کد خبر: 516267
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۴:۱۸
گفت‌و‌گو با پيرمحمد ملازهي درباره ريشه‌هاي تروريسم در همسايه جنوب شرقي
مسعود محموديان

مناسبات ايران و پاكستان دوره حساسي را طي مي‌كند و در ‌ روز‌هاي آينده كه رئيس‌جمهور پاكستان براي كليد زدن خط لوله گاز ايران به ايران بيايد وارد يك مرحله جديد خواهد شد كه مي‌تواند تا شراكت استراتژيك دو طرف هم پيش برود و با اين حال، چند ماهي است كه حملات تروريستي به شيعيان پاكستان، شيريني نزديك شدن روابط را به كام مقام‌هاي سياسي در تهران و اسلام‌آباد تلخ كرده است. تازه‌ترين آنها هم عمليات تروريستي در كراچي بود كه ده‌ها نفر را به خاك و خون كشيد. تهران در تنظيم مناسباتش با اسلام‌آباد به طور سنتي سعي كرده كه روابطش تحت تأثير چالش‌هايي كه شيعيان با آن روبه‌رو هستند قرار نگيرد، ولي نمي‌تواند چشم‌هايش را هم كامل به روي آنچه براي شيعيان اتفاق مي‌افتد، بسته نگه دارد. در گفت‌و‌گو با پيرمحمد ملازهي، كارشناس حوزه مسائل شبه قاره، ريشه‌هاي تروريسم عليه شيعيان را به بحث گذاشته‌ايم.

ابتدا بفرماييد چرا ترورها در پاكستان اين همه تكرار مي‌شود و طي ماه‌هاي اخير هم بيشتر شده است؟ 

دو مسئله در اين مورد وجود دارد، يكي تضاد‌هايي است كه در درون جامعه پاكستان از قديم وجود داشته است. اما در شرايط كنوني عوامل خارجي وجود دارند كه آنها را تشديد كرده‌اند. از جمله، متأسفانه تضاد‌هايي كه بين شيعيان و اهل سنت در پاكستان وجود دارد. اين تضاد را به لحاظ تاريخي حتي قبل از تشكيل كشور پاكستان مي‌توانيد در هند ببينيد. يعني زمان‌هايي وجود داشته كه علماي مذهبي شيعه و سني در مقابل هم موضع داشتند تا جايي كه كتاب‌هايي را در نقد نظريه‌هاي يكديگر منتشر مي‌كردند. 

يعني قبل از اينكه پاكستان به استقلال برسد؟ 

بله، حتي قبل از اينكه كشور پاكستان به‌وجود بيايد. بنابراين تضاد شيعه و سني در جامعه اسلامي پاكستان تا حدودي قديمي است ولي آنچه كه الان مطرح است چندان ارتباطي با زمينه‌هاي ذهني و تاريخي قضيه ندارد. در حال حاضر ما چند منطقه داريم كه در تضاد‌هاي شيعي و سني شديد است، يكي منطقه كويته است كه مركز ايالت بلوچستان است، يكي كراچي است كه مركز ايالت سند است و ديگري منطقه پاراچنار در ايالت خيبرپختون‌خواه و يكي هم در شمال منطقه كشمير قرار دارد. 

عمده شيعيان در اين مناطق ساكن هستند؟ 

بله تمركز شيعيان در اين مناطق بيشتر است. اما تنها مسئله مذهبي اين مناطق نيست كه باعث تنش‌هايي شده، بلكه واقعيت اين است كه مسائل مذهبي با مسائل قومي تركيب شده است. به عنوان مثال اگر شما كويته را در نظر بگيريد، انفجار‌هايي كه در يك ماه اخير در اين منطقه پاكستان رخ داده عمدتاً عليه قوم هزاره بوده است. قوم هزاره شيعه مذهب هستند.
حال چه كساني اين انفجارها را انجام داده‌اند؟ سپاه سابق لشكر طيبه يا لشكر جهنگوي.
لشكر جهنگوي از كجا به‌وجود آمده‌اند؟ اين لشكر پس از آنكه انقلاب اسلامي ايران به پيروزي رسيد به دست عربستان سعودي تشكيل شد تا جلوي توسعه و پيشروي شيعيان را در پاكستان بگيرد. در واقع عربستان سعودي در برابر ايران اين گروه را ايجاد كرد. 

لشكر جهنگوي از كدام قوميت يا قوميت‌ها هستند؟ 

جهنگوي‌ها عمدتاً پنجابي هستند كه مركزشان هم بيشتر در لاهور است. البته از اقوام ديگر هم در بين آنها وجود دارند. ولي در واقع خط و ربط‌ها از آنجاست. همانگونه كه گفته شد سپاه صحابه در زمان ژنرال ضياء‌الحق و جنگ در افغانستان به‌وجود آمد. پيروزي انقلاب اسلامي هم تحركي را در بين شيعيان پاكستان به‌وجود آورد. اگر خاطرتان باشد نهضت فقه جعفري هم در پاسخ به تشكيل سپاه صحابه ايجاد شد. سپاه صحابه مدعي است كه ما در مقابل رشد تفكر شيعي كه از ايران سرچشمه گرفته است هستيم و در مقابل آن مقاومت مي‌كنيم. 

