کد خبر: 505317
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۱
بازپرس ويژه قتل تهران خبر داد
وي به خبرنگار ما گفت: كميسيون‌هاي تخصصي پزشكي قانوني بعد از معاينه متهم سلامت رواني وي را هنگام حادثه تأييد و گزارش آن را ارائه كرده‌اند. قاضي شهرياري گفت: بعد از انجام مراحل قانوني، پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده مي‌شود.
متهم پرونده كه پسر ۲۲ ساله‌اي به نام حسين است، ظهر روز دوشنبه ۲۴ مهرماه‌ امسال در خيابان نظام آباد تهران با چاقوي قصابي به مردم حمله و ۱۰ نفر را مجروح كرد و مرد۴۲ ساله‌اي را هم به قتل رساند. متهم در اولين جلسه بازجويي به قاضي شهرياري گفت: پنج سال است كه شبانه دچار كابوس مي‌شوم به طوري كه شب را تا صبح به دشواري سپري مي‌كنم. از مدتي قبل خانه‌اي براي خودم اجاره كردم و براي كار هم به كشتارگاه مي‌رفتم. از كاركردن در آن محيط خسته شدم و بعد از مدتي به دنبال كار تازه‌اي گشتم تا اينكه در يك سفره‌خانه مشغول كار شدم. كار در سفره‌خانه هم زياد دوام نياورد، به خاطر همين به يك پيتزا فروشي رفتم و پيك موتوري شدم‌ اما از آنجا اخراج شدم و دوباره دنبال كار بودم. وقتي بيكار مي‌شدم، كابوس‌هايم بيشتر مي‌شد تا اينكه يك شب قبل از حادثه يك روح شيطاني سراغم‌ آمد و از من خواست كه مرتكب اين جنايت شوم.
متهم ادامه داد: هميشه با خودم فكر مي‌كردم كه حقم در جامعه ضايع شده است و ديگران را مقصر مي‌دانستم و در فكر انتقام از ديگران بودم. به خاطر همين روز حادثه مقابل بازار روز در نظام‌آباد‌ آمدم تا نقشه‌اي را كه روح شيطاني از من خواسته بود، اجرا كنم‌ اما وقتي جمعيت را ديدم، نقشه‌ام را تغيير دادم و به يك مرغ‌فروشي رفتم. به فروشنده گفتم كه يك كيلو مرغ مي‌خواهم. وقتي او پشت يخچال رفت، به بهانه خوردن آب خودم را به چاقو‌هايش نزديك كردم و يك چاقوي قصابي برداشتم و همانجا به مشتري مرغ‌فروش حمله كردم و با چاقو به سرش ضربه زدم. بعد از آن پا به پياده‌رو گذاشتم و هر كس را كه مقابل خودم مي‌ديدم با چاقو مي‌زدم. من نمي‌دانم كه چند نفر را با چاقو زده‌ام ‌اما صداي مردم را به ياد دارم كه فرياد مي‌زدند، پسر جنايتكار را بگيريد. ‌اما من مي‌دويدم و هركس را سر راهم مي‌ديدم، با چاقو مي‌زدم تا اينكه با يك ماشين دربست به خيابان رسالت رفتم. از آنجا به خيابان نيروي هوايي رفتم و در خانه پدربزرگم لباس‌هايم را كه خوني شده بود، عوض كردم و بعد به طرف قم رفتم. وقتي به آنجا رسيدم، ترسيدم و خودم را به پليس معرفي كردم.
پدر متهم نيز به خبرنگار ما گفت: من دو همسر داشتم كه هر دو را طلاق داده‌ام. وي ادامه داد: كارگر ساختماني هستم و محلي براي زندگي ندارم، به‌خاطر همين شب‌ها را در ساختماني كه كار مي‌كنم مي‌خوابم. پدر متهم ادامه داد: از همسر اولم صاحب سه فرزند هستم كه حسين يكي از آنهاست. آخرين بار ۲۰ روز قبل او را ديدم كه گفت كارگر پيتزا فروشي بوده و از آنجا اخراج شده است. من از آن روز از او خبر نداشتم تا اينكه حالا از جنايتي كه مرتكب شده است با خبر شدم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار