
در زماني كه بيشترين تحريمها اجازه ورود قطعات مهم سازههاي علمي _ امنيتي را به كشور نميدهد ۱۱ دانشجوي رشتههاي مختلف دانشگاه قزوين «يا علي(ع)» گفتند و با يك ايده توانستهاند در مدت شش ماه نمونه خورشيدي پهپاد قبلي خود را بسازند. اين هواپيماي بدون سرنشين براي اهدافي همچون شناسايي و عكسبرداري ساخته شده است اين پهپاد بالي حدوداً سه متر و طول بدنه يك و نيم متر دارد، داراي پلت فرم يك هواپيماي واقعي است، ارتفاع پروازي اين هواپيما ۱۵۰۰ متر و برد پروازي آن بيش از ۴ كيلومتر است. هواپيماي بدون سرنشين يا همان پهپاد با كاربرد ويژه و خاص اطلاعاتياش بدون كنترل مستقيم انسان و تنها با تكيه بر اطلاعات درونياش پرواز ميكند. اين وسيله پرنده از نيروهاي آيروديناميكي براي پرواز در مسير دلخواه استفاده ميكند. تنها يك هدف مهم توانست گروه ۱۱ نفرهاي را از ميان دانشجويان كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد قزوين به سرپرستي يكي از اساتيد دانشگاه در كنار هم جمع كند و آن هم دست يافتن به فناوري بود كه منحصراً در دست اروپا، امريكا و سوئيس بود، يعني ساخت «پهپاد» و همين شد بهانه شروع يك گفتوگو با پيام خلج سرپرست تيم سازنده هواپيماي بدون سرنشين دانشگاه آزاد اسلامي قزوين.
مايلم بدانم اولين قدمها براي تشكيل گروه چطور برداشته شد؟ اين گروه ۱۱ نفره چطور در كنار هم جمع شد؟به طور كلي بچههاي گروه در رشتههاي مكانيك، مهندسي مخابرات، مهندسي برق، مهندسي كامپيوتر، مهندسي IT و رشته مكاترونيك تحصيل ميكنند. محمد سعادتمند، عليرضا ململي، علي پورحسين، ابوذر فلاح، رضا كاسيپور، جمال صالحي، محمد آرمون، وحيد چمرلو، پارسا ملكپور، مهيا لطيفي و پيام خلج مهندسان جواني هستند كه به لطف نظر، ايده و همت آنها پهپاد «آفر» - آفر يعني آفرين، مرحبا - آن هم از نوع خورشيدي در كشور ساخته شده است. روزهاي ابتدايي تشكيل تيم ما به اين نكته رسيديم كه بايد از تخصصهاي مختلف در كار كمك بگيريم براي همين هم به جست وجو در ميان رشتههاي مناسب براي پيداكردن بچههاي فعال و كاربلد شروع كرديم. مثلاً زماني كه من براي كار برقي و الكترونيك تيم دنبال اعضاي فعال بودم با آقاي ململي آشنا شدم. بعد از ورود آقاي ململي هم ما نياز به مهندسين كامپيوتر و IT داشتيم و همين نقطه آغاز آشنايي من با آقاي وحيد چمرلو و محمد آرمون بود. پيداكردن بچههاي حرفهاي و كاربلد مكانيك هم بر عهده محمد سعادتمند گذاشته شد.
كار جدي از چه سالي و با چه مرحلهاي آغاز شد؟با شكل گرفتن گروه در بهار سال ۸۸ ايده و طراحيهاي مربوط به پهپاد آغاز شد. گروه دست به كار تأمين قطعات و سوار كردن شد و شكل اوليه پهپاد ظرف مدت دو ماه ساخته شد. نتيجه اوليه اين بود با گذشت بيش از يك سال در شهريور سال ۸۹ اولين پهپاد ساخته شده گروه ما از سوي آقاي هاشمي رفسنجاني رونمايي شد.
در فاز بعدي ما تصميم گرفتيم پهپاد را طوري ارتقا دهيم كه منبع انرژي آن به انرژي خورشيدي تغيير كند. البته چون در اواخر امسال مسابقات دانشگاهي شريف را پيش رو داريم و در اين مسابقات سرعت و قدرت هواپيما لحاظ ميشود و نوع انرژي مصرفي هيچ برتري ايجاد نميكند تصميم گرفتيم در حال حاضر ادامه پروژه خورشيدي را متوقف و فقط به ارتقاي سرعت و قدرت پهپاد براي كسب عنوان برتر در اين مسابقات فكر كنيم.
چرا تصميم گرفتهايد كه نوع انرژي مصرفي پهپاد را به خورشيدي تغيير دهيد؟هواپيماهاي خورشيدي در حقيقت آيندهاي از ماهوارههاي كوتاه برد را براي انسان تداعي ميكند و امريكا، فرانسه و سوئيس در رسيدن به اين هدف به فناوري بسيار مهمي دست يافتهاند. برتري هواپيماهاي خورشيدي نسبت به ساير هواپيماها اين است كه به مراتب انرژي، هزينه و نيروري انساني كمتري را درگير خود ميكند و اين بالاترين مزيت در اين صنعت است.
در حقيقت اين هواپيماها قدرت مانور طولاني مدت را در ارتفاعهاي بسيار بالا دارند و از اين خصوصيت آنها در جمع آوري اطلاعات مختلف استفاده ميشود.
البته هواپيماهايي كه از انرژي خورشيدي براي حركت استفاده ميكنند به مراتب موتورهايي با قدرت و سرعت كمتر دارند در اين نوع هواپيماها مداومت پروازي بالا ملاك برتري موتور است به همين دليل ما نميتوانيم با پهپاد خورشيدي در مسابقات شريف شركت كنيم. ناگفته نماند اين تفكر استفاده از پهپاد خورشيدي اولين بار است كه از سوي گروه دانشجويي ما در ايران مطرح ميشود و هميشه برداشتن اولين قدمها در راه ناشناخته و پيچيده ساخت پهپاد به مراتب سختتر است.
اولين پهپادي كه ساختيد و سال ۸۹ رونمايي شد چه قابليتهايي داشت؟«آفر» يا اولين هواپيماي بدون سرنشين ساخت گروه ما قابليت عكسبرداري و استفاده از انرژي را داشت ولي قدرت پرواز در ارتفاعهاي بالاتر را نداشت. اما در پروژه بعدي ساخت پهپاد به شكلي كه بتواند در ارتفاعات بالاتر پرواز كند ارتقا پيدا كرد و اين هواپيما هم براي مسابقات دانشگاه شريف آماده شده و چند روز قبل از سوي آقاي دانشجو رئيس دانشگاه آزاد اسلامي رونمايي شد.
اين پهپاد جديد برد پروازي چهار كيلومتري و ارتفاع پرواز يكهزار و ۵۰۰ متري دارد. علاوه بر اين قابليت عكسبرداري و تصويربرداري و ارسال دادهها به صورت آنلاين و آفلاين به مركز اطلاعات در زمين دارد و قرار است در مسابقات دانشگاهي شريف به رقابت بپردازد.
اصلاً چرا سراغ ساخت پهپاد رفتيد؟ اين همه زمينه براي تحقيق و ساخت وسايل جديد وجود دارد. هدف خاصي داشتيد؟كشور ما براي رفع چالشهاي خود نياز به ساخت وسايل و دستيابي به تكنولوژيهاي جديد دارد و بايد پذيرفت كه سرچشمه به كارگيري و ساخت بسياري از همين وسايل مدرن ريشه در دانشگاه دارد و از ذهن دانشجوي خلاق سرچشمه ميگيرد.
ما دانشگاهيان با اطلاعات و نيروي جواني كه داريم صف اول دست يافتن به اين دانش و اطلاعات را تشكيل ميدهيم.
