
درگيريهاي فرانسه در مالي، يكبار ديگر آفريقا را وارد روند اصلي تحولات بينالمللي كرده است؛ قارهاي كه از ثروتمندترين نقاط جهان است ولي ميتوان گفت فقر آن هم برگرفته از ثروتهايش است. غرب يا همان نظام سلطه همواره تلاش كرده است تا با ايجاد جنگ و مقابله با پيشرفت آفريقا ثروتهاي كشورهاي اين قاره را استثمار كرده و براي توسعه خود به كار گيرد. اين فرآيند در طول قرنها ادامه داشته و اكنون نيز در ابعاد مختلفي در حال اجرا شدن است. بين نظريهپردازان توسعه، به خصوص و كساني كه نگاه چپ دارند كم نيستند كساني كه تأكيد دارند ثروت و پيشرفت اروپا و امريكا برگرفته از منابع نفتي و ثروتهاي كلان كشورهاي آفريقايي است در حالي كه غربيها با فقير نگاه داشتن به ويژه در حوزه علمي تلاش كردهاند تا مانع از قيام اين كشورها در برابر نظام سلطه شوند.
بررسي كارنامه آفريقا در ماههاي اخير نشان ميدهد كه غربيها يك بار ديگر فرآيند سلطه بر آفريقا را شدت بخشيدهاند به گونهاي كه امريكا به دنبال احداث ۳۵ پايگاه نظامي در آفريقا است و فرانسه به هر نحوي حضور نظامي در آفريقا را پيگيري ميكند. با تشديد بحران اقتصادي در غرب و نيز قيامهاي مردمي در خاورميانه آفريقا به اصلي مهم براي غرب مبدل شده به گونهاي كه از محورهاي رفتاري غرب گرديده است. نكته اساسي در اين فرآيند زنجيرهاي از ناآراميها است كه كشورهاي آفريقايي را فرا گرفته است.
امروز در اكثر كشورهاي آفريقايي يا جنگ و كودتاي داخلي ديده ميشود، يا اينكه همسايگان درگير جنگ هستند؛ از سومالي و سودان گرفته تا نيجر، نيجريه، مالي، كنگو، آفريقاي مركزي، ليبي، تونس و... همه به نوعي درگير بحرانهاي امنيتي ميباشند. اين تحولات ادامهدار كه كشمكش و جنگ را به سنت ديرپاي قاره بدل كرده، نقش كشورهاي غربي را به خوبي در آنها ميتوان مشاهده كرد. اين فرآيند در دور محور در حال اجرا شدن است:
اول به صورت غيرمستقيم، كشورهاي غربي بار ديگر بهكارگيري گروههاي شبه نظامي را در دستور كار قرار دادهاند. در بسياري از كشورهاي آفريقايي اكنون شبه نظاميان و جداييطلبان دست به سلاح بردهاند و به دنبال احياي خواستههاي قديمي ميباشند. آنچه تحولات اين روزها را از سنت ديرپاي كشمكش و جنگ در آفريقا متفاوت كرده، اين است كه حتي القاعده نيز در منطقه به شدت فعال شده است؛ تحولي كه بايد آن را با ذره بين ابهام و ترديد نگاه كرد.
بررسي كارنامه آفريقا نشان ميدهد كه كشورهاي غربي از راهكارهاي كسب درآمد در حوزه آفريقا و صحنه بينالملل را ايجاد آشوب داخلي و تقويت شبه نظاميان تشكيل ميدهد. آنها از يك سو ابتدا سلاح را به اين گروهها فروخته و سپس با ادعاي حمايت از دولت مركزي سلاحهاي ديگري به دولتهايشان فروختهاند به عبارتي آنها با بازي دو جانبه كسب درآمد را اجرايي ميسازند در حالي كه در اين جنگها هزاران انسان بيگناه قرباني ميشوند تا غرب بتواند منافع سلطهطلبانه خود را اجرايي سازد. غرب بار ديگر سناريو جنگ داخلي در آفريقا را در ابعاد گستردهاي اجرا ميكند به گونهاي كه در برخي از كشورها از ابزار اختلافات قومي استفاده ميكند و در برخي كشورها نيز تقابل ميان مسلمانان و مسيحيان را محور قرار ميدهد. از ابعاد گسترش حوزه فعاليت القاعده به آفريقا تحقق اين سناريو ميباشد كه راه را براي جنگافروزي در آفريقا فراهم ميسازد.
دوم: محور ديگر تحركات غرب را مداخله مستقيم نظامي تشكيل ميدهد. آنها با ايجاد بحرانهاي داخلي و اكنون با ادعاي مقابله با القاعده دخالت در امور كشورهاي آفريقا را توجيه ميكنند. البته آنها براي تحريكنشدن افكار عمومي به رفتارهاي خود جنبه حقوق بشري ميدهند چنانكه نمود اين امر را در ساحل عاج، ليبي، مالي، آفريقاي مركزي، سومالي و سودان جنوبي ميتوان مشاهده كرد.
غربيها به ويژه امريكا، فرانسه و انگليس، تلاش دارند تا از موقعيت مذكور براي سلطه نظامي بر آفريقا بهرهبرداري كنند تا راهي باشد براي غارت هر چه بيشتر ثروتهاي اين كشورها. در نگاه كلي، فرآيند تحولات نشان ميدهد كه كشورهاي آفريقايي بار ديگر هدف گسترده غرب قرار گرفتهاند و در فرآيند نيز بر ميزان چالشهاي امنيتي اين كشورها افزوده خواهد شد به ويژه اينكه غرب به دنبال جايگزيني به جاي خاورميانه و منابعي كلان و ارزان براي خروج از بحران اقتصادي است. خواستههايي كه نتيجه آن استعمار و استثمار بيشتر آفريقا خواهد بود. با توجه به تحولات مذكور ميتوان گفت قاره آفريقا در آينده نه چندان دور كانون بحرانهاي بسياري خواهد بود؛ چراكه غرب اساس طرحهاي خود را حضور در اين قاره قرار داده و براي رسيدن به مقصود به هر ابزاري حتي كشتار دسته جمعي مردم نيز ميپردازد و از هيچ جنايتي فروگذار نيست.