
امروز جامعهشناسان و روانشناسان درباره تب ظاهرگرايي كه جامعه ايران به ويژه جوانها را در برگرفته، هشدار ميدهند. ما به كجا ميرويم؟ گوشهاي از اين ظاهرگرايي در «تأكيد افراطي بر صورت» و اجزاي آن در روابط اجتماعي خود را نشان ميدهد و نتايج آن در آمارها و ديدهها و شنيدههاي ما هويداست. ايران به مقصد و قبله جراحيهاي زيبايي تبديل شده و اگر زماني صرفاً دختران و زنان جوان به اين ساحت و سرزمين وارد ميشدند اكنون نه مرزبندي خاص جنسيتي وجود دارد و نه مرزكشي سني حتي.
جامعهشناسان و روانشناسان يك دهه است به صراحت و البته به درستي ميگويند بخش قابل توجهي از جراحيهاي زيبايي در ايران، تب و بيماريهاي شخصيتي و روانشناختي را نمايندگي ميكند.
يعني اگر از نظر يك فرهنگ خودباور حتي استانداردهاي پزشكي به بيني، لب يا گونهاي كه عمل ميشود، نگاه كنيم، ميبينيم آن بيني، لب يا گونه سر جاي خودش قرار دارد، آنچه سر جاي خودش نيست هويت يكپارچه و ساختار و منظومه منسجم فكري است. زماني كه اين هويت سر جاي خود نباشد معلوم است كه اغتشاشها و موجهاي فكري- فرهنگي و اغواها و تحريفها آدمها را مثل تختهپارهها به اين سو و آن سو خواهد كشيد.
در اين گير و دار شلوغي، راننده مترو به دليلي كه نميدانم، چندباري به شدت روي پدال ترمز ميزند و حجم سرنشينان يك واگن روي واگن ديگر خالي ميشوند و اينجاست كه صداي اعتراضها بيشتر ميشود.
شلوغي، هواي خفه واگنها و صداي دستفروشها اعصاب براي كسي نگذاشته و كمتر كسي حوصله حرف زدن دارد. هركسي دنبال جايي به اندازه دو قدم است كه جا پاي خودش را سفت كند تا با ترمز كردن زمين نخورد. خسته از يك روز كاري دستم را به ميله قطار گرفتهام و دنبال سوژه هفته بعد ميگردم. معمولاً اينجور وقتها آنقدر روي رفتارهاي مردم دقت ميكنم تا بالاخره يك موضوع براي گزارش بعدي پيدا كنم. اين ششمينبار است كه در عرض همين چند دقيقه دختر كنار دستيام آينه جيبي را از كيفش درميآورد، انگشت اشاره دست راستش را روي بينياش ميگذارد، صورتش را به چپ و راست ميچرخاند و در آينه ورانداز ميكند. آنقدر با وسواس اين كار را انجام ميدهد كه يك لحظه تصور ميكني يا اين اولينبار است كه ميتواند صورتش را ببيند كه آنقدر ذوق دارد يا خريداري است كه براي قيمت صورتش چرتكه مياندازد.
با توقف قطار به خيال اينكه از دست رفتارهاي تكراري دختر خلاص شدهام مثل گنجشك آزاد شده از واگن بيرون ميپرم غافل از اينكه اين ماجرا تمامي ندارد. ديدن چسب جراحي زيبايي روي صورتك دخترها كم بود پسرها وروديهاي جديد اين معركه شدهاند. تازه اين اول ماجراست؛ اگر وارد جمعشان شوي ميبيني با يكديگر رقابت ميكنند كه چه كسي هزينه كمتري براي جراحي پرداخته يا دكتر كدام يك متبحرتر بوده است غافل از اينكه اصل ماجرا جاي ديگري است.
اين صورتكهاي رنگ و وارنگ و تصنعي كه هر روز بيشتر از ديروز دور و برمان ميبينيم حاصل دست جراحاني است كه به خيال مراجعانشان ميكلانژهاي رويايي هستند اما آيا اين مجسمهاي كه آنها ميتراشند واقعاً يك اثر هنري است؟
دكتراحمدرضا طاهري فوق تخصص جراحي پلاستيك و زيبايي، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران و دكتر محمدرضا فرهوش فوق تخصص جراحي پلاستيك و زيبايي و عضو انجمن جراحان زيبايي و پلاستيك امريكا پزشكان زبدهاي در عرصه جراحي پلاستيك و زيبايي هستند كه پذيرفتند در يك گفتوگو به بخشي از سؤالات ما درباره جراحيهاي زيبايي پاسخ دهند.
چه نوع افرادي و در چه رده سني بيشترين متقاضيان عمل زيبايي را تشكيل ميدهند؟دكتراحمدرضا طاهري: بيشترين مراجعان و متقاضيان جراحيهاي زيبايي سني بين ۱۸ تا ۵۰ سال دارند كه از اين ميان بيشترين متقاضيان زيباييهاي صورت مثل بيني، گونه و نظايرآن جوانان هستند. معمولاً عملهايي كه در بين جوانها صورت ميگيرد در كنار ضرورتهاي ظاهري جنبه زيبايي دارد در حالي كه بخشي از مراجعان را كساني تشكيل ميدهند كه بسته به سنشان يا مشكلات ظاهريشان مجبور هستند كه عمل زيبايي انجام دهند، در واقع يك نوع اجبار تنها تفاوت بين دو دسته متقاضيان عملهاي زيبايي است.
براي مثال جراحيهاي پلك، افتادگي صورت و بوتاكس معمولاً مراجعاني با سنين بالاتر و اغلب ميانسالان دارد. به طور كلي حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد مراجعان به مطبهاي زيبايي خانمها هستند و ۲۰ تا ۳۰ درصد باقي مانده را آقايان تشكيل ميدهند.
من تصور ميكنم بخش مهمي از متقاضيان عملهاي زيبايي كساني هستند كه با رفتن يك جلسهاي پيش روان پزشك تا حد زيادي انگيزه خود را براي جراحي از دست ميدهند. اما دكترهاي زيبايي از روي منفعت طلبي مشكل اساسي اين افراد را به آنها نميگويند و سريع دست به تيغ ميشوند. اين نظر را قبول داريد؟دكتراحمدرضا طاهري: نه قبول ندارم. آن دسته از افرادي كه صرفاً بر اساس مشكلات روحي، رواني و نبود اعتماد به نفس در مطب ما قدم ميگذارند نسبت به مراجعاني كه واقعاً به يك جراحي زيبايي نياز دارند قابل تفكيك هستند.
از طرفي براي من و همكارانم مثل روز روشن است كه اگر مراجعي صرفاً به خاطر چنين مشكلاتي راه جراحي را انتخاب كرده باشد هيچ وقت به اقناع دروني و روحي نميرسد و چنين جراحيهايي براي ما جز مشكلات و ضررهاي بعدي هيچ نفعي ندارد.
البته نميتوانم با قاطعيت بگويم كه هيچ جراح زيبايي براي پول و دستمزد طمع نميكند؛ اين جور انتخابها در اعتقادات هر پزشكي ريشه دارد. پزشكي كه ميداند بيمار مشكل خاصي ندارد و با اين وجود مسئوليت جراحي او را ميپذيرد قطعاً پايه اعتقادي لازم را ندارد.
دكتر محمدرضا فرهوش: يك جراح هيچ وقت اين اجازه را ندارد كه به صرف زيبايي مسئوليت يك عمل جراحيها بر عهده بگيرد. از نظر ما يك جراحي با وجود عنوان «جراحي زيبايي» كه دارد بايد جنبههاي مهمتر و حياتيتري مثل درماني، ترميم، جسماني، روحي و رواني را در برداشته باشد. براي مثال يك جراحي بيني از سوي من و دوستانم صرفاً براساس زيبايي انجام نميشود مطمئناً مريض مشكلاتي نظير انحراف يا كجي بيني هم داشته كه تنفس را براي او مشكل كرده است.
بيشترين شاكيان پروندههاي دادگاههاي پزشكي مراجعاني هستند كه جراحي زيبايي داشتهاند و از نتيجه راضي نيستند.دكتراحمدرضا طاهري: قبول دارم كه بيشترين شكايتها در اين حوزه است اما مسئله مهم اين است كه جراح چه كسي بوده است. اگر ما شكاياتي كه از ساير پزشكان وجود دارد را يك طرف بگذاريم و شكايتهاي جراحان زيبايي را هم طرف ديگر متوجه ميشويم كه اين تعداد غيرقابل مقايسه است. بيشتر شكايتهايي هم كه از جراحان متخصص زيبايي ميشود ناشي از عوارض طبيعي عمل است و هيچ ربطي به جراحي ندارد.
اما درست مطابق تصور شما شرايط جامعه ما به سمتي پيش رفته كه هر پزشك غيرمتخصصي به طمع پول و سرمايه وارد حوزه جراحي ميشود.
ما پزشك عمومي در شهر داريم كه عمل لايپوساكشن انجام ميدهد، متخصص پوستي را داريم كه عمل جراحي انجام ميدهد، پزشك عمومي را داريم كه رينوپلاستي انجام ميدهد، متخصص زناني در اين كشور وجود دارد كه جراحي زيبايي انجام ميدهد. اين فاجعه تا جايي پيش رفته كه ما امروز متخصص بيهوشي يا جراحان فك و صورتي را داريم كه آزادانه دست به تيغ شدهاند و جراحي زيبايي انجام ميدهند.
ما متخصصان گوش و حلق و بيني داريم كه آنقدر روي مسئله جراحي زيبايي بيني فوكوس كردهاند كه ديگر نميتوانند يك جراحي گوش يا لوزه سوم انجام دهند.
در نتيجه اگر بررسي كارشناسي روي اين پروندهها صورت گيرد متوجه ميشويد كه در پروندههايي مانند جراحي لايپوساكشني كه همين چندي قبل در شمال كشور جان يك زن را گرفت، پزشكي كه جراحي را بر عهده داشته فاقد تخصص لازم بوده است.
دكتر محمدرضا فرهوش: از نظر من اگر جراحي كه عمل زيبايي انجام ميدهد دورههاي تخصص جراحي را گذرانده باشد قطعاً درصد خطاي كارش به صفر نزديك ميشود.
چرا آنقدر سفت و سخت از پزشكان زيبايي ايران دفاع ميكنيد. از نظر شما ممكن نيست علم پزشكي و جراحان در ايران و تمام جهان اشتباهاتي در كارشان داشته باشند؟
دكتراحمدرضا طاهري: نه من چنين نظري ندارم اما در ايران متخصصان جراحي زيبايي بيش از جراحان ساير كشورها زمان براي تحصيل اختصاص ميدهند.
در نظر بگيريد دانشجويي كه بعد از ۱۲ سال ديپلم خود را گرفته و وارد دانشگاه شده بايد هفت سال در رشته پزشك عمومي و چهار سال در رشته تخصصي جراحي عمومي تحصيل كند سپس با قبولي در يك امتحان برد سه سال ديگر در دوره فوق تخصص جراحي پلاستيك تجربه كسب كند يعني حدود ۲۶ سال از عمر يك فرد به تحصيل و كسب تجربه در رشته جراحي زيبايي اختصاص پيدا كند تا او بتواند به عنوان يك جراح زيبايي كار خود را آغاز كند. با درنظر گرفتن اين مسئله ميتوانيد تنها به گوشهاي از تفاوتهاي جراحان زيبايي با ساير پزشكان در ايران و جراحان زيبايي پلاستيك در خارج از كشور پي ببريد.
مردم در اين بازار مكارهاي كه گفتيد ساير پزشكان غيرمتخصص برپا كردهاند چه راهي را بايد در پيش بگيرند؟دكتر محمدرضا فرهوش: مردم بايد در انتخاب پزشك جراح زيبايي دقت كنند و بنا به هر دليل نپذيرند كه چنين جراحيهاي حياتي را به افراد كارنابلد واگذاركنند.
چطور براي ثبت نام فرزندانمان در يك كلاس آموزشي ساده به چندجا سر ميزنيم تا بهترين آموزشگاه معتبر را پيدا كنيم اما حاضر ميشويم براي پرداخت هزينه كمتر سلامتيمان را با عمل جراحي به وسيله يك غيرمتخصص به خطر بيندازيم؟
چطور ميتوانيم از اين هجمه و هجوم جوانان به انجام جراحيهاي زيبايي كم كرد؟دكتراحمدرضا طاهري: من معتقدم بخشي از اين گرايش افراطي به خاطر اين است كه جوانهاي ما به خودباوري و جهانبيني كاملي نرسيدهاند. اگر هر جواني درك كند كه تحت هر شرايطي بايد تابع و فرمانبردار باشد، اگر به اين ديد دست پيدا كند كه زيبايي انسانها در ظاهر خلاصه نميشود و هستند افرادي كه از زيبايي ظاهري بيبهرهاند اما يك انسانيت دروني شگفتانگيز دارند مطمئناً در مورد جراحي زيبايي تغيير عقيده ميدهد. دست روي دست گذاشتهايم و بدون هيچ آموزشي توقع داريم فرزندانمان خودشان راه صحيح را از باطل جدا كنند. ما بايد با آموزش به جوانانمان جهان بيني، نگرش صحيح نسبت به دنيا و زندگي، هدف از زندگي و فلسفه اشرف مخلوقات بودن را درونشان نهادينه كنيم. تنها با اصلاح ديد صحيح در جوانان ميتوانيم از سرعت حركت اين موج در جامعه كم كنيم.
چه نقيصه اساسي در بين هم نسلهاي ما وجود داشته كه به قول خودتان اين روند گرايش به جراحيهاي زيبايي مثل موج ما را دربرگرفته است؟ چرا ما به راحتي با اين موج همراه شدهايم؟دكتراحمدرضا طاهري: البته من قبول ندارم كه اين موج يا اين تب جراحيهاي زيبايي فقط جوانان ايراني را فراگرفته است. چند وقت پيش مقالهاي در يكي از نشريات پزشكي و اجتماعي امريكا خواندم كه در آن عنوان شده بود با وجود تورم و مشكلات اقتصادي شديد در اين كشور هنوز ۶۰درصد كل جراحيهاي پلاستيك امريكا به جراحيهاي زيبايي اختصاص دارد.
دكتر محمدرضا فرهوش: البته در بسياري از ادارات و شركتهاي امريكايي متداول شده است كه براي استخدام ملاكهايي براي زيبايي درنظر ميگيرند. طبيعي است با اوضاع و شرايط كاري در اين كشور درصد زيادي از مردم مجبور شوند براي به دست آوردن حداقل كار با حقوق كافي به سمت جلب نظر ملاكهاي زيبايي از منظر مديران بروند.
البته اين راهحل در كشور ما هم وجود دارد اما نه براي كسب شغل يا درآمد بلكه ما بيشتر مراجعان دختري را داريم كه براي ايجاد فرصتهاي بهتر ازدواج جراحي ميكنند.
براي خود من چندين بار اتفاق افتاده كه يك يا دوماه بعد از عمل مادر بيمار با شيريني به مطبم ميآيد و ميگويد «آقاي دكتر! دختر من هم ازدواج كرد.»
همين مواردي كه بيمار به خيال خودش تصور ميكند بايد حتماً جراحي زيبايي انجام دهد حقيقتاً تا چه اندازه ضروري است و چند درصد اين افراد صرفاً به دنبال تراشيدن بهانهاي براي تراش بيني خود هستند؟دكتر محمدرضا فرهوش: از نظر من تمام مواردي كه بيمار تصور ميكند ضروري است كه جراحي زيبايي انجام شود بايد از سوي جراح بررسي شود. بيماران بسياري به مطب من مراجعه ميكنند و با هزار و يك ادعا عنوان ميكنند بنا به فلان دليل بايد جراحي زيبايي انجام دهند ولي در نتيجه اين من هستم كه با ارزيابيهاي پزشكي به اين نتيجه ميرسم كه آيا واقعاً اين بيمار نياز به جراحي دارد يا خير.
البته در نظر بگيريد در جامعه ما دختران و پسران جواني زندگي ميكنند كه گاهي به خاطر يك مشكل در صورت و بدنشان اعتماد به نفس خود را از دست دادهاند، خانهنشين شدهاند و ترك زندگي اجتماعي كردهاند و ما ميتوانيم با يك جراحي بموقع و صحيح اعتماد به نفس آنها را افزايش دهيم تا از نيروي جوانيشان براي حضور در محيط درس، كار و زندگي اجتماعي استفاده كنند. ناگفته نماند بيماراني كه از جانب ما دست رد به سينهشان ميخورد به سراغ جراحان غيرمتخصص ميروند و آنجاست كه مشكلات پزشكي در اين زمينه افزايش پيدا ميكند.