کد خبر: 508890
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۹
علي اميني و تكاپوي بي‌فرجام در برابر رستاخيز تاسوعا و عاشوراي 57 به روايت سه سند
شاهد توحيدي
كومت‌هاي رو به زوال معمولاً در مواقع بحران، مهره‌هاي سوخته و دست چندم خود را فعال مي‌كنند. واسطه‌گري علي اميني در دوران اوج‌گيري امواج انقلاب از جمله مصاديق اين قاعده است. در سه سندي كه پيش روي شماست علي اميني در روزهاي نيمه آذرماه ۱۳۵۷ نخست مي‌كوشد تا با گفت‌وگو‌ي تلفني با مجاهد نستوه آيت‌الله سيدمحمود طالقاني (قده) از ابعاد و گستره راهپيمايي تاسوعا بكاهد. وي با ناكامي در اين تلاش در عصرگاه تاسوعا و در مكالمه با محمدرضا پهلوي در تلاش است رويداد عظيم راهپيمايي را كمرنگ و اقدامي همسو با منويات شاه! قلمداد كند. سند سوم نيز نشان مي‌دهد اميني تا آخر يكي از طرف‌هاي لابي براي بقاي سلطنت بوده است.

تاريخ گزارش: ۱۶/۹/۵۷
موضوع: مذاكرات اميني با آيت‌الله طالقاني

اميني در مورخه ۱۴/۹/۵۷ با آيت‌الله طالقاني تماس حاصل و پس از احوالپرسي، طالقاني به اميني اظهار داشت: از دست شما كه حالي ندارم و اميني در جواب گفت:«بنده هم حالي ندارم و چه كار بكنم» و طالقاني اظهار داشت:«همين كه نمي‌دانيد چه كار بكنيد سبب شده است همه مردم از دست شما ناله كنند. » (خنده ممتد اميني). بعد اميني اظهار داشت:«من با اين حضرات الان صحبت كردم (تيمسار رياست ساواك).» طالقاني بيان داشت:«من به اين نظامي‌ها گفتم يك قدري بايد شعور داشته باشيد.» (منظور افسران مأمور دستگيري كه به منزل طالقاني رفته بودند) و اميني گفت:«متأسفانه چه كارشان بايد بكنيم.» طالقاني اظهار داشت:«شما عقل منفصلشان باشيد» و اميني در پي صحبت او گفت: «بنده غلط كردم» و طالقاني گفت:«واقعاً به آنها بگوييد اتفاقاً آن اعلاميه كه امروز دادم تمام اطرافش را بررسي كردم و آيا جنابعالي ديده‌ايد؟» اميني اظهار بي‌اطلاعي كرد و طالقاني ادامه داد: «حمله به رژيم به عنوان كل هست نه به عنوان شخص» و اميني هم تأييد كرد و گفت: «بنده هم همين كار را مي‌كنم.» بعد طالقاني اظهار داشت: «هر بچه‌اي راجع به رژيم فاسد و مفسد حرف مي‌زند و ما ديگر آن قدر حق داريم كه بزنيم» و اضافه كرد: «گفته‌ام روز يك‌شنبه مردم حركت كنند به‌طور آهسته و به رفقا هم گفته‌ام برنامه را طوري تنظيم كنند كه مردم خشونت نكنند، شعار تند ندهند و بايستي هم عزاداري بشود و هم حرف‌هايشان را بزنند» و به اميني گفت: «كار از اين عاقلانه‌تر هم مي‌شود؟» اميني مطالب وي را تأييد كرد و افزود: «امروز به نظرم رسيده است كه با اين حضرات صحبت كنم و معلوم شد كه يك تعارضي هم شده است و گفتم اين تاسوعا و عاشورا مردم را آرام بگذاريد، يعني نظامي برود كنار و مردم هر كاري كه مي‌خواهند بكنند و اين از دو حال خارج نيست يا خودشان عمل زشتي مي‌كنند كه مسئول خودشان هستند و ديگر اينكه به آنها گفتم شما برخوردي پيدا نكنيد و بگذاريد آزاد باشند و شنيدم كه در تبريز و مشهد هم بوده است.» بعد طالقاني اظهار داشت: «مگر اينها چند جور سياست دارند، مثلاً در مشهد ۴۰-۳۰ هزار جمعيت رفته‌اند به دادگستري و متحصن شده و بعد آمده‌اند بيرون به طرف حرم و حرف‌هايشان را هم زده‌اند و طوري نشده است» و اضافه كرد: «حالا اگر ما اين كار را نكنيم مردم پراكنده