
از بخشهاي خواندني اين شماره ماهنامه خيمه مصاحبه با حجت الاسلام محمد حسن رحيميان است كه در فسمتي از اين گفتوگو آمده: ما حرم رفتنمان هم با امام بود، البته ایشان هیچوقت اجازه نمیدادند کسی پشت سرشان حرکت کند، غیر از آقای فرقانی یا آقای شیخ عبدالعلی قرهی که اینها همیشه باید همراه امام میبودند و اگر کاری پیش میآمد رفع و رجوع میکردند. جز اینها کسی اجازه نداشت ایشان را همراهی کند، اگر پشت سرشان میرفتیم ایشان میایستادند و میگفتند: بفرمایید! این بفرمایید گفتن هم دو معنی داشت، یعنی اگر حرفی دارید بفرمایید بگویید و اگر حرفی ندارید بفرمایید بروید.
برای ازدواج نیاز بود که کار کنم و خرج و مخارجم را تامین کنم. خطاطی منبع درآمد خوبی میتوانست باشد، زمانی که شهریه طلبگی ۲۱ تومان بود من با خطاطی میتوانستم روزی هزار تومان کار کنم. با این حال خیلی دنبال این کار را نگرفتم. حدود سال ۵۶ بود، در یک مقطعی در بيشتر کاشیکاریهای اصفهان کار کتیبههای مساجد را انجام میدادم، و هر روز بخشی از وقت من صرف نوشتن کتیبهها میشد. در همین اثنا گفتند قرار است برای ایوان جدید حرم امام حسین علیهالسلام کتیبه بنویسند، مسابقهای برگزار شد و به من هم گفتند یک نمونه از خطم را بدهم، نمونه خطها را بردند بغداد و بنده برنده شدم. آن کتیبه ایوان حرم امام حسین علیهالسلام که معرق است و حالت هلالی دارد به خط بنده نوشته شده که آیات سوره صف روی آن نقش بسته است. کتیبه دور بیرونی حرم حضرت اباالفضل علیهالسلام هم که از بالای کفش کن سمت چپ شروع میشود و بالای کفش کن سمت راست تمام میشود و سوره فتح بر آن نوشته شده خطاطیاش را بنده انجام دادم.
رحيميان در همين گفت و گو از وقوع معجزهاي خبر ميدهد: برای کتیبه بالای ایوان حرم امام حسین علیهالسلام از همان ابتدا ذهنم مشغول شد که چه سورهای را انتخاب کنیم. آنها سورهای را انتخاب کرده بودند، ولی من گفتم که از نظر فنی شما نمیتوانید این کار را بکنید، بلکه بنده خودم باید براساس طول و عرض کتیبه و زاویه دید آن محاسبات کنم تا ببینیم چه آیاتی برای نوشتن مناسب است، با این استدلال آنها پذیرفتند که این کار برعهده من باشد. من اتودی زدم و محاسبه کردم که مثلا روی هر ۲ متر از کتیبه یک سطر قرآن نوشته میشود، و اگر کل آن فضای کتیبه ایوان مثلا ۳۶ متر باشد ۱۸ سطر قرآن میتوان رویش نوشت، این عددها را تقریبی عرض میکنم. به قرآن مراجعه کردم تا ببینم سوره ۱۸ سطری داریم یا نه، دیدم فقط یک سوره است که سوره کوچکترش خیلی کوچک است و به کار این کتیبه نمیآید، سوره بزرگترش هم در آن فضا جا نمیشد. فقط همین سوره بود که کاملا منطبق با فضای کتیبه بود که گویا اصلا برای اینجا نازل شده، آن سوره سوره صف بود. تا آن زمان من توجه زیادی به مضمون این سوره نداشتم، آنجا دیدم که بخش زیادی از آیات این سوره مربوط به جهاد فی سبیل الله است، درصد آیات جهاد در این سوره درصد بالایی است و این برای من خیلی جالب بود. اما نکته اصلی، مهم این بود که وسط کتیبه که درست بالای در ورودی حرم میشود چه عبارتی میگنجید، محاسبه کردیم و دیدیم که این آیه میافتد وسط کار، «یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم والله متمّ نوره و لو کره الکافرون»، بارزترین مصداق این آیه در عالم امام حسین علیهالسلام است. هیچ نوری را به اندازه نور امام حسین علیهالسلام تلاش نکردند تا خاموش کنند، در طول تاریخ آنجا را چندین بار خراب کردند و با خاک یکسان کردند، گاهی در آن جو کاشتند و کشت و زرع کردند، با این حال هیچ نوری هم به اندازه نور امام حسین علیهالسلام جاودانه نشد. بعد از این که معلوم شد این آیه وسط کتیبه قرار میگیرد گفتیم حالا ببینیم وسط وسط که دقیقا مرکز کتیبه میشود چه عبارتی قرار میگیرد،وسط وسط شد کلمه نورالله! ولی ۲۰ سانتیمتر آن طرفتر از مرکز قرار میگرفت، جرقهای به ذهن من زد که باید کلمه نورالله را باید درشتتر بنویسم. قلمم را که درشتتر کردم کلمه نورالله دقیقا در مرکز قرار گرفت، خلاصه داستان عجیبی بود و آن را برای خیلی از علما تعریف کردم و حالشان منقلب شد.
مطالب و گفتو گوهايي از حاج جواد اعتماد سعيد، خانم دكتر عظيم زاده، دكتر حسن بنيانيان و حاج جواد ملا حيدر ديگر بخشهاي ماهنامه خيمه را تشكيل ميدهند.