طنز/ بازتاب توپ طلاي ۲۰۱۲ مسي از آنجا كه نظر من براي شما خيلي مهم است(!) نظرم را ميگويم؛ ايني يستا. گمانم در وراي دوئل تكراري و خستهكننده رونالدو و مسي، اين بار حق هافبك خوشتكنيك، ظريف و فانتزيباز بارسا بود كه مرد سال فوتبال جهان شود... كه البته نشد! ۲۰۱۲ هم بخت با مسي يار شد! علي ايحال من و لقمان حكيم و رونالدو و اينييستا ادب از بيادبان فتنه ۸۸ ميآموزيم و به جاي آشوب، جنبهمان را بالاتر ميبريم، البته از حق نبايد گذشت كه زوريخ باز هم ريخت شماره ۷ رئال را به هم ريخت. بنده خدا كريس رونالدو براي بار چهارم پشت دروازه ليونل مسي ماند و براي سال چهارم، دستش به دامن توپ طلا نرسيد. ستاره پرتغاليها اما در واكنش به توپ طلاي مجدد مسي، فقط به يك خنده تلخ بسنده كرد. گوشه لب پايين خود را به لب بالا فشار داد، قيافه گرفت و مخفيانه بغض كرد، ليكن نه سخني از «تقلب» گفت و نه احياناً سطل زبالههاي زوريخ را به آتش كشيد! آنچه در ادامه ميآيد، بازتاب توپ طلاي مدل ۲۰۱۲ است كه كما فيالسابق در سبد پسرك چپ پاي مستطيل سبز خوش نشست.
- من نميدانم تئوري «ساكتين زوريخ» از كدام قاره نازل شده است؟!
- منظور از «۱ + ۲» اشتباه نشود؛ «مسي + كريس و آندرياس» نيست!
- چون بن همام و سپ بلاتر در هيچ دادگاهي محاكمه نشدهاند، پس ميتوانند نامزد انتخابات شوند!
- من به جاي رونالدو بودم، توپ طلاي ۲۰۱۲ را از مسي ميبردم!
- كريس رونالدو نبايد براي ميشل پلاتيني شرط بگذارد!
- اسنادي داريم كه نشان ميدهد، كارلوس كرش با جورج سوروس، در ويلاي مايكل لدين مشغول بودهاند!
- تعريف كاناوارو از سپ بلاتر، شبيه متن زيارتنامهها بود!
- ليونل مسي را من بزرگ كردهام!
- فيفا قبل از اعلام مرد سال ۲۰۱۲ بايد با جبهه پايداري مشورت ميكرد!
بازتاب/ از رجب طيب تا شبث بن ربعي ناظر بر متن ديروز «پلاك»، يكي از دوستان وبلاگ «قطعه ۲۶»، كامنتي گذاشت كه خواندنش خالي از لطف نيست. بخوانيد زندگينامه عاليجناب شبث را...
«در ابتدا از ياران «سجاح»، مدعي دروغين پيامبري بود و سپس مسلمان شد. بر عثمان شوريد و توبه كرد. او بعدها از ياران علي (ع) شد و حضرت، او را به همراه «عدي بن حاتم» نزد معاويه فرستاد. در صفين در ركاب علي (ع) بود و سپس از خوارج شد. سپس با امام حسن(ع) بيعت كرد و در حكومت مشاركت ميكرد، ليكن اندكي بعد، جزو افسران معاويه شد. در كوفه به اباعبدالله(ع) نامه نوشت: «آقا! بيا... »، اما از ابن زياد قول فرماندهي گرفت و فرمانده نيروي پياده عمر سعد در كربلا شد. اين مرد از كساني بود كه به شدت كوشيد تا به عمر سعد القا كند كه حسين(ع) كافر حربي و قتلش واجب است و قتل او در ماه حرام اشكالي ندارد و به راستي آتش بيار معركه بود. بعد از كربلا به شكرانه پيروزي سپاه يزيد بر امام حسين(ع)، مسجدي در كوفه ساخت، اما دوباره توبه كرد و به مختار پيوست و به گونه غيرمنتظرهاي در حركت توابين و قيام مختار، رئيس نيروي انتظامي مختار شد و عجيب اينكه سرانجام در قتل مختار نيز سهيم بود و...».
من يكي كه خندهام گرفته! باز صد رحمت به خواص بيبصيرت خودمان! اين يكي ديگر آخر اعوجاج است...