محمدصادق زماني | آيا بلوغ اجتماعي و سياسي افكار عمومي و مردم كشور ما در حال حاضر- روزهاي پاياني سال ۹۱- نسبت به هشت سال پيش يا در مقايسه با ۱۶ سال گذشته، رشد داشته است يا نه؟ پاسخ مثبت است زيرا سطح بلوغ فردي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي ملتها در گذر زمان رشد ميكند و رو به تكامل ميرود. از اين رو، فهم و بلوغ فردي و اجتماعي مردم كشور ما به ويژه طي سه دهه گذشته، به خاطر تداوم برگزاري بزرگترين نماد مشاركت اجتماعي- يعني انتخابات رياست جمهوري- و نيز مسائل جانبي ديگر، رشد قابل قبولي داشته است.
با اين حال، در شرايطي كه يازدهمين انتخابات رياست جمهوري نزديك است و بازار مباحثات انتخاباتي رو به داغي گذاشته، هشدار درباره يك رفتار خطرناك كه ميتواند به روح فردي و جمعي و به منافع ملي آسيبهاي جدي وارد كند، ضروري است.
در همه جاي دنيا، كسي كه براي بهرهبرداري از بزرگترين مشاركت اجتماعي مردم- يعني انتخابات رياست جمهوري- عوامفريبي ميكند يا خود فردي «عامي» است يا در گروه «خواص» قرار دارد؛ اگر خود او «عامي» باشد، توان بالاي مديريتي او- آن هم در حد رئيسجمهور- زير علامت سؤال و ترديد است و اگر هم جزو «خواص» باشد و از اين جايگاه براي انحراف افكار عامه سوءاستفاده كند، بيترديد، فردي خطرناك و غيرقابل اعتماد است.
اين روزها، باز اظهارنظرهاي عجيب و غريبي شنيده ميشود؛ اظهاراتي از قبيل: «انسان تا ۱۰۰ سال ديگر، انسان ميسازد!»، « در آينده جهان، مردم بر مردم حكومت نخواهند كرد» و «سياست، عرصه فريب و رياست.»
قبول! سياست عرصه فريب و رياست؛ اما گاهي علي بن ابيطالب(ع) در همين سياست، حاكم ميشود كه آوازه عدالت و صداقتش در تاريخ پيچيده است و گاهي تعيينكنندگان مناسبات سياست، فراماسونرها هستند كه بوي تعفن فساد فكريشان دنيا را برداشته است. بر اين مبنا، بايد از گوينده اين سخنان پرسيد، اگر سياست، عرصه فريب و رياست، پس تو كه مدعي «خاص بودن و منحصر به فرد بودن» هستي در آن چه ميكني؟ امثال اين فرد، با در پيش گرفتن تاكتيك دوپهلو حرف زدن، قصد كلاهبرداري ذهني دارند و درصددند تا افكار عامه را بفريبند.
كسي كه غيبگويي پيشه ميكند و ميگويد: « انسان تا ۱۰۰ سال ديگر، انسان ميسازد!»، خواسته يا ناخواسته، در پي القاي اين نكته به ذهن شنونده است كه «من خاص هستم و از آينده خبر دارم!»
مردم «سوپرمن» و مدعي غيبگويي نميخواهند، مردم رئيس قوه مجريه ميخواهند. مشكلات حال حاضر جامعه، بيثباتي قيمتها، گراني و آسيبهاي اجتماعي مانند اعتياد، بيكاري، شبكههاي عرفان پوشالي، مسكن، هزينههاي بالاي تحصيل در مدرسه و دانشگاه، بالارفتن سن ازدواج، افزايش هزينههاي زندگي و مواردي از اين جنس است كه رسيدگي به اين مسائل، نياز به مجري دارد نه به مغالطه و فلسفه بافي!
اساساً مدير امور اجرايي- يعني رئيس قوه مجريه- بايد مجري و مردعمل باشد؛ بر اين مبنا، امور اجرايي مردم نياز به فيلسوف و نظريهپرداز جهاني ندارد؛ چه برسد به سوفيست جهاني! مشكل مردم، بهار و پاييز و تابستان نيست! دهان مردم با حلوا حلوا گفتن و جملههاي پرطمطراق اما گنگ، شيرين نميشود! در حقيقت، مشكلاتي كه امروز در جامعه براي مردم پيش آمده، نتيجه همين رفتارها و نظريات تأمل برانگيز و بيهوده است. اما آيا سوء استفاده چنين افرادي از تريبونهايي كه با پول بيت المال راه اندازي شدهاند، رواست؟!