از گوشه و كنار شهر مي‌آيند بيرون شعار مي‌دهند و بعد هم با سنگ و چوب به پليس حمله مي‌كنند. باز يك عده كشته مي‌شوند» و افزود: «اگر دستگاه دلش مي‌خواهد آدم بكشد، پس ما مي‌نشينيم كنار و به مردم مي‌گوييم هر طور كه مي‌خواهيد بكنيد» و اميني اظهار داشت: «من حرفم به (رؤساي اطلاعاتي و انتظامي) اين بود كه شما از روحانيون استمداد كنيد تا خودشان كمك كنند كه اين برخوردها پيدا نشود» و افزود: «متأسفانه آنها هم هماهنگي ندارند» و طالقاني گفت: «پس چه كار بايد كرد؟» و اضافه كرد: «وقتي دست حكومت افتاد دست يك مشت نظامي كه اصلاً جز چپ و راست چيزي را نبايد بدانند و فرمانبر باشند خب همين حوادث پيش مي‌آيد و حوادث روز جمعه و شنبه را نمي‌شد كاري كرد كه آنقدر مردم را جريحه‌دار نكنند و كار به جايي برسد كه ما هم نتوانيم مردم را كنترل كنيم» و اميني در پي صحبت طالقاني اظهار داشت:«من خودم فكر كرده‌ام و گفته‌ام آقا ول كنيد و بگذاريد در اختيار خود مردم باشد تا خودشان اداره كنند» و نيز طالقاني در جواب گفت:«مسئوليت هم پاي يك عده‌اي مانند من و يك عده علما كه اين برنامه‌ها را تنظيم مي‌كنند و معلوم است اينها چه كساني هستند» و اميني هم تأييد كرد، بعد طالقاني بيان داشت:«يك مشت از اين جوجه قزاق‌ها را نصف شب مي‌فرستند اينجا و من به آنها گفتم صلاحتان نيست كه مرا ببريد» و اميني گفت: «شنيدم آنها گفته‌اند كه دست آقا را بوسيديم و آمديم بيرون» و طالقاني در جواب گفت: «دروغ مي‌گويند». (خنده اميني) طالقاني افزود: «به آنها گفتم من از زندان باك ندارم، ولي هر حادثه‌اي پيش آمد من مي‌گويم اعلان‌ كنند كه گردن شماست» و اضافه كرد:«مسلماً همين امشب ممكن است مردم بريزند به خيابان‌ها و گويا همان موقع كه به اينجا آمده بودند رفته‌اند به سراغ بهشتي (سيدمحمد) و او را هم گرفته‌اند.» اميني با ناراحتي گفت:«مملكت دارد از دست مي‌رود و براي من شخص مطرح نيست و مملكت از نظر اقتصادي دارد ساقط مي‌شود» و طالقاني هم تأييد كرد و اميني افزود:«چه كسي مي‌تواند نجات بدهد معلوم نيست.» بعد طالقاني با مكث كردن اظهار داشت خودش (شاهنشاه آريامهر) استعفا بدهد و برود و اميني در جواب گفت: «والله آن هم راه نجات نيست و اگر حل مي‌شد بله». ناگهان طالقاني با عصبانيت اظهار داشت:«چرا حل نمي‌شود» و افزود: «تا مادامي كه اين مرد سر كار هست، يقين بدانيد و بفرماييد همين اوضاع چه اينها و چه آنهايي كه از خارج پشتيباني مي‌كنند (منظور خميني) منافع مشروعشان تأمين نخواهد شد.» اميني گفت: «معلوم نيست چه خواهد شد» و طالقاني اظهار داشت: «چرا ديگر يك عده هستند كه وجاهت ملي دارند و اوضاع را كنترل مي‌كنند» و اميني در جواب طالقاني گفت: «كار اقتصاد را نمي‌شود درست كرد و تعدادي از تجار درجه ورشكست خواهند شد» و در خاتمه به طالقاني اظهار داشت: «با وزير دربار صحبت خواهم كرد كه شما كاري نكنيد (منظور تاسوعا و عاشورا) تا ما از يك مرجعي خودمان اقدام كنيم (منظور امثال طالقاني)» و به طالقاني اظهار داشت: «مي‌خواستند يك عده از معمرين را پيش شما بفرستند» و طالقاني گفت:«معمرين چه كساني هستند» و اميني با خنده گفت:«نمي‌دانم» و طالقاني با احترام بيان داشت: «از شما معمرتر ما كسي را سراغ نداريم و بايد دعا كنيم» و سپس از يكديگر خداحافظي كردند.
