
از زمان اولين مراسم تحليف اوباما، ناظران سياسي در تلاش بودهاند تا سياستهاي خارجي او را در قالب دكترين واحدي بگنجانند. حال كه در دور دومش، سه تن از ارشدترين مقامات سياست خارجي دولتش را اعلام كرده است، آيا ميتوان فلسفه او را در قبال مسائل جنگي، ديپلماسي و كمكهاي خارجي درك كرد؟
استيو كول، يكي از متخصصين سياستهاي واشنگتن ميگويد: «اين روش «اداره جهان» روشي بسيار كهنه است. حدس ميزنم اين ناشي از فقدان برنامهاي است كه رئيس جمهوري از مسائل خارجي دارد. او تنها ميخواهد دنيا همانطور كه هست باقي بماند تا اينكه بتواند بر پروژههايي كه براي خود امريكاييها در سر دارند، تمركز كند.» اين استراتژي پوچ همان مسئلهاي است كه رديابي تصميمات سياستهاي خارجي امريكا طي چهار سال و اندي گذشته را دشوار كرده است. كارشناسي ديگر، خانم ماير نيز گفتههاي آقاي كول را تصديق ميكند و ميافزايد هنگامي كه اوباما چهار سال پيش بر صندلياش تكيه زد، در واقع تغييرات اساسي سياستهاي خارجي امريكا در جريان بود:
«آنچه واقعاً از ۱۱ سپتامبر كذايي رخ داده است -كه جان برنان (نامزد نوين پست رياست سياي اي) بخش جداييناپذيري از آن بوده است - اين است كه سازمان سياياي كاملاً دگرگون شده است. اين سازمان به طور خاص به عنوان يك نيروي نظامي طراحي نشده بود. طراحي شده بود تا براي رئيسجمهوري اطلاعات جمعآوري كند. اما از ۱۱ سپتامبر، تمام مرزها شكسته و تار شدهاند. . . خود سازمان، به كل، خيلي نظاميتر شده است و دست در دستكش نيروهاي ويژه عملياتي پنتاگون عمل ميكند. اين دو حال به دستگاه خودكار كشتار جمعي تبديل شدهاند.»
با توجه به اين، برنان و نامزدهاي ديگر، به گفته آقاي كول، انتخاباتي هستند تا «وضعيت موجود را ثبات بخشند» و روند اداري دولت قبلي را ادامه دهند. اما وضعيت موجود، بدون توجه به اينكه تحت اداره كدام رئيسجمهوري بهوجود آمده است، چشمانداز نگرانكنندهاي براي آينده امريكا و حتي جهان رقم ميزند. به خصوص زماني اين دورنما ترسناكتر به نظر ميآيد كه جنگ با هواپيماهاي بدون سرنشين وارد معادله ميشود، جنگي كه تحت اداره اوباما توسعه يافته است. خانم ماير ميگويد: «از نظر استراتژيك، با اينكه كارهايي كه اين هواپيماها ميتوانند انجام دهند معجزهآسا هستند، اما بايد مراقب بود كه خودمان را نيش نزنند، چراكه زماني كه كشورهاي ديگر به اين تكنولوژي دست يابند، با توجه به عملكرد خود امريكا، ديگر راه برگشتي وجود ندارد.»