از همان روزهاي اول تحليلها به اين سمت پيش رفت كه بنيامين نتانياهو به عنوان رهبر حزب راست گراي ليكود و نخست وزير اين رژيم كه براي حمله به مراكز هستهاي ايران بيتابي ميكند، در پارلمان با مخالفتهاي سختي مواجه شده و به همين خاطر خواسته با انحلال آن و انتخابات جديد اين مانع را از پيش رو بردارد. البته عمده كابينهها و دورههاي پارلماني در اسرائيل پيش از پايان دوره قانوني خود منحل ميشوند از اين زاويه ميتوان از رژيم صهيونيستي به طور پايدار با عنوان «دولت موقت» ياد كرد. به هر حال پس از چند ماه مشخص شد كه اين تحليل از اعتبار لازم برخوردار نيست. به اين دليل كه نتانياهو براي حمله به ايران نه از حمايت و توان داخلي، نه از توافق آشكار منطقهاي و نه از پشتيباني بينالمللي به خصوص از طرف امريكا به عنوان حامي اصلي اين رژيم برخوردار است. حال انتخابات امروز فارغ از اينكه چه حزب يا احزابي پيروز ميشوند با چالشهاي بزرگ داخلي و خارجي مواجه است كه آينده اين رژيم را تهديد ميكند.
اسرائيل در داخل از شكافهاي بزرگ اجتماعي – سياسي برخوردار است. در سرزميني كه تنها هفت ميليون جمعيت در آن زندگي ميكند بيش از ۳۴ حزب براي انتخابات مبارزه ميكنند كه از سه طيف راست، ميانه و چپ تشكيل ميشوند و بين سكولارها و مذهبيها و همچنين عربها و يهوديها تقسيم ميشوند. اين پراكندگي سياسي كه برآمده از فضاي اجتماعي است، گسستهاي غيرقابل چشمپوشي را ايجاد كره است. يكي از بزرگترين دلايل انحلال پايدار كابينه و پارلمان در اسرائيل به همين ساختار چند حزبي افسارگسيخته بر ميگردد كه البته چارهاي هم براي آن وجود ندارد، چون طيفهاي زيادي از كشوري جهان به اين سرزمين سرازير شده و فرهنگ خاص كشور مادر را به ارمغان آوردهاند. در اين زمينه حتي بين يهوديهاي اشكنازي و سفارديم جنگ طبقاتي و حيثيتي شديدي وجود دارد و اشكنازيهاي آمده از كشورهاي مسيحي و عمدتاً اروپايي، سفاردينهاي شرقي و مهاجر از كشورهاي مسلمان را تحقير ميكنند. اين جدالهاي اجتماعي كه به دل منازل و اجتماعات خصوصي هم نفوذ كرده، همگرايي اجتماعي را از بين برده است.
در كنار اين مسئله مردم عادي بسيار متفاوتتر از آن هستند كه سياسيون كابينه آن را به نمايش ميگذارند. آنها به طور واقعي به دنبال صلح و امنيت هستند و از ضايع شدن حقوق فلسطينيها به شدت انتقاد دارند. حتي برخي از مردم اين سرزمين تصميم گرفتهاند كه در انتخابات امروز حق انتخاب خود را در اختيار مردم فلسطين قرار دهند. اين دست از اقدامات اجتماعي كه مردم به عينه در مخالفت با كابينه عمل ميكنند، نميتواند براي آينده اسرائيل خوشيمن باشد. وقتي چنين مسائلي را در كنار مشكلات اقتصادي قرار ميدهيم، كار براي سياسيون رژيم صهيونيستي بسيار سخت ميشود. اما آنچه در حال حاضر امنيت و مشروعيت رفتاري رژيم صهيونيستي را تهديد ميكند، به خارج از اين رژيم بر ميگردد.
تحولات منطقهاي و بياعتنايي هدايت شده امريكا در قبال خواستهاي كابينه كنوني اين رژيم است. در حالي كه اولين نياز ساكنان اين سرزمين به امنيت گره خورده است، بيداري اسلامي و افول ديكتاتورهاي منطقهاي حامي پنهان اسرائيل، امنيت آن را به شدت مخدوش كرده است. مقامات رژيم صهيونيستي به خوبي ميدانند كه بيداري اسلامي در همينجا متوقف نخواهد شد و ديگر كشورهاي محافظه كار كه به شكل قبيلهاي اداره ميشوند، چارهاي ندارند تا به تغيير تن دهند. اين جبر تغييرناپذير منطقهاي است كه در ميانمدت خود را بيش از اين نشان خواهد داد. از اين رو نتانياهو براي ايجاد انسجام داخلي، روحيه دادن به ارتش و قواي امنيتي – اطلاعاتي، فرياد هستهاي عليه ايران را هر روز بلندتر ميكند تا از طريق دشمن تراشيهاي خارجي بتواند مسائل داخلي را بهتر مديريت كند، به خصوص كه امريكا نيز روش متفاوتتري را براي روبهرو شدن با ايران انتخاب كرده است و در اين مسير به فريادهاي تبليغمحور نتانياهو اعتناي چنداني نميكند. در چنين شرايطي حتي پيروزي دوباره نتانياهو نيز كه دور از ذهن نيست، نميتواند دردي از تل آويو دوا كند، زيرا مشكلات اين رژيم بنيادي تر از آن است كه با تغيير تركيب كابينه راه حلي برايش پيدا شود.