نظريه يك‌شنبه: به استحضار مي‌رساند همان‌طور كه در گزارش‌هاي متعدد ارتباط و نقش دكتر علي اميني را با شخصيت‌هاي سرشناس و گردانندگان بازار به‌خصوص تعدادي از اعضاي مؤثر جبهه ملي و روحانيون شرح داده است و با توجه به اينكه اميني يكي از افراد مؤثر و صاحب‌نفوذ است، وي توقع دارد مقامات مسئول (تيمسار رياست ساواك و تيمسار اويسي) كه درباره بعضي افراد دستور دستگيري صادر مي‌كنند يا به عنوان مشاوره انتخاب مي‌كنند، قبلاً وي را در جريان امر قرار بدهند تا از طريق هماهنگي و با امكانات بيشتر به وضع آشفته فعلي سر و ساماني بدهند.
نظريه سه‌شنبه: نظريه يك‌شنبه مورد تأييد است.
نظريه چهارشنبه: نظريه سه‌شنبه تأييد مي‌شود.

تاريخ: ۲۲/۹/۵۷
موضوع: مذاكرات دكتر علي اميني با شاهنشاه آريامهر

۱ـ مورخه ۱۹/۹/۵۷ حدود ساعت ۱۶:۳۰ دكتر اميني با شاهنشاه آريامهر تماس حاصل و پس از عرض سلام به شاهنشاه اظهار داشت: «الحمدلله امروز (تاسوعا) به خوبي گذشت و خيلي هم خوب بوده است» و افزود: «آنچه راجع به بنده گفته‌اند چيز مهمي نبود و لابد به عرضتان خواهند رساند» و اضافه كرد: «راهپيمايي خيلي آرام و جمعيت خيلي زياد بود» و اعليحضرت سؤال كردند: «چقدر بود؟» اميني به عرض رساند: «متجاوز از يك ميليون نفر» و اعليحضرت با تعجب فرمودند: «نخير!» و اميني بيان داشت: «گفتم كه خلاف به عرضتان مي‌رسانند» و افزود: «از گزارش‌هاي مختلفي كه اطلاع حاصل كرده‌ام، جمعيت متجاوز از يك‌ميليون نفر بوده است و البته خيلي منظم و مرتب بودند.» بعد اعليحضرت فرمودند: «ما عكس‌هايي هوايي داريم كه درست نشان مي‌دهد چقدر ممكن است باشد» و سپس سؤال فرمودند: «فردا (عاشورا) را چه كار مي‌كنند؟» اميني اظهار داشت: «مي‌خواهم به فلسفي واعظ تلفن كنم» و اضافه كرد: «يكي مي‌گفت به همين طريق (مانند تاسوعا) عمل كنند خيلي بهتر است تا اينكه به‌طور پراكنده در محلات سروصدا راه بيندازند» و اعليحضرت فرمودند: «قطعنامه‌شان را چه كار مي‌كنند؟ من يك ۱۸ ماده‌اي را شنيدم» و اميني در پاسخ اظهار داشت: «اجمالاً شنيدم كه خيلي ملايم است و هيچ چيز زننده‌اي در آن نيست.» بعد اعليحضرت فرمودند: «چرا ديگر حكومت اسلامي و فلان و فلان» و اميني بيان داشت: «عدالت اسلامي است و كلياتي است كه همه‌اش در قانون اساسي هم هست.» اعليحضرت فرمودند: «پس چرا گفته‌اند ما از پاي نخواهيم نشست تا براندازي فلان و فلان.» اميني پاسخ داد: «آن قسمت را بنده نديده‌ام و آنچه در آنجا خوانده‌اند (منظور ميدان شهياد) هيچ چيز زننده‌اي در آن ندارد» و اعليحضرت سؤال كردند: «پس نتيجه چيست؟» اميني اظهار داشت: «آنچه خواسته مردم هست خواسته اعليحضرت هم هست» و افزود: «عجالتاً امروز و فردا به آرامي برگزار بشود كه خودش به عقيده من يك تست بسيار خوبي است» و اعليحضرت فرمودند: «سراسر مملكت آرام بود و حالا اينها فردا بساطي در‌بياورند و قطعنامه صادر كنند و فلان چيز.» اميني بيان داشت: «اينها آن قدر تأثير ندارد و فرض بفرماييد كه اينها ممكن است در تكيه يا خانه هم بگويند اين مهم نيست. مهم اين است كه اينها يك تظاهري مي‌كنند و يك عقده‌اي هم خالي مي‌شود و نتيجه‌اش هم آن است كه خود دولت بايد بكند كه در جهت خواسته مردم باشد» و اعليحضرت فرمودند: «ما تمام عكس‌هاي اينها را داريم و حتي ميدان شهياد هم پر نشده است.» اميني اظهار داشت: «آنقدر پر بود كه به آنجا نرسيده‌اند و از وسط راه برگشته‌اند» و اعليحضرت فرمودند: «به طور دقيق روي عكسبرداري‌هايي كه ما كرديم مافوقش بين ۳۰۰ تا ۴۰۰‌هزار نفر باشند» و اميني بيان داشت: «خير قربان شما حساب كنيد تمام خانواده‌ها در حدود پنج الي شش نفر راه افتاده‌اند البته خارجي‌ها و مخبرين فيلمبرداري كرده‌اند و خيلي مشخص است و جنبه روحانياش بيشتر بود» و افزود: «بنده سعي مي‌كنم با فلسفي (واعظ) تماس بگيرم تا برنامه فردا (عاشورا) روشن شود.» در خاتمه اعليحضرت فرمودند: «ببينيم فردا چه مي‌شود.»
۲ـ در تماسي كه اميني با عبدالله انتظام گرفت، انتظام اظهار داشت:«شنيده‌ام ملك حسين مي‌خواهد با خميني تماس بگيرد و به اصطلاح ميانه را جوش بدهد.»

تاريخ: ۲۹/۹/۵۷
موضوع: مذاكرات دكتر نراقي با دكتر منتصري

آقاي نراقي پس از تعارفات معمولي به دكتر منتصري اظهار كرد: «آقا من ديشب اصلاً خوابم نبرد. بايد يك فكر اساسي كنيم. اگر اين بابا با نظر ما كارها را انجام مي‌داد اميد صد‌در‌صد به موفقيت بود، ولي اين آدم‌هايي كه در نظر گرفته است، به نظر من وضع خيلي بدي پيش خواهد آمد و صحبت‌هايي كه ديشب مي‌كرد، من كاملاً نا‌اميد شدم و براي آن بابا بدتر مي‌شود. من ديروز با خبرنگار فيگارو ملاقات داشتم و او مي‌گفت: به نظر من دولتي كه روي كار مي‌آيد بايد مثل مسلسل آس رو كند، يعني يك كارهاي ضربتي ولي سريع در صورتي كه من در اين بابا با اين انتخاب يك چنين موفقيتي نمي‌بينم و من مي‌خواهم بروم پيش آن بابا و جريان را بگويم كه با اين انتخاب موفقيتي نخواهد بود و به ايشان عرض خواهم كرد كه فردا براي ما مسئوليتي نباشد». دكتر منتصري اظهار كرد: «اين آدم‌هايي كه صديقي در نظر گرفته است هويدا و نهاوندي هم مي‌توانستند به كار بگيرند، اين به نظر من تا چند نفر از جبهه ملي مثلاً بازرگان، حبيبي يا حتي صالح استفاده نكند، امكان ندارد موفق شود.» آقاي نراقي در تأييد اظهارات منتصري پاسخ داد: «خاصيت اين آدم اين بود كه او آدم‌ها را بياورد، يعني از نفوذي كه در جبهه ملي دارد از نفرات آنها هم استفاده كند در صورتي كه كساني را نام مي‌برد كه نه‌تنها نفوذي ندارند بلكه آدم‌هاي گمنامي هم هستند و صديقي الان احتياج دارد حداقل چهار و پنج وزير كه مردم آنها را قبول داشته باشند از جبهه ملي انتخاب كند و متأسفانه ايشان هيچ توجهي به اين مسائل ندارد و به نظر من شكست او حتمي است و ديشب هم بني احمد به من گفت: آنها هيچ‌كدام حاضر نيستند در دولت صديقي شركت كنند و به نظر من اجازه بدهيد آقاي صديقي خودش فعاليت خودش را انجام بدهد و مطمئن باش با زور خودش مي‌افتد و شما آن روز جلوي من با اعليحضرت و علياحضرت صحبت كرديد و اين بابا را لانسه كرديد و حالا اگر بگويم كه نمي‌تواند اين براي شما بد خواهد بود و مطمئن باش آن كساني كه ايشان تعيين كرده‌اند، حاضر به همكاري نخواهند بود و اين بابا هم خودش آنقدر سياست ندارد كه برود با سنجابي و بازرگان صحبت كند، چون آدم يكدنده‌اي است يعني هنوز مثل برخورد معلم و شاگرد روي مسائل فكر مي‌كند و انتظار دارد بدون مذاكره آنها بيايند سراغ اينكه اين از محالات است، به هر حال من معتقدم فعلاً موضوع را با كسي در ميان نگذاريد تا با دكتر اميني صحبت كند ببينيم نتيجه چه مي‌شود.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها