
انتخابات دو روزه پارلماني ايتاليا كموبيش چشماندازي از وضعيت بحرانزده احزاب را در اين كشور نشان داد كه حتي ميتواند بيانگر وضعيت مشابه در ديگر كشورهاي اتحاديه اروپا باشد كه به شدت در بحران مالي غوطهور هستند. شايد قضاوت روزنامه اسپانيايي الموندو به خوبي گوياي اين چشمانداز باشد كه بعد از اين انتخابات نوشت: «اينكه بپه گريلوي كمدين و نخستوزير پيشين، برلوسكني، با هم بيش از ۵۰ درصد آرا را كسب ميكنند، بحران سيستم سياسي ايتاليا را آشكار ميكند. اكثريت رأيدهندگان اصلاحات ماريو مونتي را رد ميكنند. نتيجه انتخابات بر ثبات يورو تأثير منفي خواهد داشت». برخي از ديگر رسانههاي اروپايي ارزيابي شبيه به اين داشتند تا جايي كه همگي نتيجه اين انتخابات را با عبارت «غير قابل حكومت بودن ايتاليا» تفسير و تعبير كردند. نشانههاي قابل توجه و عمده از اين تفسير در دو چيز بود؛ نخست افول شديد و تأملبرانگيز ماريو مونتي، نخستوزير مستعفي، و دوم در قدرتگيري چشمگير شخصيتي به نام بپه گريلو و حزب او با نام جنبش پنج ستاره بود كه اين انتخابات به منزله سكوي پرش او و حزبش به سوي فتح قدرت در اين كشور بحرانزده بود.
بايد توجه داشت كه اميد متحدان اروپايي و به خصوص مقامات برلين و اتحاديه اروپا در بروكسل نه به برلوسكني بود و نه به گريلوي تازه به دوران رسيده بلكه اميد آنها به پيروزي مونتي در اين انتخابات بود تا با ابقاي او در پست نخستوزيري ايتاليا سياست رياضت اقتصادي در اين كشور تداوم بيابد.
با وجود اين انتظار اما مونتي و ائتلاف ميانه او قادر به برآورده كردن اميد آنها نبودند و تنها توانستند حدود ۱۰ درصد آرا را به دست بياورند كه شكست قابل توجهي براي مونتي و تكنوكراتهاي همراه او در ائتلاف ميانه بود و از سوي ديگر، اين نتيجه پاسخ قاطع مردم ايتاليا و يك نه محكم آنها به طرح برليني- بروكسلي رياضت اقتصادي بود. بازگشت نيمبند سيلويو برلوسكني به قدرت و ظهور پديدهوار گريلو روي ديگر سكه انتخابات پارلماني ايتاليا بود كه گذشته از غيرمنتظره بودن آن براي متحدان خارجي ايتاليا، بيانگر يك تغيير قابل توجه در تركيب سياسي است كه نميتواند محدود به ايتاليا باشد بلكه اين اتفاق را ميتوان پيشدرآمدي براي ديگر كشورهاي اروپايي نيز دانست. حتي ميتوان گفت كه آن تفسير و تعبير رسانههاي اروپايي به انتخابات ايتاليا يك واكنش صرف رسانهاي به آن انتخابات نبود و به جاي اين، انعكاسي از بيثباتي سياسي در سطح اتحاديه اروپا است مبني بر اينكه فضاي عمومي چنان تغيير يافته و غير قابل پيشبيني شده كه ميتوان انتظار سربرآوردن گريلوهاي مشابه و اين دست نوكيسههاي سياسي در ديگر كشورهاي اروپايي را داشت. از اين رو، تعبير و تفسير اين رسانهها از انتخابات ايتاليا به عنوان «غيرقابل حكومت بودن ايتاليا» را ميتوان تعبيري از وضعيت عمومي در اتحاديه اروپا دانست و گفت: «غير قابل حكومت بودن اروپا».
غير قابل حكومت بودن اروپا از اين جهت توجيهپذير است كه در مدت بسيار كوتاه چند سال يك كمدين و به اصطلاح شومن تلويزيوني بتواند به موقعيتي برسد كه نه براي جناحها و احزاب سياسي، بلكه براي كل سيستم سياسي يك كشور خط و نشان بكشد. بپه گريلو درست چنين كسي است كه بعد از انتخابات پارلماني ايتاليا مدعي سقوط نظام سياسي اين كشور شده و در مصاحبه با مجله فوكوس، اين پيشبيني از آينده نزديك سياسي كشورش را بيان ميكند: «سيستم سياسي حاكم بر ايتاليا طي شش ماه آتي قادر نخواهد بود كه حقوق بخشهاي دولتي و همين طور مستمريها را بپردازد و شش ماه آتي نقطه پايان احزاب و سيستم سياسي ايتاليا است».
بايد به ياد داشت اين خط و نشانها از سوي كسي كشيده ميشود كه حزب خود به نام جنبش پنج ستاره را در سال ۲۰۰۹ تأسيس كرده بود و از سال ۲۰۰۷ بود كه حزبي با نام عجيب و غريب Vaffa day، با كمي تسامح «روز برو گمشو گفتن»، به صورت جدي پا به عرصه سياسي ايتاليا گذاشت. روش او از همان ابتداي كار تفاوتي با سابقهاش نداشت و ميتوان گفت او تنها كاري كه كرده اين است كه ترفندهاي نمايشي در شوهاي كمدي را از استوديوهاي تلويزيون و صحنههاي نمايشي به ميتينگها و تجمعات سياسي آورده است. در اين صورت، او به جاي اينكه طرح و تدبير جدي سياسي براي مقابله با ديگر احزاب سياسي داشته باشد تا آنكه راهي به حل معضلات مردم را نشان دهد، طرح و تدبيرهاي سياسي احزاب و حتي موجوديت سياسي آنها و كل كشور را به تمسخر گرفته است. بايد توجه داشت كه او از زماني كار سياسي خود را شروع كرد كه بحران مالي غرب شروع شده بود اما در آن موقع افكار عمومي غرب چندان متوجه عمق بحران نبود و به طور ملموس درگير آن نشده بود.
مردم تنها با گذشت زمان بود كه متوجه اوضاع شدند و با شدت گرفتن بحران دريافتند كه نميتوانند اميدي به سياستمداران خود داشته باشند. شكلگيري شرايط نااميدي به سياستمداران و احزاب سياسي بستر مناسب را براي كسي همچون گريلو فراهم كرد كه به قول ماركوس لوتيك، تحليلگر دويچه وله، او مبدل به چهره اصلي بسياري از حاميانش شده كه در ميادين، خشم خود را از افتضاحات سياستمداران ابراز ميكنند. اين وضعيت به معناي ظهور نوعي از آنارشيست سياسي است كه گريلو سوار بر امواج آن شده و بر نظام سياسي ايتاليا حملهور شده، وضعيتي كه در ديگر كشورهاي اروپايي قابل انتظار است.