
تمامي اعضاي روزنامههاي ملي ايرلند به همراه تعدادي از ساير روزنامههاي محلي بر يك موضوع متفق هستند. آنها معتقدند كه بر لينك وبسايت روزنامههايشان حق مالكيت دارند و برآنند كه ميتوانند قيمت اين لينكها را نيز مشخص كنند. ليست قيمتشان از ۳۰۰ يورو در سال براي يك لينك آغاز شده و به هزار و ۲۵۰ يورو براي ۵۰ لينك ميرسد. حتماً برايتان جالب خواهد بود اگر بدانيد كه آنها ميگويند حاضرند بر سر قيمت ۵۰ لينك مذاكره كنند.
احتمالاً در توئيتر ديدهايد كه اين وضعيت مورد تمسخر گراهام لانهان قرار گرفته يا شايد شنيده باشيد كه اساتيد خبرنگاري در دانشگاههاي معتبر دنيا از جمله دانشگاه لندن اظهار تعجب كردهاند. شايد هم راجع به اين وضعيت در نيويورك آّبزرور يا گاردين مطلبي خوانده باشيد.
تنها جايي كه چيزي در آن راجع به اين خواسته روزنامههاي ايرلندي مطلبي عنوان نشده، روزنامههاي خود ايرلند است. حتماً درباره اين حقيقت هم چيزي نخواندهايد كه روزنامههاي ملي ايرلند كه شامل روزنامههايي چون آيريشتايمز و آيريشاينديپندنت ميشود، در سال ۲۰۱۲ خواستار ايجاد قانوني شدهاند تا لينك كردن به مقالات را ممنوع كند. شما چيزي راجع به اين موضوع نشنيدهايد چون حتي يك روزنامه ايرلندي هم درباره آن ننوشته است. اخبار درباره شايعات بچهدار شدن هنرپيشههاي هاليوود فراوان است اما چيزي راجع به ممنوعيت نحوه كار اينترنت گفته نميشود.
اين چكيدهاي است از آنچه روزنامههاي ملي ايرلند در اواسط سال ۲۰۱۲ ميلادي خواستارش بودند:
روزنامههاي ملي ايرلند پيشنهاد ميدهند كه هرگونه اصلاح قانون كپيرايت كه به موجب آن مقالات موظف باشند لينكهاي مطالبي را كه محتوايشان تحت حفاظت قوانين كپيرايت هستند، در اختيار خوانندگان بگذارند، غيرقانوني است.
بند هفتم الحاقيه روزنامههاي ملي ايرلند به كميته بررسي قانون كپيرايت
اين حقيقت كه چنين قانوني ساختار وب در ايرلند را به طور مؤثري نابود ميكند، ظاهراً براي اين روزنامهها عليالسويه است. اين يعني دسترسي فرد به هر سايتي مبتني بر دريافت اجازه يا پرداخت هزينه ۳۰۰ يورو براي هر لينك خواهد بود. وب بدون لينك مجموعهاي از اطلاعات از هم گسيخته است يا اگر ترجيح ميدهيد شايد كمي هم شبيه روزنامه باشد. اين واقعيت كه روزنامههاي ملي ايرلند به دنبال ايجاد چنين قانوني هستند، پذيرش ضمني اين موضوع است كه رژيم قانونياي در محل وجود ندارد تا خواستههاي مالي ايشان را از «كمك به زنان» توجيه كند.
بله درست است، كمك به زنان؛ خيريهاي براي كمك به زناني كه قربانيان خشونت خانگي هستند. آنها با بعضي از مقالات روزنامهها در ارتباط با جمعآوري كمك ارتباط برقرار كرده بودند. از طرف سازمان ثبت روزنامهها با آنها تماس حاصل شده بود و به آنها گفته بودند: براي راه يافتن به لينك مقالهاي به صورت آنلاين حتي بدون بارگذاري مطالبي از لينك موردنظر روي تارنماي خودتان، بايد جواز داشته باشيد. سپس ليست قيمتي كه در بالا آمده است برايشان فرستاده شد.
با اينكه نامهنگاريهاي مكرر با روزنامه صورت گرفته و از آنها درخواست شد پايه حقوقي چنين عملي را اعلام كنند، روزنامه پاسخي براي ارائه نداشت.
آنچه بايد صورت ميگرفت اين بود كه روزنامهنگاران حرفهاي توجهشان را به اخلاق حرفهاي خودشان منعطف ميكردند.
روزنامهها بايد قسمتي براي پخش صداي مردم جامعه داشته باشند اما به جاي آن توجه خود را بر ممنوع كردن آزادي تبادل عقايد متمركز كردهاند.