
براي بررسي اقتصاد مقاومتي نياز نيست راه دوري برويم. نميخواهيم مباحث كلي و كلان را مورد ارزيابي قرار دهيم و اقتصاد را تجزيه و تحليل كنيم. كافي است سري به كوچه و خيابانهاي اطرافمان بزنيم تا ببينيم چه كساني در كنارمان مشغول كار و زندگي هستند و نقش آنها در آرامش و راحتي زندگي ما چقدر است. همين دو دهه پيش شركت سوني به ايرانيان گفته بود «اگر كسي بتواند ادعا كند كه كالا يا وسيلهاي ژاپني در خانهاش ندارد، جايزه ويژهاي از اين شركت دريافت خواهد كرد.» كمپاني سوني به اينكه در كشوري قرار دارد كه توانسته تكتك مردم ايران را وابسته خود كند، افتخار ميكرد و ما هم بدون توجه به اين وابستگي، مبهوت قدرت ژاپن در اين همه تنوع در توليد شده بوديم و متأسفانه امروز بايد گفت، آيا خانوادهاي پيدا ميشود كه حداقل يك وسيله منقوش به made in china در منزلش نداشته باشد؟ از كفش و پيراهن و لوازم خانگي گرفته تا فرش و اسباببازي بچهها و شايد ميوه و مواد غذايي و ...
زماني كه مقام معظم رهبري، واژه «اقتصاد مقاومتي» را به جامعه تزريق كردند، ديدگاههاي متفاوتي در برابر اين واژه وجود داشت و گروهي ميپرسيدند آيا «اقتصاد مقاومتي» همان «رياضت اقتصادي» است؟
«به نظر من كلمه «مقاومت» در اين واژه به معني «ترميم»، «مقاومسازي»، «آسيبزدايي» و از همه مهمتر «اعتماد» است.»
اينها ديدگاههاي سيد حميد موسوي، مهندس مكانيك است.
مهندس موسوي كه در سال ۱۳۸۴ توانسته بود با ارائه طرحي در زمينه دستگاههاي جوش رباتيك براي لولههاي نفت و گاز تا قطر ۵۶ اينچ، در جشنواره خوارزمي به عنوان طراح برتر سال برگزيده شود، حالا به همراه دوستانش توليد قطعات مهم و اصلي صنايع مختلف را كه مورد تحريم قرار گرفتهاند در دستور كار قرار داده و علاوه بر كمك به حركت چرخهاي اقتصادي جامعه، با توليد اشتغال، كارآفريني را نيز مد نظر دارد.
سيدحميد موسوي كه دورههاي مختلف مديريت بازرگاني و روانشناسي را نيز گذرانده در مورد تأثيرات اقتصاد مقاومتي بر پيشرفت جامعه ميگويد: «من نميدانم چرا كسي در مورد فرق اقتصاد مقاومتي و رياضت اقتصادي كه امروز غرب دچار آن است، حرف نميزند. رياضت اقتصادي يعني شما هر فشاري كه به زندگي و قدرت خريدتان وارد ميشود را بدون هيچ بحث و دليلي بپذيريد اما اقتصاد مقاومتي يعني تشخيص حوزههاي فشار يا تحريم و متعاقب آن سعي و تلاش براي كنترل و بياثر كردن آن تحريمها و در شرايط ايدهآل و آرماني، تبديل چنين فشارهايي به فرصت. بياييد باور كنيم كه اقتصاد مقاومتي ميتواند كاهش وابستگيها را به همراه داشته باشد و با اعتماد كردن بر روي مزيتهاي توليد داخل، حركتي به سمت خوداتكايي داشته باشيم.»
تمركز روي قطعات وارداتيمهندس موسوي ميگويد: «از زماني كه به همراه دوستانم مهندس خلفبيگي و مهندس قديمزاده شركت پژواك آواي پارس مهر را تأسيس كرديم تصميم گرفتيم تمام تلاشمان در جهت معني كردن تكتك كلمات موجود در اين اسم باشد و به همين دليل از سال ۱۳۸۶ قطعاتي كه در صنايع مختلف تأثيرگذار بودند و از خارج وارد ميشدند را مورد شناسايي و بررسي قرار ميداديم و تمام عزممان را براي داخليسازي آنها جزم كرديم. البته بايد تأكيد كنم كه نه از لحاظ سرمايه و نه نيروي انساني به هيچ عنوان قدرتمند و قابل رقابت با شركتهاي بزرگ نبوديم اما تصميممان را گرفته بوديم. سه تازه فارغالتحصيل، با كمترين سرمايه كه هدفشان توليد قطعات ويژه و تكنولوژيك بود.»
