
اوباما سرانجام در مقابل مخالفتها تسليم شد و قبول كرد كه رايس كنار گذاشته شود تا در ۲۲ دسامبر جان كري را به عنوان فرد مورد نظرش براي وزارت خارجه معرفي كند. اين يك گام به عقب اوباما در مقابل نمايندگان سنا به شمار ميرود اما گويا اوباما يك گام به عقب گذاشت تا در برابر سنا دو گام به پيش بگذارد و اين كار را با معرفي هاگل انجام داده است.
سرباز و سياستمدار كهنهكار اولين و معروفترين مشخصه هاگل در افتخارات جنگي او است. او در جنگ ويتنام از ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۸ فرماندهي يك جوخه از لشكر ۹ پيادهنظام را به عهده داشت و توانست به دليل حضور خود در اين جنگ دو بار مدال پرپل هارت يا مدال شجاعت امريكا، مدال صليب شجاعت، مدال تقدير ارتش و همچنين نشان پياده نظام مبارز ارتش امريكا را كسب كند. اين مدالها و افتخارات نظامي به او اجازه داد تا راه خود را در سياست طي كند و به عنوان مقدمه و كسب تجربه او در ۱۹۷۱ به استخدام جان مككاليستر، نماينده جمهوريخواه كنگره، درآمد و البته به دليل وضعيت شغلي خود امكان آن را داشت تا در كار لابيگري شركتهاي امريكايي مثل تاير و لاستيك وارد شود. او در سال ۱۹۸۰ وارد سازماني شد كه در خدمت مبارزات انتخاباتي رونالد ريگان، فرماندار سابق ايالت كاليفرنيا بود. ورود ريگان باعث شد تا هاگل هم به پست معاونت اداره جانبازان برسد اما دو سال بعد و به دليل مخالفتش با كاهش بودجه اين اداره استعفا داد. خروج زودهنگام از كادر رياست جمهوري ريگان موجب ورود هاگل به بازار كار و تجارت شد تا يكي از مؤسسان شركت ونگارد سلولار باشد و با كار در زمينه تلفنهاي همراه مبدل به يك مولتيميليونر شود.
هاگل تا سال ۱۹۹۶ و ورود مجددش به سياست فعاليت خود را در زمينههاي مالي و عامالمنفعه گسترش داد. از صليب سرخ امريكا گرفته تا شركتهايي نظير گروه مككارتي همكاري داشت. او در انتخابات ۱۹۹۶ و به صورت جالب توجهي از سوي ايالات نبراسكا راهي مجلس سنا شد. رقيب انتخاباتي او در آن سال بن نلسون دموكرات يا فرماندار وقت اين ايالت بود كه هاگل با شكست او توانست بعد از ۲۴ سال به عنوان نخستين جمهوريخواه سناتور اين ايالت شود. هاگل شش سال بعد و در ۲۰۰۲ پيروزي چشمگير ديگري به دست آورد. او در اين سال بار ديگر از ايالت نبراسكا راهي مجلس سنا شد اما قريب به ۸۳ رأي كه در طول تاريخ اين ايالت يك ركورد به شمار ميرود، به دست آورد.
سناتور جنجالي ركورد آرا در انتخابات ۲۰۰۲ تنها مشخصه هاگل نبود بلكه ويژگي اصلي او در دو دور حضورش در مجلس سنا بود كه از او چهرهاي خاص و تا حد زيادي جنجالي ساخت. ديويد بوز از انديشكده كاتو معتقد است كه هاگل در طول دولت بوش در رأيگيري ركورددار جمهوريخواهان سنتي بود و ۸۴ درصد از رأي اتحاديه محافظهكاران امريكا را به دست آورد و از سوي اتحاديه ملي مالياتپردازان درجات A و B را كسب كرد. اين رأي و نظر از دو اتحاديه دست راستي در مورد هاگل بيانگر فعاليت بالاي او در سنا بود اما اين امر و عنوان جمهوريخواه سنتي براي وي به آن معنا نيست كه او در طول خدمتش در سنا يك جمهوريخواه تمام عيار و به صورت كامل در خدمت حزب باشد. براي نمونه ميتوان به سخنان او در نوامبر ۲۰۰۵ اشاره كرد كه او به اشاره انتقادي به جورج بوش و حزب جمهوريخواه گفت؛ «من به قانون اساسي سوگند خوردهام اما به حزبم يا به رئيسجمهورم سوگند نخوردهام».
او در ژانويه ۲۰۰۶ و در مجادلهاي با كارل راو، مشاور ارشد در دولت بوش، به اين نحو انتقاد خود از قانون وطنپرستي امريكا را بيان كرد؛ «من موافق با سخنان آقاي راو نيستم چون او تروريسم است و هر موضوع مرتبط با تروريسم را در زمينه سياسي قالببندي ميكند، خواه اين احياي قانون وطنپرستي باشد يا قانون استراق سمع». اين اظهارنظرها به خصوص در دوره دوم حضور هاگل در سنا بيشتر شد به صورتي كه او مبدل به يكي از موارد معدود سناتورهاي جمهوريخواه عليه دولت بوش و سياستهاي جمهوريخواهان شد.
