
آنفلوآنزاي نيويوركي كه اساس آن بر تفرقهافكني استوار است، اهدافي را به شرح زير دنبال ميكند:
۱- نفرت مردم از مردم: يعني مردم نسبت به هم احساس نفرت كنند و از در كنار هم بودن منزجر شوند.
۲- نفرت مردم از مسئولان: يعني مردم از مسئولان به شدت ناراضي و اميد به كار آمد بودن آنها را با خود به گور ببرند.
۳- نفرت مردم از اسلام
۴- نفرت مردم از حكومت
۵- نفرت مردم از ايراني بودن خود... كه مثلاً با ساخت فيلم ۳۰۰ اين نفرت را خواستند انجام دهند.
ما بايد در مقابل اين استراتژيها خود را مجهز كنيم به ضداستراتژيها. به طور كلي در مقابله با اين استراتژي ما بايد اتحاد و انسجام خود را بالا برده و از رفتارها، گفتارها و عملكردهايي كه باعث سست شدن اتحاد و انسجام ميشود دوري كنيم. تهديد امريكا و همپيمانانش عليه جمهوري اسلامي ايران، به سه بخش تهديد نرم، نيمهسخت و سخت تفكيك ميشود.
۱- تهديد نرم:
تهديد در هر بعد و شكل، يك هدف اساسي را دنبال ميكند؛ «تحميل اراده بر حريف». خواسته بنيادي در تحميل اراده بر حريف، انجام رفتار مطلوب و موردنظر كشور تهديدكننده است. اگر قرار است بر «رفتار» حريف تأثيرگذاري شود، بهترين راه، تأثيرگذاري بر «افكار» او است. تهديد نرم، دو «پيكارگاه» دارد، يكي قلب و ديگري مغز. تصرف «قلبها و مغزها» و تصرف دلها و ذهنها هدف منازعات نرم Conflict Soft است.
يك بخش تأثيرگذاري بر افكار از طريق «باورسازي» و «الگوپردازي» است و بخش ديگر آن را «باورسوزي» تشكيل ميدهد. در منازعه نرم امريكا با ايران- كه برخوردي فرهنگي، رواني، رسانهاي است- در سالهاي اخير، باورسوزي، باورسازي و الگوپردازي همزمان اجرا ميشود. امريكا براي «تحميل اراده خود بر ايران» چهار مسئله را به ترتيب دنبال ميكند: بر هم زدن انسجام رواني، تعادل رواني، ثبات رواني و بقاي رواني كشور ايران.
يك قهرمان سنگينوزن ورزش كشتي يا مشتزني يا وزنهبرداري، در مواجهه تن به تن و فيزيكي، به سادگي از پاي درنميآيد اما اگر به همين فرد، به طور ناگهاني خبر ناگواري داده شود- فرضاً خبر مرگ مادر وي- ممكن است دچار شوك رواني شده و به زانو درآيد. در واقع همين فرد كه از توانمندي جسمي مطلوبي برخوردار است، در اثر شنيدن خبر يك واقعه غيرمنتظره، «انسجام رواني» خود را از دست داده، «تعادل رواني» وي بر هم خورده و نقش زمين ميشود. در ادامه، ميتوان انتظار بر هم خوردن «ثبات رواني» او يا حتي نفي «بقاي رواني» وي، با يك شوك رواني و سكته را داشت.
الف- در مرحله اول، امريكا، برهم زدن انسجام رواني سياسي، تعادل رواني سياسي، ثبات رواني سياسي و بقاي رواني سياسي ايرانيان را دنبال ميكند.
ب- در مرحله دوم، امريكا، برهم زدن انسجام رواني اقتصادي، تعادل رواني اقتصادي، ثبات رواني اقتصادي و بقاي رواني اقتصادي ايرانيان را پيگيري ميكند.
پ- در مرحله سوم، امريكا، برهم زدن انسجام رواني نظامي، تعادل رواني نظامي، ثبات رواني نظامي و بقاي رواني نظامي ايرانيان را تعقيب مينمايد. اختصاص ۷۵ ميليون دلار از سوي دولت امريكا در ماههاي اخير، به حوزه ديپلماسي عمومي و عمليات رواني براي تشديد منازعه نرم عليه جمهوري اسلامي در راستاي تحقق مراحل سهگانه بالا و با هدف تصرف قلبها و مغزها، از طريق رسانهها، صورت گرفته است.
۲- تهديد نيمهسخت:
ت- در مرحله چهارم، امريكا، منازعه نيمهسخت Semi- Hard Conflict سياسي را با محاصره سياسي ايران، از طريق اعمال نفوذ بر مجامع جهاني مانند آژانس جهاني انرژي اتمي و شوراي امنيت دنبال مينمايد.
ث- در مرحله پنجم، امريكا، منازعه نيمهسخت اقتصادي را با محاصره اقتصادي ايران، از طريق اعمال فشار بر كشورها، اتحاديهها و مجامع جهاني تعقيب ميكند.
۳- تهديد سخت:
ج- در مرحله ششم، امريكا، منازعه سختHard Conflict نظامي را با محاصره نظامي ايران، از طريق اشغال عراق و افغانستان و حضور در ساير كشورهاي همسايه ايران پيگيري مينمايد. امريكا، امروز براي ايران يك دشمن همسايه است، نه يك حريف «فراقارهاي».