
«آدمها تقريباً شش هفشت ده دوازده دستهاند. آدمهايي كه حرف ميزنند و كار ميكنند.« خدا بيامرزدشان!» آدمهايي كه حرف نميزنند و كار ميكنند. «خدا به توان n بيامرزدشان! خير ببينند انشالا ننه جان!» آدمهايي كه حرف ميزنند و كار نميكنند. «خدا انشالا به همين زودي به زمين گرم بزندشان.» آدمهايي كه نه حرف ميزنند و نه كار ميكنند. «خدا كمي تا قسمتي حالشان را بگيرد اما نهايتاً بيامرزدشان. من امروز رسماً قاطي كردهام. تا اينجاي كار چند دسته شد؟»
«كنفسيوس حكيم»
معدود افرادي در عالم وجود دارند كه در طول شبانهروز هر وقت كه اراده كنند بتوانند حرف پخته بزنند و رسماً به پرت و پلاگويي نيفتند. اين آدمها نفسشان چه براي خودشان و چه براي ديگران مبارك و فرخنده است. خب اين آدمها هرچقدر كه دوست دارند حرف بزنند، حرجي نيست. اصلاً اين آدمها بايد حرف بزنند.
بعضيها در طول شبانهروز ممكن است بتوانند چند دقيقه يا چند ثانيه حرف پخته بزنند. يعني بعضيها براي چند ثانيه يا چند دقيقه حرف پخته در ذهنشان آماده يا نيمه آماده نيمه منجمد دارند اما از آن چند ثانيه يا چند دقيقه كه عبور كنند حرفهايشان به سرعت رنگ و بوي خامي به خود ميگيرد و اگر همچنان ادامه دهند رسماً به هذيان و پرت و پلاگويي ميافتند و با توجه به اهميت تريبوني كه پشت آن قرار گرفتهاند هيچ بعيد نيست براي خود و ديگران دردسرهاي بزرگي درست كنند.
بعضي مسئولان، سخنرانهاي يك صدم ثانيهاند. ممكن است خندهتان بگيرد و بگوييد من رسماً دارم پرت و پلا ميگويم. نه جانم! اينها پرت و پلا نيست. ممكن است اين سؤال را بپرسيد كه مگر سخنران يك صدم ثانيه هم داريم؟ اين ديگر چه نوع سخنراني است؟ بله داريم! سخنران يك صدم ثانيه سخنراني است كه بهتر است حرف نزند چون تا بيايد پشت تريبون و دهانش را باز كند همه حرفهاي حسابش در همان يك صدم ثانيه تمام ميشود چون اساساً او در چنتهاش براي يك صدم ثانيه حرف حساب داشته كه با توجه به يكسان نبودن شتاب ذهن و زبان در انتقال واژهها، آن حرف حساب فقط ميتواند در ذهن همان شخص به حيات و موجوديتش ادامه بدهد، ممكن است بگوييد اين خسران است، بله شايد! اما تقصير آن فرد است كه اين قدر حرف حساب كم دارد.
اجازه بدهيد من همين جا شما را به مراسم رونمايي از پيشنهادم براي حل معضل پرت و پلاگوييها دعوت كنم. پيشنهاد من احتمالاً بسياري از مشكلات كشور را ميتواند حل كند. اما آن پيشنهاد چيست؟ بياييم به مسئولان كشور به ويژه آنها كه تا تقي به توقي ميخورد احساس تكليفشان باد ميكند آن هم چه بادكردني، كارت اعتباري سخنراني به شرط چاقو بدهيم كه حرف بزنند، اما پخته. جمعي از نخبگان كشور در حوزههاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و ادبي كه غرض و مرض ندارند كميتهها و كارگروههاي تخصصي اين كارتهاي اعتباري را تشكيل دهند. به اين صورت كه مجموع اظهارات ماهانه يك مدير در سطوح مختلف جمعآوري شود و اين كارشناسان داوري كنند كه اصولاً در مجموع اظهارات اين مدير چند كلمه حرف حساب وجود دارد. آن وقت به اندازه حرف حسابهايي كه زده شده، كارت اعتبارياش براي ماه بعد شارژ شود. فيالمثل اگر آن مدير در يك ماه پنج دقيقه حرف حساب زده است كارت اعتباري سخنراني آن مدير براي ماه بعد، پنج دقيقه شارژ شود. از طرف ديگر توجه شود كه چند درصد از اظهارات سخنران، مصداق كامل پرت و پلاگويي و هذيان بوده و آن مدير با آن نوع اظهارات چقدر هزينه سياسي و اقتصادي و امنيتي براي كشور تراشيده است.