اين اختلاف، موضوعي قومي - مذهبي است يا اينكه از سوي دولت پاكستان يا كشورهاي ديگر هم تقويت مي‌شد؟ 

همين جا است كه خيلي‌ها معتقدند آن چيزي كه در پاكستان در جريان است در واقع يك نوع جنگ نيابتي است. به لحاظ واقعي نمي‌توانيم اين را ناديده بگيريم كه به هر حال انقلاب اسلامي در ايران اين نگراني را در بين كشورهاي عرب به‌وجود آورد كه ممكن است گروه‌هاي شيعه كه احساس تعلق به ايران دارند با اين امر تحريك شوند كه يك نوع انقلاب مذهبي شيعي را در ديگر كشورها به‌وجود بياورند. وقتي كه اين تلقي به‌وجود آمد، باعث شد در كشورهاي عرب همچون عربستان سعودي كه در واقع از گروه‌هاي راديكالي كه به نوعي مواضع نزديكي با عربستان سعودي دارند، حمايت كند كه سپاه صحابه از همين رو شكل گرفت. در آن زمان ارتش پاكستان هم به شكلي در ايجاد آن دخالت و از آن حمايت كرد. از سوي ديگر شرايط كلي كه در افغانستان وجود داشت، باعث شد دو تا مكتب جهادگر كه در حقيقت يكي مكتب جهادگر ديوبندي (با انديشه وهابي در شبه قاره هند) و ديگري مكتبي كه مستقيم از عربستان سعودي نشئت مي‌گرفت از قبيل سازمان القاعده كه در افغانستان با روسها جهاد مي‌كردند، به هم برسند و با هم در امر جهاد شركت كنند كه نتيجه آن رشد راديكاليسمي بود كه الان ما در ميان گروه‌هاي افراطي اهل سنت مي‌بينيم. از آن طرف هم در ميان شيعيان اين تفكر به‌وجود آمده كه نظاميان و دولت پاكستان نمي‌توانند از ما حمايت كنند بنابراين خودمان بايد از مردم حمايت كنيم.
بله حتي علماي شيعه در اين زمينه دولت را تهديد كرده‌اند كه اگر نتواند امنيت مردم را تأمين كند، خود وارد عمل مي‌شوند و از شيعيان محافظت مي‌كنند.
خب در چنين شرايطي نتيجه چه چيزي است؟ نتيجه اين است كه شيعيان به هر شكل نسبت به جمهوري اسلامي ايران احساس تعلق مي‌كنند و با نزديك شدن به آن، اميدوار هستند كه ايران از آنها حمايت كند. در آن سو هم اهل سنت و گروه‌هاي راديكال هم نگاه به عربستان سعودي و به دستگاه امنيتي پاكستان دارند. 

ولي ما مي‌بينيم كه عمدتاً ترور عليه شيعيان است. 

درست است، به هرحال بين دو طرف توازن جمعيت و قدرت وجود ندارد چون شيعيان ۲۰ درصد از جامعه پاكستان را تشكيل مي‌دهند در حالي كه اهل سنت ۸۰ درصد هستند. اما با اين وجود شيعيان نيز در برخي موارد واكنش‌هايي عليه انديشه وهابيت و ترور عليه مردم شعيه نشان مي‌دهند. اما چون به لحاظ جمعيتي در اقليت قرار دارند، آسيب‌پذيرتر نيز هستند. اتفاقاً به همين دليل است كه بيشتر احتياط مي‌كنند تا مورد واكنش گروه‌هاي تندرو قرار نگيرند. با اين وجود در برخي موارد ممكن است واقعاً احساس كنند كه حالت دفاعي صرف و مداوم چاره‌ساز نيست و نمي‌تواند جلوي اقدامات طرف مقابل را بگيرد. به هر حال اين تلقي وجود دارد كه گروه‌هاي راديكال اهل سنت و گروه‌هاي راديكال شيعه با هم در پاكستان در تضاد قرار دارند و هر كدام نيز حمايت مي‌شوند. در كنار اينها واقعيت ديگري هم وجود دارد كه به نظر من از اهميت بالايي برخوردار است و آن اين است كه چون جنگ در افغانستان به بن‌بست رسيده است و امريكايي‌ها هم دچار مشكل شده‌اند و نمي‌توانند راه‌حل نظامي براي اين مشكل پيدا بكنند، بدشان نمي‌آيد كه يك نوع جنگ مذهبي شيعي و سني در دنيا حادث شود. شايد در پشت پرده هم واقعاً امريكايي‌ها و اسرائيلي‌ها اين را ترجيح مي‌دهند در جايي كه سازماني مانند سازمان القاعده كه نوك پيكان حملات خود را متوجه امريكا و اروپا كرده است را به سمت يك تضاد مذهبي در بين خودشان بكشانند كه همان طور كه عرض كردم زمينه‌هايش از قديم وجود داشته است. بنابراين آنچه الان در پاكستان مي‌گذرد اگر همين طور ادامه‌اش را پي بگيريد متوجه مي‌شويد كه به سوريه، عراق، عربستان و بحرين هم مي‌رسد. كلاً يك جرياني وجود دارد كه به اصطلاح از نگراني كشورهاي عربي سرچشمه مي‌گيرد. همان طور كه ملك عبدالله دوم، پادشاه اردن از آن تحت عنوان هلال شيعي ياد مي‌كند و منشأ آن را نيز جمهوري اسلامي ايران معرفي مي‌كند.
بنابراين يك نوع تضاد وجود دارد كه ممكن است در شرايط عادي قابل كنترل باشد، البته اگر كشورهاي خارجي دخالت نكنند. ولي وقتي منافع دنياي غرب در تشديد اين تضاد باشد، در آن صورت به نظر من زمينه‌ها را آماده مي‌كند تا اين تضاد دروني شود. همان چيزي را كه الان شما در سوريه، عراق، پاكستان و بحرين مي‌بينيد. 

