کد خبر: 507867
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۳
حامد خبيري
در عوض، روس‌ها دست به كار بزرگ‌ترين رزمايش تاريخ بعد از فروپاشي شوروي در سواحل مديترانه‌اند و امريكايي‌ها هم ديگر با شور و حرارت قبل، از «به شماره افتادن روز‌هاي اسد» صحبت نمي‌كنند. كار به جايي رسيده كه جان مك كين سناتور امريكايي كه در تل آويو گفته دولت امريكا بايد در حمايت از مخالفان سوري براي سرنگون كردن اسد، اقدامات بيشتري انجام دهد. البته فرانسوي‌ها هنوز هم، هر از چند گاهي ناقوس« اسد هرچه زودتر كنار برود» را به صدا در مي‌آورند و انگليسي‌ها هم تأكيد مي‌كنند كه بايد از مخالفان مسلح اسد تسليحاتي حمايت كرد، ولي همه شواهد و قرائن نشان مي‌دهد نه اسد اهل كنار رفتن از قدرت قبل از انتخابات سال ۲۰۱۴ است و نه كسي در پاريس، لندن و واشنگتن به كنار رفتنش تا آن زمان دل بسته است. هفته قبل يك هيئت اروپايي به سوريه رفت و ديروز هم اعلام شد كه يك هيئت ديپلماتيك سازمان ملل براي گفت و گو با مقام‌هاي سوري به دمشق رفته‌اند. همه اين تحولات را كه كنار هم بگذاريم به حرف‌هاي ديروز توماس دمزير وزير دفاع آلمان مي‌رسيم كه گفته است: «من پيش‌بيني نمي‌كنم بشار اسد، رئيس‌جمهوري سوريه به زودي سقوط كند و يقيناً سرنگوني دولت وي چند ماه به طول خواهد انجاميد.»
آيا غرب رويكرد خود را در سوريه تغيير داده است؟ غربي‌ها هيچ اظهار نظر رسمي از خودشان بروز نمي‌دهند كه نشان دهد در حال تغيير رويكرد هستند ولي شواهد و قرائن تأييد مي‌كند كه برخي تحولات غربي‌ها را مجبور كرده كه با احتياط بيشتري درباره رفتن يا ماندن رئيس‌جمهور سوريه يا همان « به شماره افتادن روزهاي اسد» صحبت كنند. ايران، روسيه و چين يك متغير اساسي هستند. براي اولين بار بعد از تمام شدن جنگ سرد، يك ائتلاف بين‌المللي نسبتاً پايدار حول مخالفت غرب در سوريه شكل گرفته است. روس‌ها مي‌گويند كه شخص اسد برايشان مهم نيست و همانطور هم كه در خفا و علن گفته‌اند، او به هرحال رفتني است، ولي الان بحث اين نيست كه اسد برود يا نرود. بحث اين است كه اسد نبايد آن طوري كه امريكا و اروپا مي‌خواهند برود. از حدود چند هفته قبل، روس‌ها با امريكايي‌ها پاي ميز مذاكره نشسته‌اند. قبل از سخنراني دو هفته قبل اسد، مسكو اينطور وانمود مي‌كرد كه طرح اخضر ابراهيمي درباره ماندن اسد در قدرت تا ۲۰۱۴ به صورت سمبليك را قبول كرده، ولي اسد با سخنراني‌اش، مهر بطلان بر اين فرضيه زد. بازي‌‌اي كه روس‌ها كردند، خيلي ساده بود: «به رئيس‌جمهور روسيه گفتند ما مي‌گوييم كه با طرح ابراهيمي موافقيم، ولي تو با قاطعيت سخنراني كن و بگو نه!» خلاصه اينكه اين اولين بار بعد از جنگ سرد است كه روس‌ها برخلاف دفعات گذشته، سيگنال‌هاي سازش‌ناپذيرانه و غيرسينوسي از خودشان بروز مي‌دهند. ايران سال‌ها به دنبال همين بود و چيني‌ها هم چندان بدشان نمي‌آيد كه يك نفر شاخ و شانه كشيدن‌هاي اقتصادي‌شان براي غرب را، ترجمان امنيتي كند.
موضوع دوم اين است كه خود غربي‌ها هم براي سرنگون كردن اسد چندان سفت و قرص نيستند. شك و ترديد درباره اينكه بعد از بركنار كردن اسد، چه كسي قدرت را به دست خواهد گرفت و آيا مرزهاي اسرائيل همچنان آرام خواهد ماند يا نه از همان ابتدا امريكايي‌ها و بعد هم اروپايي‌ها را آزار مي‌داد، ولي اين نگراني، حالا ديگر به يك كابوس تبديل شده است. برژينسكي چند ماه قبل درباره «هم‌جبهه شدن امريكا با القاعده» در سوريه هشدار داده بود، ولي با ظهور بازيگر قدرتمندي به نام «جبهه النصره» اين هشدار‌ها بيش از پيش رنگ و بوي واقعيت به خود گرفت. كار به جايي رسيد كه امريكايي حدود يك ماه قبل، اين گروه سلفي مخالف اسد را وارد فهرست گروه‌هاي تروريستي خودشان كردند و حالا هم در واشنگتن آژيرهاي زرد به صدا در آمده كه آيا كاخ سفيد بايد با سرنگوني اسد، قدرت را به القاعده واگذار كند؟
امريكايي‌ها يك بار ديگر رويداد‌هاي سال‌هاي ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ افغانستان را مرور مي‌كنند؛ رويدادهايي كه با به قدرت رسيدن طالبان شروع شد، با حمله به كنسولگري ايران و كشته شدن هشت ديپلمات ايران در ۱۹۹۸ ادامه پيدا كرد و تا جايي پيش رفت كه امريكايي‌ها در سال ۲۰۰۱، خودشان به افغانستان حمله بردند، طالبان را ساقط كردند و براي باز‌سازي افغانستان، دست كمك به سوي ايران دراز كردند (كنفرانس برلين). حالا يك متحد استراتژيك ديگر ايران در دمشق مورد غضب غربي‌هاست. آيا امريكا و غرب، القاعده را به اسد و ايران ترجيح مي‌دهند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار