اين سياستمدار كهنهكار ۷۸ ساله بعد از ناكامي كوفي عنان در مأموريت خود و در ماه سپتامبر جايگزين او شد، اما از همان ابتداي امر اعلام كرد كه مأموريتي بسيار مشكل پيش رو دارد و نميتواند اميدي به موفقيت در آن داشته باشد. تجربه كوفي عنان و تجربه خود ابراهيمي در مأموريتهاي گذشتهاش باعث شده بود تا او با اين تلقي مأموريت خود را قبول و سعي كند تا به جاي اظهارات هيجاني، بيشتر با احتياط به مأموريت خود بپردازد.
پيشنهاد او براي آتشبس در چند روز تعطيلات عيد فطر اين رويه احتياطآميز او را تأييد كرد، زيرا بهرغم استقبال دولت سوريه از پيشنهاد او و پايبندي به آن، اما اين گروههاي معارض مسلح بودند كه حتي در مدت زمان محدود آتشبس پيشنهادي نتوانستند خويشتنداري كنند و با انفجارهاي تروريستي و حمله به مواضع ارتش به كرات آن را نقض كردند. نقض آن آتشبس، ابراهيمي را براي مدتي به حاشيه راند و به او ثابت كرد كه جايگاه او متزلزلتر از آن است كه از ابتدا تصور ميكرد. اكنون، او براي سومين بار عازم دمشق شده تا شانساش را براي چندمين بار امتحان كند، در عين اينكه نشانههاي ناچيزي براي موفقيت او ديده ميشود.
ابراهيمي در حالي سومين سفر خود به سوريه را آغاز كرد كه تحت تاثير جبهه مخالفان راه زميني را به جاي استفاده از فرودگاه بينالمللي دمشق انتخاب كرد و اين برخلاف دو سفر گذشته وي بود. درست است كه جاده منتهي به فرودگاه بينالمللي دمشق در روزهاي گذشته صحنه درگيريهاي شديد بين گروههاي مسلح و نيروهاي ارتش بود، اما نميتوان دلايل امنيتي را براي عدم استفاده ابراهيمي از آن فرودگاه دانست. گذشته از اينكه ارتش سوريه در اين روزها توانسته بود كنترل كاملي بر آن جاده داشته باشد و امنيت اين فرودگاه را تامين كند، هواپيماي ابراهيمي از سوي سازمان ملل عازم ميشود و بايد هر گروهي متعهد به حفظ امنيت آن باشد.
در واقع، ابراهيمي راه زميني را انتخاب كرد و نشان داد كه در گام نخست ورود خود به دمشق ادعاهاي گروههاي مسلح و حاميانشان در محور غربي ـ عربي در ناامني فرودگاه بينالمللي دمشق بر سفر او تاثير گذاشته است. بايد گفت كه اين نحو عمل در شأن ميانجي عازم از سوي سازمان ملل نيست و اگر او قصد بيطرفي كامل را دارد، نبايد متاثر از شرايط تحميلي جبهه غربي ـ عربي و نيروهاي آنها در سوريه باشد. گذشته از اتفاقات يكي دو هفته اخير از هياهوي غرب بر سر تسليحات شيميايي سوريه، معارضين مسلح پروژه تكراري از اتهامزني به دولت سوريه را در شهر حلفايا به راه انداختند تا آن كه مثل گذشته، سفر هيئت سازمان ملل را تحت تبليغات و اتهامزني ادعايي خود قرار بگيرد.
اين موارد نشان ميدهد كه اين جبهه همچنان به دنبال عقيم ماندن مذاكرات و راه حلسياسي در بحران سوريه است و همين نيز موجب شده تا گزينههاي ابراهيمي در يافتن چنين راهحلي بسيار محدود شود. موضعگيري احمد معاذ الخطيب، رئيس ائتلاف ضدسوري، در قبل از سفر ابراهيمي نيز حكايت از اين امر دارد، زيرا او بعد از ديدار با ابراهيمي در قاهره گفت كه مخالف هر گونه راهحل سياسي است كه به نحوي نظام موجود را حفظ كند.
در واقع، اين موضع راه ابراهيمي را براي تشكيل دولت انتقالي در قالب دولت وحدت ملي بسته است و به همين جهت است كه تحليلگران نسبت به مأموريت ابراهيمي براي خاتمه دادن به خشونت در سوريه شك و ترديد دارند. در واقع، ابراهيمي به عنوان ميانجي به دنبال آن است تا يك راه قابل قبول تمام جناحها را در پيش روي آنان قرار دهد اما يك طرف بحران جز خشونت به هيچ راه ديگري فكر نميكند. موضعگيري الخطيب حاكي از اين امر است و البته نميتوان حمايت محور غربي ـ عربي در او را ناديده گرفت كه باعث شده به گزينه راه حل سياسي فكر نكند.
وقتي كه امريكا از طريق قطر سومين محموله موشكهاي استينگر را به معارضين مسلح تحويل ميدهد و به اين وسيله آنان را تجهيز ميكند، ديگر نميتوان انتظار مصالحه سياسي را از اين معارضين داشت. اين نكتهاي است كه ابراهيمي كمتر مورد توجه قرار داده يا آنكه حاضر نيست به آن توجه كند، زيرا اگر او در واقع امر به دنبال راه حل سياسي است بايد در وهله نخست امريكا و ديگر حاميان گروههاي مسلح معارض را تحت فشار قرار دهد تا اين گروهها را براي تن دادن به يك راهحل سياسي قانع كنند. بدون چنين اتفاقي نميتوان به سفرهاي او اميدي داشت، چنان كه او نيز در اين سفر سعي كرده خوشبينانه اظهار نظر نكند و به صورت نيمبندي از موفقيت خود بگويد.