درباره يك گروه هندي صحبت كرديد كه عليه شيعيان با جهنگوي‌ها به توافق رسيده‌اند؟ 

خير اينها هندي نيستند بلكه پاكستاني هستند. منظور همان گروه ديوبندي شبه قاره هستند كه از قبل در اين منطقه حضور داشته‌اند. 

پس هيچ رابطه‌اي با هند ندارند؟ 

خير... اينها بر عكس عليه هند هستند. لشكر طيبه پاكستاني هستند كه عليه هند اقدام مي‌كنند. لشكر طيبه يك تفكر راديكال اسلامي است كه با امريكا و اروپا در افغانستان، با هندوستان در كشمير و در ديگر كشورهاي عربي همچون سوريه و لبنان نيز مبارزه مي‌كنند. اين طيف عموماً عليه سياست‌هاي جمهوري اسلامي ايران در منطقه عمل مي‌كنند.
يك سؤال هم در رابطه با طالبان دارم. از آنجايي كه شما ريشه‌هاي حضور القاعده را كاملاً روشن بيان كرديد، ديگر بحثي در آن باره مطرح نمي‌كنم، اما طالبان پاكستان اعلام كرده‌اند كه مي‌خواهند حزب سياسي ايجاد كنند و وارد بازي سياسي شوند و در واقع وارد حوزه انتخابات شوند. آيا اين مسئله مي‌تواند بر روي كم شدن اختلافات شيعه و سني تأثير بگذارد يا حتي درميزان كاهش ترورها اثر داشته باشد؟
‌ يك تلاش كلي در بين هم علماي شيعه و هم علماي سني وجود دارد كه وحدتي را به اصطلاح تحت عنوان تقريب مذاهب در پاكستان و بر اساس منافع ملي پاكستان طراحي بكنند. دوتا جريان پشت سر اين موضوع هستند، يكي جريان «ملا. . . الرحمان» است كه حزب جمعيت علماي اسلام را دارد و ديگري هم علماي شيعه هستند كه به اصطلاح كنفرانس اسلامي را در اختيار دارند. 

اين دو نيرو واقعاً در پاكستان به دنبال كاهش تضادها بين شيعه و سني هستند؟ 

البته درست است كه اينها احزاب قدرتمندي به لحاظ سياسي و مذهبي هستند و اكثريت مردم نيز از آنها حمايت مي‌كنند ولي واقعيت آن است كه ابتكار عمل در دست گروه‌هاي افراطي است. 

آيا تقريب مذاهب جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه با آنها در تماس است؟ 

بله، شما اگر كنفرانس‌هايي را كه در اين زمينه در تهران تشكيل مي‌شود نگاه بكنيد مي‌بينيد كه از اين گروه‌ها نيز علما مي‌آيند. 

اساساً عربستان نهادي به نام تقريب مذاهب دارند؟ 

آنها سازماني به نام رابطه اسلامي دارند كه عمدتاً به اين مسائل مي‌پردازد. ولي بحث طالبان را كه شما مطرح كرديد، «تحريك طالبان» در واقع وابسته به جريان راديكال اهل سنت است كه وابسته به همان مكتب ديوبندي است و بيشتر در مدرسه حقاني (ابن الحق) تربيت شده‌اند كه يك جريان راديكال از جمعيت علماي اسلام را رهبري مي‌كنند. بنابراين گروه تحريك طالبان در واقع مي‌تواند با دولت مركزي پاكستان به تفاهم برسد چنانكه اين جريان راديكال تمايلاتي از خودشان براي مصالحه با دولت مركزي پاكستان نشان داده‌اند و در حال حاضر اطلاعات ضد و نقيضي منتشر شده مبني بر اينكه بعضي از آنها مي‌گويند كه ما بايد تبديل به حزب سياسي شويم. از آن طرف بعضي از آنها معتقدند كه بايد راه حل نظامي را تا پايان كار ادامه بدهند و امريكايي‌ها را از افغانستان خارج كنند و بايد دولت را در اسلام‌آباد مركز پاكستان اسلامي كنند. اما جناح ميانه‌رو به دنبال يك راه حل سياسي است تا در انتخابات آينده شركت كند و تبديل به يك حزب سياسي شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار