با وجود اينكه در دور جديد مذاكرات آشتي ملي ميان گروههاي فلسطيني در قاهره كه روز شنبه پايان يافت، در خصوص مسائل مهمي چون قانون انتخابات شوراي ملي يا دولت در تبعيد ـ كه در جهت اصلاح ساختار سازمان آزاديبخش فلسطين قرار دارد- و همچنين حوزههاي امنيتي توافقي حاصل نشد، اما در خصوص از سرگيري فعاليت كميسيون مركزي انتخابات فلسطين توافق شد و اين كميسيون بلافاصله از روز دوشنبه ثبت نام از رأيدهندگان در كرانه باختري و نوار غزه را آغاز كرد. در صورتي كه روند ثبتنامها به روال عادي و طبق برنامه پيش برود، حدود يك و ماه و نيم ديگر محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان دستور برگزاري انتخابات را صادر خواهد كرد و پس از آن نيز براساس نتايج انتخابات، كار تشكيل كابينه و دولت جديد آشتي ملي آغاز خواهد شد. با اين حال از آنجا كه در خصوص مسائل مهم و اساسي از جمله احياي ساختار سازمان آزاديبخش فلسطين موسوم به ساف توافق حاصل نشده است، لذا فضاي ابهام و نااميدي بر روند ثبت نامها حاكم شده است. در چنين وضعيتي چند سؤال مطرح است كه پاسخ به آنها تا حدودي ميتواند به روشن شدن چشم انداز روند آشتي ملي در فلسطين كمك كند.
نخست اينكه علت عدم توافق در خصوص مسائل مهم مورد اختلاف از جمله احياي سازمان آزاديبخش فلسطين و تعيين جايگاه گروههاي جهادي در اين سازمان چيست؟ دوم اينكه چرا با وجود اختلاف در خصوص مسائل اصلي و حياتي باز دو طرف بر ادامه روند آشتي ملي اصرار و پافشاري ميكنند؟ و بالاخره سوم اينكه برگزاري انتخابات در وضعيت فعلي چه آثار و پيامد هايي ميتواند در پي داشته باشد؟
در پاسخ به سؤال نخست بايد گفت كه به نظر ميرسد علت پيش نرفتن مذاكرات در خصوص احياي ساختار ساف به مقاومتهايي بر ميگردد كه از سوي فتح اعمال ميشود و علتش اين است كه اين گروه در چند دهه گذشته بر ساف مسلط شده و به نوعي آن را در انحصار خود گرفته و بر همين اساس با عضويت گروههاي مقاومت در آن نقش و جايگاه گذشته فتح بسيار كم شده و به نقش انحصاري آن پايان داده خواهد شد.
اما در پاسخ به سؤال دوم در خصوص چرايي اصرار طرفين بر روند آشتي ملي بايد گفت جدا از فشار افكار عمومي، نيازي است كه هر دو طرف گفتوگو يعني فتح و حماس به يكديگر دارند. حماس از اين جهت به مذاكرات آشتي ملي نياز دارد كه ميخواهد آن را به پشتوانهاي براي تقويت جايگاه داخلي خود در داخل قرار دهد كما اينكه احساس ميكند بروز انقلابهاي جديد در خاورميانه كه به روي آمدن هم مسلكهاي اخواني آنها انجاميده جايگاه منطقهاي آنها را تقويت كرده است.
بر همين اساس فتح و تشكيلات خودگردان هم با گرايش به مذاكرات آشتي ملي ميخواهد از يكسو خود را از تيررس فشارهاي ناشي از موج خيزشهاي مردمي در منطقه نجات دهد و از قرار دادن خود در سيبل اعتراضهاي مردمي پرهيز كند و از ديگر سو از اين مذاكرات به عنوان پشتوانهاي در مذاكرات آتي سازش بهره گيرد. بر اين اساس مشاهده ميشود كه فتح و حماس از اين مذاكرات بيشتر در پي اهداف تاكتيكي هستند تا راهبردي و همين از موانع جدي پيشبرد اين مذاكرات است.
در چنين شرايطي پاسخ به سؤال سوم در خصوص چشم انداز مذاكرات آشتي ملي با بيم و اميدهايي همراه خواهد بود و لذا روند آن كند و بطئي خواهد بود، اما با توجه به تحولات منطقهاي و بينالمللي برگشتناپذير به نظر ميرسد.