تلگراف: هر روز ميليونها بريتانيايي از محل كار به منزل باز ميگردند، از ورودي خانه كس ديگري ميگذرند و در خانهاي به خواب ميروند كه به خودشان تعلق ندارد. اين يك حقيقت است كه هشت و نيم ميليون بريتانيايي در خانههاي اجارهاي زندگي ميكنند و اين رقم در حال افزايش است. در تحقيقي كه به تازگي صورت گرفته است بيش از نيمي از مستأجران گفتهاند كه محل زندگيشان احساس «خانه» را به آنها القا نميكند.
خانهدار شدن امروزه براي اكثر جوانان و حتي ميانسالان به رؤيايي دور از دسترس تبديل شده است. با وجود كاهش جزئي قيمتها در چند ماه اخير، هنوز قيمت مسكن پنج برابر دستمزد متوسط مردم است؛ اين رقم در سال ۱۹۹۷ سه برابر بود. جوان ۲۱ سالهاي كه كارش را با يك دستمزد معمولي آغاز كرده و هر سال ۵ درصد از درآمدش را پسانداز كند، ميتواند اميدوار باشد كه در سن ۵۲ سالگي خانه خودش را بخرد.
همه اين گفتهها به اينجا ختم ميشود كه زندگي استيجاري براي نسل جوان در بريتانيا به حقيقتي معمول تبديل شده است و نبود برنامه خانهسازي در مقياس بزرگ چنانكه در ۱۹۶۰ صورت گرفت، به اين مشكل دامن ميزند.
مدت اجاره در انگلستان به طور متوسط كمي بيش از ۱۸هجده ماه است، مدت زماني كه براي مستأجران با ترس و آزردگي معني ميشود. به شكل دورهاي شنيده ميشود كه بايد صاحبخانههاي سركشي را كه اجارههاي گزاف براي منازل معموليشان از مردم ميگيرند، سر جاي خود نشاند. با اينكه اشاره شدن به اين دلايل جزئي كه مشكلسازند ما را خوشحال ميكند، بايد دانست كه معضل اجاره مسكن در بريتانيا از سيستم نادرست كشور ناشي ميشود و نه از تكتك مردم.
اين تنظيمات فعلي در دهه ۸۰ ميلادي اتخاذ شدهاند، هنگامي كه بخش اجارهاي خصوصي كوچك بود و كنترل اجارهها آن را خفه ميكرد و قوانين روي بيرون كردن مستأجران مشكلدار سرپوش ميگذاشت. قوانين جديد، كه به صاحبخانه اجازه ميدهد بدون دليل و با اخطاري دو ماهه مستأجر را از خانهاش بيرون كند و افزايش نامحدود اجارهها را مجاز ميداند، به انفجار فرهنگ خريدن و اجاره دادن و توسعه عظيم بازار اجاره مسكن انجاميد.
آن دسته از تغييرات براي انعطافپذير كردن اجاره خصوصي براي مالكان، سرمايهگذاران و مستأجران لازم بود اما در سال ۲۰۱۲ هنگامي كه مستأجران علاوه بر دانشجويان و جوانان، خانوادهها هم هستند ديگر اين سيستم جوابگوي هدف نيست.
هنگامي كه از دوستانم كه از قشر كارمند بوده، ۲۰ تا ۳۰ سالهاند و مستأجر، خواستم تا از تجارب اجارهنشيني خود بگويند، كمتر كسي بود كه ماجرايي خوفناك براي تعريف كردن نداشته باشد. يكي از اين افراد ميگفت وقتي به خانهاي كه تازه اجاره كرده بود، اسبابكشي كرد، متوجه شد كه آپارتمانش پر از موش است و قسمت مشاع ساختمان به رستوران جوجه سوخاري بغل اجاره داده شده است كه به آلودگي محيط دامن ميزند.
اين مثالي از لندن است، شهري كه در آن مستأجران در نظام اجاره خصوصي حقوق ناچيزي داشته و ناتوانند.
در كشورهايي چون آلمان و فرانسه، اوضاع متفاوت است. در اين كشورها اجاره كردن مسكن راهحل بلندمدت مناسبي است اما در انگلستان زندگي اجارهاي همچون تحمل برزخ براي رسيدن به بهشت خانهدار شدن است.