چنين بايد استنباط كرد كه اقتصاد مقاومتي، يك اقتصاد فعال و پوياست كه در شرايط خاص براي دفع موانع پيشرفت و كوشش در مسير توليد و شكوفايي تعريف ميشود.
ناگفته نماند كه تركيب تخصص و تعهد وقتي به صورت مناسب در كنار يكديگر قرار بگيرند نتيجهاي حاصل خواهد شد كه علاوه بر مطلوب بودن، حتماً خارقالعاده نيز هست.
موسوي با اشاره به اينكه ۸۵ درصد قطعات توليدي شركت تحت امرش جزو قطعاتي هستند كه براي اولين بار در ايران ساخته و توليد شدهاند، ادامه ميدهد: «از همان ابتدا از صنايع خودروسازي شروع كرديم و نه روي قطعات خودرو، بلكه قطعات روباتهايي كه سازنده خودرو هستند را در دستور كار قرار داديم. قطعات مختلف خطوط توليد از آلياژهاي خاصي هستند كه در انحصار كشورهاي اروپايي و امريكا بود، اما ما با بررسي، تحقيق و توكل به خدا توانستيم بخش زيادي از اين قطعات را بوميسازي كرده و علاوه بر استقلال و خودكفايي در اين بخشها، از خروج ارز و وابستگي به توليدكنندگان خارجي نيز جلوگيري كنيم.»
وي قطعات وارداتي در صنايع خودروسازي را بسيار گران عنوان كرده و حساسيت در بخشها و خطوط توليد، بدنه، رنگ و ... را بالا دانسته و ميگويد: «معتقدم قطعات داخلي حتماً بايد با كيفيت و در حد همان قطعات خارجي باشند، هر چند همين كه توليدكنندگان و صنايع بزرگ به قطعهسازان داخلي اعتماد ميكنند، كار بزرگي كردهاند.»
تحريمها انجام شد اما زندگي جاري استچند ماهي است كه تحريمهاي كلان اروپا و امريكا نه عليه نظام جمهوري اسلامي كه بر ضد مردم ايران به اجرا درآمده و به زعم خودشان منتظر به زانو درآمدن اين امت و مملكت هستند، اما وقتي در سطح شهر و روستاها، زندگي مردم را به نظاره مينشينيم، شايد كمي فشارهاي اقتصادي افزايش يافته باشد ولي مردم و بخصوص نخبگان و توليدكنندگان به راههايي رسيدهاند كه بتوانند آرامش و آسايش را به درون زندگيها وارد كنند.
حالا ميتوان گفت هدف از اقتصاد مقاومتي، بازسازي و احياي اقتصاد ملي است. اقتصادي كه موجوديتش ايراني و اسلامي است و با شناخت ويژگيها و ابعاد مختلفش ميتوان راهكارها و برنامههاي بهتري براي اجراي آن انديشيد.
موسوي كه در كنار توليد قطعات حساس صنعت به كارآفريني نيز ميانديشد، ميگويد: «وقتي ميزان توليد در كشور بالا برود، به همان ميزان نيز نياز به نيروي كار افزايش مييابد و اين يعني اشتغال براي جوانان ايراني. بر همين اساس، يكي از شعارهاي ما، توليد قطعات باكيفيت با كمترين هزينه است. قطعات توليد شده توسط ما يك پنجم، يك هفتم و بعضاً يك دهم قيمت خارجي خود هستند. فرق توليد داخل با توليدات خارجي در اين است كه توليدكننده داخلي هرگز راه را براي پيشرفت صنعت كشور نميبندد چون خودش بخشي از اين چرخه به شمار ميآيد و هرچقدر صنعت و اقتصاد كشور پوياتر باشد، صنعتگر و توليدكننده نيز موفقتر است. اما خارجيها هر وقت كه دوست داشته باشند، حتي براي گرفتن امتياز بيشتر سعي ميكنند در صنعت و پيشرفت كشور اخلال ايجاد كنند.»
گل سرسبد توليدات امروز همگان به خوبي واقفند كه مشكل اقتصاد ايران، مشكل طرف عرضه است. معمولاً چنين عرف است كه اگر در تقاضا مشكلي ايجاد شود، اقتصاد نيز دچار صدمه ميشود و اروپاييان براي اينكه نگذارند تقاضا پايين بيايد، هميشه در بازارهايي خارج از قلمرو و حكومتشان به عرضه توليداتشان ميپردازند. حال بايد پرسيد چرا در كشور ما طرف عرضه به مشكل خورده؟
موسوي در يك جمله پاسخ ميدهد: «چون صنعتمان را وابسته به بيگانگان كرده بوديم.»