دانشگاه آزاد قزوين در زمينه ساخت انواع روبوت و خودروهاي هيبريدي، الكتريكي و خورشيدي از ديرباز رتبه نخست كشور را داشته كه بسياري از همين طرحها در مسابقات خارج از كشور هم حائز رتبه شدهاند. براي مثال خودروي خورشيدي «هاوين» ساخت دانشگاه ما در مسابقات دانشگاهي استراليا مقام هفدهم را كسب كرد در حالي كه دانشجويان MIT كشور امريكا رتبه شانزدهم همان مسابقات را كسب كردند. دانشجويان ايراني با وجود تحريمها و نبود امكانات توانسته بودند در رتبه بعدي مقام ابرقدرتترين كشور جهان قرار بگيرند و اين اوج افتخار براي كشور ما بود.
ما در ابتداي تشكيل گروه دوست داشتيم در زمينهاي كار كنيم كه بتوانيم خلأيي را در كشور پر كنيم. در دوره مطالعاتي كه با گروه داشتيم متوجه كاستيها در زمينه هواپيماهاي بدون سرنشين با هدف جمعآوري اطلاعات شديم و به اين نتيجه هم رسيديم كه كشورهاي بزرگ دنيا براي ساخت چنين هواپيماهايي هزينهها و مطالعات بسياري انجام ميدهند براي همين دست به كار تحقيق در اين زمينه شديم. براي مثال ۱۰ سال قبل كشور سوئيس اعلام كرده بود كه براي ساخت هواپيماي بدون سرنشين خورشيدي كه بتواند كل اروپا را دور بزند حاضر است بيش از ۶۰ ميليون دلار هزينه بپردازد. تصور كنيد امثال اين آمار و ارقام هزينهها در بسياري از كشورهاي جهان وجود داشت كه كمبود آن در داخل ايران كاملاً احساس ميشد.
ما روزهاي اول وقتي تحقيق ميكرديم متعجب ميشديم كه اين همه هزينه براي ساخت چنين هواپيماهايي با چه هدفي صورت ميگيرد كه بعداً دريافتيم اينها اولين قدمهاي كشورهاي بزرگ براي ساخت ماهوارههاي كوتاه برد در آينده است.
كل هزينهاي كه در اين مدت كرديد چقدر بود از زمان مطالعات و تأمين قطعات تا اجراي پروژه؟شايد اگر بگويم از هزينهها اطلاعي نداريم باورتان نشود ولي حقيقت همين است. ما فقط درخواست خريد قطعات را به مديرگروه و مديران بالاتر ميدهيم و در نهايت هم با گذشت زمان كوتاهي درخواست تأييد ميشود و مسئولان خريد دانشگاه قطعه مورد نظر را براي ما ميخرند.
يعني شما هيچ هزينهاي از جيب خودتان نكرديد؟نه همه هزينهها را دانشگاه پرداخت كرد.
دانشگاه به چه پشتوانهاي تا اين اندازه به يك گروه دانشجويي نوپا اعتماد كرد؟براي همه دانشجويان اين نكته جالب و توجه برانگيز است اما اين خصلت بارز دكتر موسيخاني رياست دانشگاه است كه هميشه ميگويد: من به جوانها اعتماد ميكنم و مطمئنم كه روزي اين سرمايهگذاري به نتيجه ميرسد و نه تنها من بلكه همه مسئولان به جواب ايدهآلي ميرسند. آقاي موسيخاني معتقد است هيچ سرمايهگذاري روي نسل جوان شكست نميخورد و بازدهي خودش را دارد.
البته اين حمايتها به گروه ما محدود نميشود، دانشگاه آزاد قزوين دو گروه حرفهاي ساخت خودرو، مركز ساختمان، مركز مكاترونيك و ساخت روبوتهاي مختلف را نيز دارد كه اين حمايتها به شكل گسترده همه گروهها را شامل ميشود. طوري كه ما توانستهايم انواع روبوتهاي امدادگر، فوتباليست، ماشينهاي خورشيدي، الكتريكي و هواپيماهاي بدون سرنشين را در دانشگاهمان بسازيم.
انگيزه شما براي اينكه تا اين اندازه روي استفاده از انرژي خورشيدي در اين پهپاد تأكيد و تلاش كنيد، چه بود؟وقتي بچههاي دانشگاه ما روي ساخت خودروي خورشيدي متمركز شدند و بعداً «هاوين» با قدرت و برخلاف تصور ما توانست در مسابقات رتبههاي بسيار خوبي كسب كند ما هم به اين فكر افتاديم كه از منبع انرژي خورشيدي در پهپادمان استفاده كنيم.
مجموع اتفاقهاي سياسي و بينالمللي كه امسال و سال گذشته در كشور رخ داد مثل به دام انداختن پهپاد امريكايي به اين انگيزه شما براي ساخت پهپاد دامن نزد؟
نه. حقيقت اين بود كه ما سال ۸۸ كارمان را با همين اهدافي كه گفتم آغاز كرديم و اگرچه اين مسائل انگيزه بسيار مهمي براي گروه ما بود اما هدف از تشكيل گروه و تحقيقات به چنين اتفاقهايي برنميگردد.
با اين حال جا دارد اينجا يك نكته را عنوان كنم. شايد بسياري از مردم از جنبه تخصصي به مجموعه اتفاقهاي افتاده در اين زمين نگاه نكنند اما ما به عنوان كساني كه كاملاً تخصصي در اين زمينه كار ميكنيم ميدانيم كه گرفتن«۱۷۰ RQ » تقريباً كارغيرممكني است و اين براي ما بهترين انگيزه بود. راستش زماني كه خبر را در ياهو ديدم اول كمي در صحت آن شك كردم ولي بعد كه مطمئن شدم تازه فهميدم كه ما در اين زمينه به چه جايگاهي دست پيدا كردهايم كه ميتوانيم هواپيماي جاسوسي ساخت ابرقدرتترين كشور دنيا را كه بسيار محرمانه ساخته شده بود و حتي يك عكس يا كوچكترين اطلاعاتي از آن در هيچ جايي نميتوان پيدا كرد به كنترل خود درآوريم اين اتفاق شگفتيآور بود.
جالبترين نكته اين است كه اين پرنده را هيچ كشوري هم نميشناخت و اين پهپاد آزادانه روي تمام كشورهاي بزرگ جهان مثل روسيه، آلمان، انگليس يا حتي تركيه پرواز و اطلاعات جمع آوري كرده بود اما هيچ كس حتي از وجود آن باخبر نشده بود و ايران با تسخير كردن آن توانست ثابت كند چندين قدم در اين حوزه از كشورهاي منطقه، حتي اروپاييها جلوتر است.
چرا فكر ميكنيد اين اتفاق تا اين اندازه بزرگ بوده است؟آن نكتهاي كه ما بايد بپذيريم اين است كه امريكا سالانه مبالغ بسيار زيادي را بابت مطالعات و ساخت هواپيماهاي بدون سرنشين جاسوسي هزينه ميكند و اين علم در امريكا پشتوانه چندين ساله دارد. علاوه بر اين مطمئن باشيد اين كشور تمام تلاشش را كرده است كه بهترين هواپيماي جاسوسي خود را براي جمع آوري اطلاعات به بزرگترين كشور دشمنش يعني ايران بفرستد. پس بايد حقيقتاً پذيرفت كه در دست گرفتن كنترل اين پهپاد اتفاق بسيار بزرگي بود آنقدر بزرگ كه واكنش مسئولان امريكايي گوياي عمق فاجعه رخ داده براي آنها بود.
در اين چند سالي كه از اولين روزهاي رونمايي پهپاد گذشته چه كساني، چه وعدههايي براي حمايت يا كمك به شما دادند؟ آيا خوش قول بودند يا نه ؟به جرئت ميگويم كه رتبه اول تمام حمايتهاي مادي و روحي اين مدت از سوي دانشگاه و مهمتر از همه اساتيد و متخصصان از طرف رياست دانشگاه آقاي موسيخاني بود، فقط و فقط همين!
بزرگترين اتفاقهايي كه در اين چند سال افتاد، اين بود كه آقاي دكتر موسيخاني ميتوانست مثل بسياري از رؤسا و مديران شب عيد، شب چله و ساير شبها در كنار خانوادهاش باشد اما شبها به كارگاه ما ميآمد، با ما صحبت ميكرد، از روند كار و پروژه ميپرسيد حتي شب عيد، ما عيديمان را از او گرفتيم و همه اينها اتفاقات خوبي است كه كمتر در بين مديران شاهد آن هستيم.
بچههاي گروه ما قاطعانه ميگويند كه اگر دكتر موسيخاني نبود ما به خاطر نبود حمايت و نرسيدن امكانات لازم از ادامه كار نااميد ميشديم. ما در اين چند سال بارها به نقطهاي رسيديم كه هرچه تلاش كرديم قطعات نبود و با خودمان ميگفتيم «نيست ديگر راهي نداريم!» اما در همين لحظهها بود كه حضور و كمك دكتر موسيخاني گروه را از دام نااميدي نجات ميداد. البته زماني ميتوانيد به درك واقعي از اين حمايت برسيد كه بدانيد همه مسئولان و دانشگاهها در مقابل دانشگاههاي آزاد جبهه مخالف ميگيرند و تمام تلاششان را ميكنند كه بچههاي دانشگاه آزاد بعد از بچههاي دانشگاههاي سراسري قرار بگيرند در حالي كه اين حق دانشجويان و مسئولان دلسوز اين دانشگاه نيست.
يكي از نمونههاي بارز اين تبعيض زماني بود كه گروه خودرو خورشيدي «هاوين» براي مسابقات استراليا رفت. گروه دانشجويي ما در اين مسابقات و از ميان ۴۰ كشور رتبه هفدهم را كسب كرد ولي گروه دانشگاه تهران رتبه سي و پنجم را! اين اتفاق خيلي بدي در عرصه علم و تحقيقات دانشگاه تهران بود ولي بچههاي دانشگاه تهران از پيش از اعزام تا بازگشت در صدر اخبار رسانههاي مكتوب، مجازي، راديو و تلويزيون بودند در حالي كه هيچ كس سخني از رتبه بچههاي دانشگاه آزاد قزوين در اين مسابقات نزد.
اگرچه اين حمايت اصلاً مادي نيست و همه ميتوانستند با حمايت روحي خود بچههاي ما را هم به ادامه راه تشويق كنند. مگر هدف همه ما مشترك نيست؟ مگر همه براي سربلندي و پيشرفت ايران تلاش نميكنيم؟ پس چرا آنقدر شاهد تبعيض و تفاوتها هستيم؟ اگر علم و تكنولوژي حقيقي باشد ديگر چه فرقي ميكند كه دانشگاه آزادي باشي يا دانشگاه سراسري؟
من نميگويم كه فقط از ما حمايت كنند بلكه ميگويم براي مثال در همين مسابقات دانشگاه شريف حدود ۳۰ گروه شركت كردهاند اگر از اين گروهها حمايت شود و در بدترين شكل تنها دو گروه موفق شوند بازهم همين دو گروه ميتوانند كلي اطلاعات و تجربه در عرصه ساخت پهپاد به نظام و مسئولان بدهند پس چرا كسي به فكر حمايت نيست؟ در كشور ما واقعاً برخلاف ساير كشورهاي جهان دانشجو خودش با دست خودش وارد كاري ميشود و از جيب خودش هزينه ميكند ولي با اين حال وقتي به نتيجه مطلوب ميرسد هم نبايد توقع حمايت داشته باشد اين جاي تعجب و سؤال ندارد؟
بچههاي گروه خيلي دنبال حمايت كننده مالي رفتيم ولي وقتي نام دانشگاه آزاد را ميشنيدند از حمايت خودداري ميكردند.