نكته ديگري كه در اين ارزيابيها بايد حتماً روي آن تأكيد شود وفاداري آن مقام مسئول به امانتداري و صداقت و بيان آمارهاي درست و عمل به وعدههاست. فرض كنيد مثلاً يك مقام مسئول از پشت تريبون مهم كشور ميگويد «فلان وزير تا پايان عمر دولت بركنار نخواهد شد» بعد به فاصله چند روز ميبينيم كه عذر آن وزير را از كابينه خواستند و چنان سريع بركنارش كردند كه اصلاً انگار از اول وزيري به اين اسم و رسم وجود نداشته است. يا فرض كنيد قياسهاي معالفارق وحشتناكي كه صورت ميگيرد. مثلاً در پاسخ به اين سؤال كه چرا فلان وزير را كه نمره ۲۰ به او داده بوديد تغيير داديد و اصلاً دليل اين بركناريها و تغييرها چيست؟ يك مقام مسئول دولتي با خونسردي محض ميگويد «بر اساس نظريه حركت جوهري ملاصدرا، تغيير و تحول در ذات عالم است، پس اين تغييرات امري طبيعي است» اينجاست كه دوست داري سرت را چنان به ديوار بكوبي كه مغزت متلاشي شود. به اين ميماند كه در همان نشست يكي از خبرنگاران كفشش را از پا درآورد و به سمت سخنران پرتاب كند، وقتي از خبرنگار بپرسند چرا كفشت را به سمت سخنران پشت تريبون پرتاب كردي بگويد ميخواستم ببينم قانون نيوتن در تغيير سرعت اوليه جسم به سرعت ثانويه و تأثير جاذبه زمين در مهار سرعت – بدون در نظر گرفتن مقاومت هوا – چطور عمل ميكند؟ خب راست ميگويد. همچنان كه به يك معنا بين نظريه حركت جوهري ملاصدرا و بركناري ناگهاني يك وزير از سمتش درست بلافاصله چند روز پس از تكذيبيههاي سفت و سخت دولت رابطه وجود دارد، لابد ميتوان يك نشست مطبوعاتي را هم با پرتاب كفش به سمت سخنران، تبديل به لابراتوار بررسي درستي نسبتهاي شتاب و ثقل در قانون نيوتن كرد.
برگرديم به پيشنهادمان. پيشنهاد ما اين بود براي اينكه اندكي آرامش به كشور برگردد كارتهاي اعتباري سخنراني به شرطها و شروطها بين مسئولان توزيع شود - فاز اول اين طرح را ميتوان از دولت در سطوح مختلف آغاز كرد و فازهاي بعدي را به مسئولان قواي ديگر اختصاص داد - اعتبار اين كارتها هم از يك ثانيه شروع شود، يعني اعتبار يك ثانيهاي در يك ماه، به اين صورت كه آن مقام مسئول يك ثانيه در ماه براي سخنراني اعتبار داشته باشد. ممكن است بگوييد با يك ثانيه در ماه چه ميتوان كرد؟ اشتباه نكنيد و به اين يك ثانيه به چشم حقارت نگاه نكنيد. در يك ثانيه آدم ميتواند بگويد سلام و همه حرفهايش را در همان سلام بزند. در يك ثانيه آدم ميتواند بگويد خداحافظ. يعني وقتي ميبيند شايسته آن مقام نيست ميتواند همه حرفهايش را خلاصه كند در يك بسته كوچك اما پرمعناي خداحافظ و برود پيكارش.
در اين روش برحسب مؤلفههاي كيفي قابل تبديل به كميت، نظير صلاحيت در آن شاخه از اظهارنظر، مستدل و قابل دفاع بودن حرفها، ارائه آمارهاي مستند، پرهيز از فرافكني و نظاير آن اعتبار مسئولان براي اظهارنظرهاي بعدي شارژ شود. از سوي ديگر سياستهاي تنبيهي هم به موازات سياستهاي تشويقي اعمال ميشود. كارگروه هر ماه عملكرد پشت تريبوني آن مقام مسئول را بررسي و در صورت مغايرت اظهارات آن مسئول با مفاد آييننامهاي كه به اين منظور تنظيم شده امتيازهاي منفي را در پرونده آن مقام مسئول درج ميكند. در صورتي كه امتيازهاي منفي در پرونده آن مقام مسئول از حدي كه پيشبيني شده بالاتر رود آن مسئول بار اول شش ماه، بار دوم چهار سال و بار سوم به صورت مادامالعمر از هرگونه اظهارنظري پشت تريبونهاي رسمي منع ميشود. بديهي است اظهارنظر پشت تريبونهاي غيررسمي كماكان به قوت خود خواهد ماند. ممكن است يك مقام مسئول بخواهد از طريق تريبون حمام خانهاش – البته ترجيحاً زماني كه در حمام بسته شده و موجبات آزار و اذيت زن و بچه و همسايگان را فراهم نميكند - اظهارات و موضعگيريهايي داشته باشد كه نه نيازي به كارت اعتباري و شارژ مجدد خواهد داشت و نه اساساً قابل پيگرد است، خب اين حق مسلم و حريم خصوصي هر مسئولي است كه بخواهد حمام خانهاش را به يك تريبون آزاد تبديل كند.