او به توان، قدرت و پتانسيل ايرانيان اشاره كرده و ميگويد: «بياييد يكديگر را باور كنيم تا دست در دست هم ايران را آباد كنيم. شركت زيمنس در كشور آلمان كه سالهاست تأمين كليدهاي فشار قوي برق ايران را بر عهده دارد، به يكباره به تيم تحريمكنندگان پيوست. كاري كه ميتوانست باعث فلج شدن صنايع برق شود. كليدهاي فشار قوي۷۲ كيلوولت آمپري كه از آلمان وارد ميشد براي اتصال يا قطع برق يك روستا، يك كارخانه بزرگ يا شهرك مورد استفاده قرار ميگيرد. پروژه توليد اين كليد ابتدا در دست دانشگاه تهران بود كه به شركت ما واگذار كرد. اين كليد با كمك دانشگاه ساخته شد و بعد از تستهاي اوليه در داخل براي «تاپ تست» به خارج از كشور فرستاده شد كه به حول و قوه الهي با موفقيت مواجه شد و حالا منتظر توليد انبوه هستيم.»
اين كارآفرين، نياز اول توليدكنندگان در كشور را حمايت ميداند و با اشاره به اينكه با توليد اين كليد، ايران از آفت ۴۰ ساله واردات آن از زيمنس رهايي يافته و اين انحصار از زيمنس گرفته شد، ادامه ميدهد: «ما فرصت زيادي نداريم. اگر امروز چارهاي براي حل و رفع مشكلات نينديشيم، فردا دردها دامنگير جامعه خودمان ميشود. چاره تحريمها، داخليسازي است و گام اول براي بالا رفتن توليد در داخل، اعتمادكردن به صنعتگران است. كارخانجات و صنايع بزرگ بايد به قطعهسازان و توليدكنندگان اعتماد كنند، چيزي كه هماكنون و با توجه به شرايط ويژه، به وجود آمده و اين به نفع صنعت كشور خواهد بود. وقتي دلار گران شد، بسياري از واردكنندگان قطعات متوجه شدند كه ديگر نميتوانند به قطعات خارجي دل ببندند و براي كاستن از هزينههايشان به سمت صنايع داخلي آمدند كه همين امر رشد چشمگيري در بالا رفتن توليدات داخلي داشت. اين يك اجبار است كه به نفع صنعت حركت خواهد كرد.»
كارگروهي؛ حلقه مفقوده اجتماع اگر روزي با تحقق استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي، سياست ملي در انقلاب شكل گرفت و دفاع ملي در جنگ تحميلي احيا شد، امروز هم اقتصاد ملي بايد در شرايط سخت تحريم احيا شود و اين امكانپذير نيست مگر با اقتصادي كه همه در آن نقش داشته باشند و هركس بخشي از اين چرخ را به حركت درآورد.
موسوي معتقد است بايد انقلابي فرهنگي در صنعت صورت بگيرد تا شاهد تحولي عظيم در اين بخش باشيم.
وي ميگويد: «در هيچ جاي دنيا اين همه صنعتگر وجود ندارد. صنعتگران ما به تنهايي، بسيار بزرگ و توانمند هستند اما سعي نميكنند در كنار يكديگر و با هم كار كنند. كار گروهي بايد تعريف و اجرا شود تا گامهاي رسيدن به موفقيت به درستي برداشته شود.»
اين كارآفرين به پيشنهاداتي كه از كشورهاي تركيه، فرانسه، كانادا و استراليا داشته نيز اشاره كرده و ادامه ميدهد: «اين بازي با كلمات نيست اما ميخواهم بگويم كار كردن در هيچ جاي دنيا مثل ايران راحت و پرسود نيست. ما ايراني هستيم و بايد همينجا رشد كنيم و ثمر بدهيم. جمله يكي از بزرگان فاميلمان را هيچ وقت فراموش نميكنم كه گفت: برنج فقط در شمال رشد ميكند و اگر در جنوب كشور بكاريد و مراقبتهاي ويژهاي هم از آن بكنيد، باز هم خشك ميشود. ما هم ايراني هستيم و فقط در اين آب و خاك سبز ميشويم و در خارج ميخشكيم.»
سيدحميد موسوي يكي از صدها هزار توليدكننده داخلي به شمار ميآيد كه با دست خالي و فقط با كمك دوستانش امروز توانسته گامهاي بسيار تأثيرگذاري در جهت رشد و شكوفايي صنعت اين كشور بردارد. شركت آنها بيش از ۱۵ شغل مستقيم و يكصد شغل غيرمستقيم ايجاد كرده. كاري كه اگر هر شركت كوچك و بزرگي دراين جامعه به سرانجام برساند، هرگز كلمه «بيكاري» در اين آب و خاك معني نخواهد داشت.