موضعگيريهاي جنجالي او در زمينههاي مختلف از مخالفت با استمرار اشغال افغانستان و عراق گرفته تا مخالفت با لابي اسرائيل در كنگره امريكا، مخالفت و انتقاد از حمله ۲۰۰۶ اسرائيل به حزبالله، حمايت از مذاكره امريكا با حماس، لزوم مذاكره مستقيم و بدون قيد و شرط امريكا با ايران بر سر پرونده هستهاي، مخالفت با محدوديتهاي وضع شده بر حقوق مدني شهروندان امريكايي، دفاع از حقوق جانبازان امريكايي و موافقت با كاهش سلاحهاي شيميايي و بيولوژيك را در برميگيرد.
او حاميان اسرائيل در كنگره امريكا را «گروه جهودها» خوانده و در مصاحبه با آرون ديويد ميلر گفته است؛ «واقعيت سياسي اين است كه لابي يهودي افراد زياد را در امريكا با ترس و تهديد خاموش كرده است و در واشنگتن هرگونه اظهارنظري درباره اسرائيل گونهاي توهين به مقدسات به شمار ميآيد». يكي از انتقادهاي صريح هاگل از جمهوريخواهان به طرح بوش براي اعزام ۲۰ هزار نيروي اضافي به عراق بود كه در ژانويه ۲۰۰۷ گفت: «اگر اين طرح اجرا شود، خطرناكترين اشتباه در سياست خارجي امريكا از زمان جنگ ويتنام خواهد بود.»
هاگل و چالش اسرائيل سابقه و موضعگيريهاي هاگل طي يك دهه گذشته باعث شده تا از او ويژگي منحصر به فردي ايجاد شود تا آنجا كه جيمز داويس، پروفسور سياست بينالملل در دانشگاه سنت گالن سوييس، در مورد او ميگويد؛ «او كسي است كه نظر متعارف را به چالش ميكشد و پرسشهايي در مورد آن مطرح ميكند. او يك انتخاب نامتعارف است، يك روح مستقل». به دليل همين روح مستقل از هاگل است كه به نظر داويس، او شرمي ندارد تا هر آنچه در ذهن دارد را بيان كند. چنين ويژگي منحصر به فردي به هيچ وجه از نظر رژيم اسرائيل و حاميان آن در كنگره و حاكميت امريكايي مطلوب نيست.
رسانههاي اسرائيل در يك روز بعد از معرفي هاگل، قرار گرفتن او در رأس پنتاگون را كابوسي براي اسرائيل دانستهاند. روزنامه اسرائيل اليوم در شماره روز سهشنبه ۸ ژانويه اعلام نامزدي هاگل براي وزارت دفاع را به عنوان خبري بد توصيف كرد و مفسر اين روزنامه نوشت؛ «روشن است كه كار با هاگل آسان نخواهد بود». روزنامه پرتيراژ يديعوت آحرونوت در اين مورد نوشت؛ «گزينش هاگل از سوي باراك اوباما كابوسي براي نتانياهو است» و اغلب ديگر مفسران اسرائيلي حاكي از آن است كه آنها هاگل را كسي ميدانند كه در قبال ايران سياست نرمش را پي ميگيرد در حالي كه در مقابل اسرائيل سياست سختگيرانهاي خواهد داشت.
مقامات رژيم اسرائيل سعي كردهاند با اتخاذ سياستي محتاطانه يا سكوت كنند يا آنكه همانند دني آيلون، معاون وزير امور خارجه اسرائيل، همان جملات كليشهاي سابق را بيان كنند و هاگل را متحد اسرائيل بدانند. اين احتياطكاري يا كليگويي اسرائيليها براي آن است كه هاگل را از همين ابتداي كار عليه خود نشوراند اما هاگل نشان داد كه حتي منتظر رأي سنا نخواهد ماند و از هماكنون سخناني ميگويد كه به هيچ صورت خوشايند سران اسرائيل نيست.
او دوشنبهشب در گفتوگو با سيبياس نيوز از نظر سابقش در خودداري از امضاي قطعنامههاي حمايت از اسرائيل گفت؛ «من اين قطعنامهها و نامهها را امضا نميكردم چون كه آنها غيرسازنده بودند و مشكلي را حل نميكردند». او با اين سخن نشان داد كه همان موضع سابق خود را در مورد اسرائيل دارد و همچنين اين پيام را به سران اين رژيم داد كه در زمان رياستش بر پنتاگون ديگر خبري از آن حمايتهاي بيدريغ گذشته نيست. اين چيزي است كه سران رژيم اسرائيل از آن واهمه دارند و در حال حاضر خود را هماهنگ با چنان شرايطي ميكنند كه براي آنان جز كابوس چيز ديگري نخواهد بود.