ۴۰ درصد تهراني و ۶۰ درصد شهرستانياند.
تحصيلاتشان چطور؟
زماني كه من انجمن بودم، دوستان كه ميآمدند ما مدرك تحصيليشان را هم ميخواستيم، خب ما فوقليسانس داشتيم، ليسانس داشتيم، تخصصهاي مختلف.
چند درصد از اين دوستان كار داشتند؟ ۵۰ درصد.
اگر جسارت نباشد يك زماني به شماها ميگفتند كوتوله، كه البته درست نبود، چون كوتوله بيشتر ناظر به نقص فهم و شعور است.
ما وقتي ميخواستيم انجمن را در وزارت كشور ثبت كنيم همانجا گفتيم بايد اين اسم كوتوله را آرامآرام از كلام مردم بيرون بكشيم، چون اين كلمه را به هر كسي بگويي به او برميخورد، كوتوله كوچك شمردن طرف است. الان خوشبختانه خيليها اين را نميگويند، فرض كنيد ميگويند بچههاي تيم فوتبال كوچولوهاي ايران.
ولي به نظر من كوچولو هم نميرساند، آدم ياد بچهها ميافتد.
بله، انجمن دارد روي يك اسم و لوگوي خوب كار ميكند.
بين دوستاني كه در انجمن داريد چهرههاي شاخص هستند؟ بله، خيلي هستند، خانم ابراهيمخاني، دانشآموخته حقوق و حقوقدان هستند. حدوداً شصت و اندي سن دارند و ۳۰ سال در وزارت كار فعاليت كردهاند.
ميانگين طول عمر شما چقدر است؟ مثل بقيه مردم، چون پرسيديد اين را هم بگويم كه جهانگير پارساخو پدر جدول ايران از كوتاه قامتها هستند. ما مهندس كوتاهقامت داريم، در هواپيمايي تكنسينكار داريم. بچههاي شهرستان خيليهايشان ليسانس و فوق ليسانس هستند.
كاري كه شما انجام ميدهيد افزودن يك ظرفيت مثبت به جامعه است، وقتي يك ورزشكار ميرود در ميدان جهاني مدال ميآورد، ظرفيت مثبتي به جامعه اضافه ميكند، اين وقتهاست كه يك شادي دستهجمعي شكل ميگيرد و احساس ميكني همه يك خانوادهاند، من هم شما را كه نگاه ميكنم احساس ميكنم ظرفيت مثبتي به جامعه اضافه ميكنيد.
بله، ما آمديم اين را به مردم بگوييم كه اگر شما ميتوانيد ما هم ميتوانيم. خدا را شكر! براي مهمانهاي ما هم عادي شده است. ميآيند لذت ميبرند. با ما حرف ميزنند، من واقعاً نكته آزاردهنده جدي اينجا نديدهام.
شبها چطور برميگرديد خانه؟ از اينجا همه بچهها سوار تاكسي ميشويم، بعضيها هفتتير پياده ميشوند و بعضيها وليعصر، وليعصر هم كه بي.آر. تي شبانهروزي دارد.
شده اينجا اتفاقي يا حادثهاي بيفتد كه نتوانيد كنترل كنيد؟ نه، مگر اينكه يك جابهجايي سنگين باشد.
چقدر تا حالا استكان شكستهايد؟ (ميخندد) يك دست شكستهام.
وقتي استكان ميشكنيد عكسالعمل آقاي يوسفپور چيست؟ ميگويد فداي سرت.
واقعاً ميگويد فداي سرت؟ يوسفپور: من براي شكستن اصلاً ناراحت نميشوم، خودم ۱۵ سال در اين فضا كار كردهام.
آقاي يوسفپور! چقدر در اين ۱۵ سال وسايل شكستهايد؟ من فقط دو استكان شكستهام با يك قليان، آن هم به خاطر اينكه يك فرش برگشته بود و پايم گير كرد به فرش.
آقا سيد! شما چطور؟ من اينجا دو نمكدان شكستهام.
بعضي از بچههاي كوتاه قامت را در سريالها و فيلمها ميبينيم، شما يا بچههاي ديگر اينجا تجربه حضور سينمايي داشتهايد؟ بله، آخرين فيلم من «فتيله و ماه پيشوني» بود كه با آقاي يوسفپور كار كرديم ۲۵ روز يزد بوديم،كار آقاي معيريان.
البته من قبل از انقلاب هم تئاتر كار ميكردم، اولين نمايش ما «جنجال در بنگاه»در لالهزار اجرا شد، در قصر يخ، بولينگ عبده و تئاتر شهر هم اجرا داشتيم.