تخصص و كاري كه شما انجام ميدهيد در حال حاضر در ابعاد متفاوت از سوي وزارت دفاع، سپاه و نيروي هوايي ارتش هم در حال انجام است. فكر نميكنيد اين يك جور موازي كاري و اتلاف هزينه است؟مهمترين ويژگي طرح ما اين است كه از صفر تا ۱۰۰ كار دانشجويي بوده است. اما مهمترين برتري كار ما نسبت به ساير طرحها اين است كه بر اساس اطلاعاتي كه ما داريم تا امروز هيچ گروهي در ايران مطالعه و ساخت پهپاد خورشيدي را آغاز نكرده است و اين يك نقيصه بزرگ است. البته هميشه طرحهايي وجود دارد كه براساس صلاحديد مسئولان و شرايط نظامي كشور گفته نميشود كه ممكن است بخشي از اين طرح هم به آن شكل در وزارت دفاع در حال اجرا باشد اما آنچه كه از شواهد و اطلاعات در دست برمي آيد اين است كه چنين طرحي در كشور شروع نشده است.
البته ما از مدلها و مراحل ساخت هواپيماهاي بدون سرنشين در سپاه و وزارت دفاع مطلع هستيم، حتي گاهي اوقات از اين همه پيشرفت متعجب هم ميشويم درست مثل اتفاقي كه براي پهپاد امريكايي افتاد.
از طرف همين سازمانها پيشنهادي براي همكاري، حمايت مادي يا خريد طرح نداشتيد؟نه به اين شكل اما در مجموع از سوي وزارت دفاع به تمام تيمهاي شركت كننده در مسابقات دانشگاهي شريف نامهاي براي حمايت و همكاري ارسال شده كه همين جاي شكر و خوشحالي دارد. ولي تصور ميكنم هيچ گروهي پيش از مسابقات وارد چنين بحثي نشود فعلاً همه فكرها درگير مسابقه اسفندماه است.
اگر هم قرار باشد ما براي گروه تصميمي بگيريم حتماً بايد با رياست دانشگاه و تمام اعضا همفكري كنيم تا به يك نتيجه واحد برسيم.
يك گروه ۱۱ نفره با چنين حجم كاري بالايي مطمئناً مشكلات بين گروهي را هم داشته است. نگوييد اينطور نبوده كه باورش غيرممكن است. بيشترين مشكلاتتان در اين مدت چه بود؟بله خيلي هم زياد. تا دلتان بخواهد مشكل داشتيم البته خاصيت كار گروهي مشكلات و اختلاف سليقههاست اگر به قول من اختلاف سليقهها و به قول شما دعواها نبود ما به اين نقطه نميرسيديم و اگر بخواهيم همه اتفاقات را بگوييم كتاب خندهدار خواندني ميشود اما مهمترين مشكل گروه بر سر شستن ظرفهاي غذا در روزهاي تعطيلي سلف دانشگاه بود. در نهايت آقاي ململي هم گفت: اگر گروهي نتواند چهارتا ظرف غذاي خودش را بشورد همان بهتر است كه جمع شود در نهايت هم تقسيم وظايف كرديم.
گاهي مشكلات پيش ميآمد كه يكي از گروه داد ميزد و ميگفت: آقا! تو اين كار رو كردي. يكي ديگر ميگفت: نه تو خودت پيشنهاد دادي. كلاً خندهها و شاديهاي اين كار زياد بود. زماني كه پهپاد با فرق سرش به زمين ميخورد مثل بچهمان بغلش ميكرديم و ميآورديمش كارگاه اشك ميريختيم و غصه ميخورديم ولي زماني كه اوج ميگرفت و دور كامل و مسافت مطلوبي را طي ميكرد با تمام وجودمان ميخنديديم.
ببينيد خوبي كار گروهي اين است كه هيچ كسي بدون هماهنگي كاري را انجام نميدهد و هر حرف و هر كاري كه انجام ميشود با تصميم جمع بوده است.