کد خبر: 506350
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
به من و امثال من نقدي وارد است، كاملاً صحيح و درست. گاهي نوشتن از درد مردم، گويي كلاس قلم‌مان را پايين مي‌آورد! گاهي از بس «خواص‌نويسي» مي‌كنيم كه انگار نه انگار عوام‌الناس هم آدمند! و گاهي فراموش مي‌كنيم كه به جز سياست، سوژه‌هاي ديگري نيز براي پرداخت هست!
من از بهار ۹۱ تا امروز كه تقريباً ۱۰ ماه سال را پشت سر گذاشته‌ايم، اغلب روزي يك مطلب نوشته‌ام، بعضاً روزي دو تا، يك وقت‌هايي حتي روزي به سه روزنامه يادداشت داده‌ام، ليكن خودم بخواهم گوشم را بپيچانم، بايد وجدانم را مخاطب قرار دهم، «برو فكر نان مردم كن كه خربزه سياست، آب است!»
طرفه حكايت اينجاست، دفترچه‌اي دارم كه در آن، سوژه‌هاي مطالبم را يادداشت مي‌كنم و وقتي به سوژه‌اي مي‌پردازم، كنار عنوانش «تيك» مي‌زنم كه مثلاً نوشتم! آفرين... هنوز تيك نخورده سوژه آبليموي صددرصد طبيعي! شايد بعد از اين «پلاك»، شايد هم نه! ادامه بدهم ببينم چي از آب درمي‌آيد اين نوشته؟!
اما چه شد كه عاقبت به صرافت از مردم نوشتن و از درد مردم نوشتن، افتادم؟... هيچي! چند وقت پيش در يكي از سه روزنامه‌اي كه بهشان مطلب مي‌دهم، تيتري در صفحه اقتصادي، شاخك‌هاي مغزم را تكان داد! ايضاً سلول‌هاي وجدانم را! تيتر اين بود: «آبليموي ۵ درصد طبيعي، البته با ارفاق!» متن خبر را خواندم... و خواندم، شماري از كارخانه‌هاي توليد آبليمو، محصول خود را به جاي ليمو، بسته‌اند به آب، نمك، اسانس، كوفت و زهر مار! يعني همه چيز به جز ليمو! آن وقت در اوج بي‌وجداني، روي شيشه مي‌نويسند «صددرصد طبيعي»! و شگفتا كه وقتي قيمت سكه بالا مي‌رود، چند درصدي روي قيمت مي‌كشند!
چند وقت پيش رفته بودم كله‌پزي. خواستم «بناگوش» را با مقداري آبليمو بنوازم كه ديدم اصلاً آب است! به كله‌پز گفتم: آخه چرا همچين؟! حق به جانب گرفت و گفت: آبليمو گران است، مجبوريم مقداري آب، به آبليمو (بخوانيد آب!) اضافه كنيم!
اولاً آن خبر صفحه اقتصادي، ثانياً اين حرف حضرت كله‌پز، مرا يك سر برد ايام نوروز و آن درددل فاميل! و مرا يك سر برد صحيفه امام خميني، آنجا كه به من و ما تذكر داده بود، شما اهل قلم، هم درباره آنچه مي‌نويسيد، مسئوليد و هم درباره آنچه نمي‌نويسيد.
آري! اين وجيزه بايد ۱۴ فروردين كار مي‌شد، نه الان! البته از حق نبايد گذشت كه من، نه خبرنگار حوزه اقتصادم، نه خيلي سررشته‌اي دارم در اين حوزه، اما «سياست»، راستش را بخواهي، يعني «تدبير امور»، يعني «تدبير امور مردم». باور بفرماييد اينقدر كه سياست با آبليمو و ليمو سر كار دارد، اقتصاد ندارد!
القصه! ديشب همان فاميل را ديدم. رسماً مسخره‌ام كرد و حق هم داشت كه مسخره كند! گفت: تو روزي سه تا مطلب مي‌نويسي، هنوز نوبت مشكل من كه مشكل خيلي از خلق‌الله است، نشده؟!
حالا اما دارم به مسئله مهم‌تري فكر مي‌كنم، چند درصد اقتصاد ما حكايت همين آبليموي صددرصد طبيعي است؟! چند درصد ماشين‌سازي ما؟! چند درصد صنعت ما؟! چند درصد داروسازي ما؟! چند درصد هدفمندي يارانه‌هاي ما؟! چند درصد قول و قرار وزراي حوزه اقتصاد ما؟! چند درصد بانك مركزي ما؟! و البته چند درصد سياست‌ورزي ما؟!
آيا بازرسي، بررسي، مسئول مرتبطي، آدم باوجداني پيدا مي‌شود كه رد اين نوشته را بگيرد و سماجت كند و برود يقه كارخانه‌دار دروغگو را بچسبد، چرا با آبروي نظامي كه ۳۰۰ هزار خون برايش ريخته شده، چنين داري بازي مي‌كني؟!

آبليموي «صددرصد طبيعي»، بايد «ورودي ليمو» داشته باشد. «سياست» بايد «ورودي صداقت» داشته باشد، نداشته باشد، گندش درمي‌آيد! مثلاً... مثلاً... مثلاً آن‌كه سال ۸۸ نامه سرگشاده نوشت عليه رأي ملت، وقتي سخن از «انتخابات آزادانه» مي‌گويد، متوجه نيست كه محصول آبليموي سياست‌ورزي‌اش، هرگز ورودي صداقت ندارد! آقاي هاشمي! شما كه اين همه «ديديد گفتيم» مي‌گويي، اجازه مي‌دهي يادتان بياوريم، محمود احمدي‌نژاد قبل از آنكه رأي ما بشود، استاندار حضرتعالي بود؟! پس وقتي ورودي ليمو نداريد، لطف كنيد و نفرماييد، هنوز هم صددرصد بر همان مواضع خودم در نماز جمعه هستم!

تا فراموش نكرده‌ام، بنويسم كه آهاي جناب كارخانه‌دار!‌ آبليموي صددرصد طبيعي، از ليمو گرفته مي‌شود. شهدا هم مي‌خواستند مثل تو «نسيه و دروغ» بجنگند، تكليف ما چه بود؟! احمدي‌روشن هم مي‌خواست مثل تو، «نسيه و دروغ» انرژي هسته‌اي را بارور كند، تكليف ما چه بود؟! مرد ناحسابي! گيرم بدون «آبليمو» بتوان زندگي كرد، بدون «وجدان» چه؟! ناراحت نشوي‌ها، اما اسانس دارد اخلاص حضرتعالي! آن هم در چه سالي؟! سال «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني!» رهبر، هواي تو را دارد، تو قدر اين رهبر را نمي‌داني... تو داري كم‌فروشي مي‌كني... تو داري كم لطفي مي‌كني در حق اين مردم... تو داري به «تحريم» كمك مي‌كني... تو نامردي! ديدي كه! اين نوشته، تيتر ندارد، «خجالت دارد!»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار