تلويزيون به عنوان عاليترين ابزار در دسترس بشر امروزي براي گسترش و نشر تجربيات و مشكلات ديگر ابناي بشر، براي جلوگيري از بروز فجايع و رخدادهاي غمانگيز و گاه پرهزينه تعريف ميشود. پخش سريالها و فيلمهاي سينمايي به همين منظور يكي از محورهاي مهم رسانه ملي محسوب ميشود. با توجه به پخش و ترويج كمرنگ(تدبير شده)، به شكلي روايتگونه و قصهگو برخي ضد ارزشها و خردهفرهنگهاي ليبرالي و اومانيستي در برخي آثار سينمايي بالاخص تلويزيوني منشأ و مطلعي غربي دارند. يك جريان خزنده و بسيار زيركانه با حفظ و تدبير شرايط خاصي به جهت جلوگيري از برانگيختن و انگيزشهاي مقابله گرايانه با اين نوع از نگرش در مورد مسائل فرهنگي، اجتماعي و خانوادگي سعي دارد تا منويات و مكنونات مسموم قلبي خودشان را بر جامعه ديني ايران مستولي و چيره كنند، چراكه با استيلاي اين خرده فرهنگها و ارزشهاي غربي، جامعه دچار يك بحران هويتي شده و به نوعي استحاله دروني دچار خواهد شد.
اين مدعا با بررسي سير آثاري از جمله فيلمها، تله فيلمها، سريالها و مجموعههاي متنوع پخش شده از رسانه ملي با بررسي و در نظر گرفتن گرايشات تيم سازنده اثر (فيلمنامهنويس، كارگردان و تهيهكننده) قابلاثبات است. در سريال«زمانه» هم برخي كارهاي ضدارزشي و برخلاف موازين شرعي با بهانه وجود ما به ازاي بيروني در جامعه (ولو اندك يا استثنا) در حال ترويج و تبيين است. چه اينكه بسياري از رفتارهاي وقيحانه برخي از كاراكترهاي اين سريال بعضاً با لاپوشاني يا همراهي عملي و احساسي ديگر كاراكترها نشان داده ميشود. اين نوع همراه كردن مخاطب يا ايجاد درگيري ذهني و احساسي، غير از استحاله، اضمحلال و تغيير برخي مباني و اصول متعين در خوبي، بدي يا پلشتي و پاكي كه به واسطه احاطه دين بر زواياي مختلف زندگي مخاطب ايراني كه به عنوان شاخص و ملاك ديده ميشود، ثمره و نتيجه ديگري ندارد. در واقع اين اتفاقات موجبات فراهمشدن زمينه تنبه و عبرتآموزي مخاطبان را در پي نخواهد داشت.
نمونه بارز اين مقال اينكه هر چه ارغوان(پريناز ايزديار) و بهزاد(حميد گودرزي) مرتكب كارهاي خلاف شرع و عرف ميشوند، اطرافيان آنها تقاص و تلافياش را پس ميدهند؛ ارغوان ازدواج پنهاني ميكند اما زندگي مادرش به پايان ميرسد و او بعد از مدتي با يكي ديگر از كاراكترهاي متمول سريال ازدواج ميكند، دوباره يك زندگي تازه را شروع ميكند! به جهت همين دلايل متنوع و متكثر است كه مسئولان رسانه ملي بايد فكري عاجل و البته عامل براي جلوگيري از اين تهاجم خزنده و پنهان اما ويران كننده تدبير و اجرا كنند. در اين رابطه نقش و حضور نخبگان و كارشناسان بيش از پيش تعيينكننده و الزامي است.
اين مسائل از آن جهت بايد مورد مداقه، تدقيق و حساسيت مسئولان رسانه ملي قرار بگيرد كه نوعاً در اين گونه سريالها و آثار مشابه، نوعي راه فرار و دور زدن قانون براي يافتن مسيري كم دردسر جهت برآورده كردن خواهشهاي غير شرعي و هواهاي نفساني به مخاطب آموزش داده ميشود. در ذيل همين عناوين سريالي تحت عنوان«زمانه» چند وقتي است كه از طريق شبكه اول تلويزيون مهمان منازل مخاطبان ايراني شده است. در اين سريال نكات قابل توجه و تأملي وجود دارد كه پرداختن به اين نكات به منظور تنوير و تبيين بهتر آنها خالي از منفعت و انتفاع براي مخاطبان و علاقهمندان حوزه رسانه نخواهد بود.