
اين گزارش محورهاي مختلفي مثل امنيت در فضاي سايبر، تهديد موشكي و اتمي كره شمالي عليه امريكا، بحران سوريه و پرونده هستهاي را دربر داشت كه او در گزارش خود با ارائه يك سري اطلاعات به سناتورها، ارزيابي امنيتي مجموعه تحت نظر خود را نيز به اطلاع آنان برساند. بنابر اين، گزارش كلاپر بيانگر نوع ديدگاه امنيتي كاخ سفيد امريكا نسبت به موضوعات اساسي مرتبط با امنيت ملي اين كشور است كه علاوه بر نشان دادن راهبرد كاخ سفيد در اين موضوعات، پيامهاي مشخصي به ديگر نهادهاي امريكا و دولتهاي نزديك به آن دارد.
پرونده هستهاي ايران به دليل اهميت خاص آن در عرصه بينالملل خود به خود از محورهاي مهم گزارش كلاپر بود كه او اين موضوع را بر سه محور مورد ارزيابي قرار داده است. محور نخست مربوط ميشود به ادعاي رايج امريكا و متحدان غربياش مبني بر غنيسازي اورانيوم ايران در جهت اهداف نظامي، محور دوم به توانايي موشكي و محور سوم امكان انحراف ايران در غنيسازي اورانيوم. قبل از پرداختن به اين دو محور لازم به ذكر است كه كلاپر يك ماه پيش و در حضور نمايندگاني از دو مجلس سنا و نمايندگان امريكا اعلام كرد كه «ايران به هيچ وجه برنامه هستهاي خود را رها نميكند» و اين گونه بر عزم ايران بر ادامه برنامه خود در زمينه هستهاي تأييد كرد. ميتوان گفت كه گزارش اخير او در كليت خود بر مبناي اين ديدگاه بود و او در اين گزارش نيز نشان داد كه نميتوان از ايران انتظار كوتاهي و عقبنشيني از برنامه هستهاياش را داشت. او در مورد محور نخست معترف به قابليت و تواناييهاي هستهاي ايران بوده و اين اعتراف با وجود تبليغات رسانهاي غرب مبني بر كاهش توانايي هستهاي ايران بر اثر تحريمها قابل توجه است. او كماكان ارزيابي خود را از اين توانايي ايران بر محور اهداف نظامي ارزيابي كرده و مدعي ميشود كه اين توانايي به ايران امكان ميدهد تا «در صورت اتخاذ تصميم، بتواند سلاحهاي هستهاي توليد كند». در واقع، او ساخت تسليحات هستهاي را موقوف به توانايي هستهاي ندانسته و بر اين امر تأكيد نيز كرده بلكه ساخت اين تسليحات را موقوف به اراده و تصميم سياسي دانسته و اين امر را چنين ارزيابي كرده؛ «ما نميدانيم آيا ايران در نهايت تصميم به ساخت سلاح هستهاي ميگيرد.»
هر چند كه كلاپر در اين ارزيابي به وجه سلبي سخن گفته و از اين جهت ارزيابي او دو پهلوست اما همين نحوه بيان دو پهلوي او هم بر خلاف ادبيات رايج رسانهاي غرب در مورد فعاليت هستهاي ايران است و هم آشكارا بر خلاف موضع رسمي اسرائيل و به خصوص سخنان بنيامين نتانياهو، نخست وزير اين رژيم، در مجمع عمومي سازمان ملل. ادبيات رسانهاي و حتي موضعگيري مقامات غربي به طور عمده به اين صورت است كه ايران با رسيدن به قابليت ساخت سلاح هستهاي به سوي انجام آن حركت ميكند و نتانياهو در سخنان خود با اتكا به همين ادبيات رايج بود كه آن نقاشي كاريكاتورگونه خود را علم كرد و به خيالش خط قرمزي بر فعاليت هستهاي ايران كشيد.
اكنون، كلاپر ابتدا تمايز و مرز روشني بين قابليت و ساخت سلاح هستهاي ايجاد ميكند و دومي را به تصميم سياسي مرتبط كرده كه حتي با اين وجه سلبي نيز تأييد نميكند كه ايران تصميم سياسي بر ساخت چنين سلاحي داشته باشد و حتي با اشاره به «سود و هزينه» قبول كرده كه ايران تصميم سياسي براي ساخت سلاح هستهاي ندارد.
كلاپر در محور دوم به توانايي موشكي ايران پرداخته و ميپذيرد كه ايران به پيشرفتهاي قابل توجهي در توانايي موشكي خود رسيده تا آنجا كه توانايي ايران براي ساخت موشكهاي بالستيك قارهپيما را قبول كرده است. البته او اين اعتراف را از منظر موشك به عنوان وسيله پرتاب سلاح هستهاي مطرح كرده تا آنكه اعتراف خود را تحت الشعاع سلاح هستهاي قرار دهد، اما بايد به پيام موجود در اين اعتراف توجه كرد. او تأييد ميكند كه توانايي بومي ايران در ساخت انواع موشكهاي كروز ضدكشتي، كروز سطحي و بالستيك راهبرد ايران در جهت بازدارندگي را پيش ميكشد و اين پيامي به اسرائيل است كه ايران توانايي بازدارندگي در مقابل تهديدهاي اين رژيم را دارد. او پيش از اين نيز تأييد كرده بود كه تهديد اسرائيل تاثيري بر توانايي ايران ندارد و اكنون به اين رژيم پيام ميدهد كه در مقابل خود ايراني با تواناييهاي قابل توجه بازدارندگي دارد و نميتواند اميدي به تهديدهاي خود داشته باشد.
سومين محور كلاپر متوجه فرآيند غنيسازي اورانيوم در ايران است و اعلام ميكند كه بنابر ارزيابي اطلاعاتي، انحراف اين فرآيند منتفي است. او به اين وسيله بر كنترلهاي موجود بر اين فرآيند و به خصوص نظارت پادماني تأكيد كرده كه نفس چنين تأكيدي به معناي فرآيند صلحآميز غنيسازي اورانيوم در ايران است. از سوي ديگر، ارزيابي كلاپر در تضاد روشن با ادعاهاي نتانياهو در همان اجلاس سازمان ملل است كه مدعي شده بود ايران ميتواند به نحو مخفيانه اورانيوم با غناي بالا را توليد كند.
اكنون، كلاپر هم به دليل تصميم سياسي و هم به دليل كنترلهاي موجود در فرآيند غنيسازي خط بطلان بر تمام ادعاهاي نتانياهو و هياهوي سياسي كشيده كه فعاليت هستهاي ايران را در جهت تسليحات هستهاي دانسته و در نهايت، معترف به ماهيت صلحآميز فعاليت هستهاي ايران شده هر چند كه سعي كرده اين اعتراف را در جملهپردازي خود پنهان كند.