حداكثر قد براي اينكه كسي عضو انجمن كوتاهقامتها باشد چقدر است؟ رضاخواه: ۱۴۰ سانتيمتر[ميخندد] البته بعضيها وقتي آمدند انجمن، كوتاه قامت بودند ولي رفته رفته قد كشيدند، كسي قدش از ۱۴۰ سانتيمتر بيشتر باشد نميتواند عضو رسمي باشد، البته به عنوان عضو هوادار ميتواند فعاليت كند.
اين قد كشيدن برايم جالب است، بيشتر توضيح ميدهيد؟ يكي از بچهها به انجمن كه آمد ۱۵ سالش بود و ۱۳۰ سانتيمتر قد داشت، ۱۸ سالش كه شد قدش رسيد به ۱۴۰، الان فكر ميكنم ۱۴۰ را هم رد كرده باشد، بچهها به شوخي ميگويند كسي كه وارد انجمن ميشود قدش هم رشد ميكند.
كوتاه قامتترين عضو انجمن كيست؟ كوتاهقامتترين دخترمان، خانم شريفي است كه ۲۲ سال دارند با ۹۵ سانتيمتر قد كه سرپرست دو كارگاه عروسكسازي است. كوتاهترين پسرمان هم مرتضي پركاس، ۲۱ ساله اهل شيراز با ۷۰ سانتيمتر قد است.
آقاي يوسفپور! بزرگترين نگرانيتان در اينجا چيست؟فكر و خيال كه زياد است، اما من ياد گرفتهام صبور باشم. اميدواريم سالن غذاخوريمان را هم بتوانيم راه بيندازيم و بچهها هم خدمات خوبي به مشتريها بدهند. البته شبها كه دير تعطيل ميكنيم نگران بچهها هستم كه نكند اتفاقي برايشان بيفتد، نكند به آنها ماشين بزند.
يوسف شهابي ساكت است و كمتر از يوسف شنيديم، شما قبلاً چه كار ميكرديد؟
يك مدت در بازار تحصيلدار بودم، چك نقد ميكردم، حساب و كتاب ميكردم، يك مدت هم در كتابفروشي انجمن بودم.
تجربه خوبي بود؟ جذابيت اين كار اين است كه آدم هر روز با آدمهاي متنوع سر و كار دارد.
اينجا مسئوليت شما به طور مشخص چيست؟ مهماندارم، بعضي وقتها جلوي در ميايستم بعضي وقتها پايين، مهمانها را راهنمايي ميكنم كه در جايي كه دوست دارند مستقر شوند.
اين مسئوليت را خودتان انتخاب كرديد؟نه، آقاي يوسفپور با توجه به قابليتها تقسيم وظايف كردند. البته اين تقسيمبنديها خيلي هم خشك و مقرراتي نيست، فرض كنيد آقا سيد سالندار است، كار اصلي با آقاسيد است، ما هم كمك ميكنيم يا در آبدارخانه كار اصلي با آقاي رضاخواه است اما ما هم كمك ميكنيم. در كل روزمان را راحت شب ميكنيم.
اين كار را دوست داري يا تحصيلداري در بازار را؟ اين كار تنوع زيادي دارد. در بازار با يكسري تيپهاي خاص سر و كار داري، اما اينجا خانواده ميآيد، جوان ميآيد، پير ميآيد، يكي از بالاي شهر ميآيد، يكي از پايين شهر، تفاوت ادبيات آدمها با هم برايم جالب است اما در بازار يك عده آدم دور هم جمع شدهاند كه صبح تا شب فقط پول در دهانشان ميچرخد.
از شراكت با اسماعيل حس خوبي دارم
آقاي قمشهاي! من تصور ميكردم فضاي اينجا براي گروه آقاي يوسفپور اجارهاي است، اما متوجه شدم شما اين فضا را در اختيار بچهها قرار دادهايد و ظاهراً ميخواهيد شراكتي كار كنيد. شما اگر اينجا را اجاره بدهيد مبلغ قابل توجهي ميشود، چرا از اين سود ميگذريد و از اين بچهها حمايت ميكنيد؟دنبال درآمد نبودم. من روزي كه اين آقا اسماعيل را ديدم اصلاً به دلم نشست. خدا شاهد است براي اينجا يك مبلغ كلاني به من ميدادند و مبلغ قابل توجهي هم براي اجاره كه بروم در خانه بخوابم، پولش را بگذارم بانك و مسافرتهاي آنچناني بروم.
چرا اين كار را نميكنيد؟ من اولاً خودم يك پسر دارم و نميخواهم در اينجا بسته شود، در ثاني از اين بچهها خوشم ميآيد.