کد خبر: 502943
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۲
سعيد كريمي كارشناس مسائل فرهنگي در گفت‌وگو با «جوان» مطرح كرد
بنابراين مسلح كردن جامعه به سلاح آگاهي نيازمند شناخت نقاط ضعف و نقاطي است كه دشمن آنها را مورد هدف قرار مي‌دهد. پس از شناساسي اهداف دشمن بايد نسبت به مقاوم‌سازي آنها اقدام كرد. هم اكنون دشمن اهداف خود را در جنگ نرم در جبهه‌هايي مثل سست كردن باورهاي ديني و انقلابي مردم، پشيمان كردن مردم از انقلاب، تبليغ و ننگ زدايي از سازش با استكبار، عادي‌سازي خودفروختگي سياسي، تبليغ مصرف گرايي و تجمل پرستي، القاي ترس و خودباختگي و تبليغ ضرورت تسليم و عقب‌نشيني در مقابل دشمن، القاي بي‌اعتمادي مردم به مسئولان، ترساندن از تحريم و انزواي جهاني ايران، بزرگنمايي اشكالات كوچك و كوچك نمايي موفقيت‌هاي نظام و القاي وجود بحران در جامعه تعريف كرده است.

به عبارتي سبك زندگي و نوع نگاه جامعه اسلامي ما را آن هم در شرايطي كه نمونه موفقي از استكبارستيزي ارائه كرده‌ايم در معرض تهديد قرار داده است. بنابراين اين‌آمادگي فكري مردم باعث مي‌شود به راحتي بازي نخورند و با درايت راه كم خسارت‌تري را برگزينند. در اين زمينه با سعيد كريمي كارشناس مسائل فرهنگي به گفت‌وگو نشسته‌ايم كه شرح آن را در ادامه مي‌خوانيد.

در زندگي شهري كجاها ضعف داريم و كجاها اسلام ديده نمي‌شود؟
ضرورت پرداختن به موضوعي تحت عنوان اسلام در زندگي شهري، از چند جنبه احساس مي‌شد. يكي اينكه بعد از سي و اندي سال كه از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته هنوز در مباحث و گزاره‌هاي زندگي شهري مثل خوراك و پوشاك شاهد تعارضاتي در جامعه هستيم. از طرفي جمهوري اسلامي ايران در افق ۱۴۰۴ سند چشم‌اندازي دارد كه در آن براي خود شاخصه‌هايي متصور شده كه بايد به آن نقطه برسد و تبديل به جامعه ايده‌آلي شود كه الهام‌بخش ساير جوامع نيز است.
 
علاوه براين سال ۱۴۰۴ مطابق است با سال ۲۰۲۵ كه افق چشم‌انداز ‌امريكاست. يعني پلان و طرح‌ريزي استراتژيك اين كشور هم در آن جمع بندي شده است. يكي از تأكيدات چشم‌انداز ‌امريكا اين است كه سبك زندگي‌ امريكايي تا سال ۲۰۲۵ بايد جهاني شود. آن هم در شرايطي كه انقلاب اسلامي نه تنها انجام شد، بلكه به كشورهاي ديگر صادر و توزيع شده و موج بيداري اسلامي در سطح خاورميانه وارد فاز دولت‌سازي شده است. به طوري كه همين ‌امروز كه صحبت مي‌كنيم در مصر همه‌پرسي قانون اساسي براي اينكه معلوم شود قانون اساسي اين كشور بر اساس شريعت اسلامي باشد يا نه، ‌در حال برگزاري است. 

يعني دولت‌هايي در حال شكلگيري‌اند كه قانون اساسي‌شان منشعب از شريعت اسلامي است.‌اما در كشور ما كه قانون اساسي از شريعت اسلامي نشات گرفته و مرحله دولت‌سازي را پشت سر گذاشته و وضعيتمان را تثبيت كرده‌ايم، هنوز ادعايي نداريم كه طرح جمهوري اسلامي محقق شده است. چون هنوز در اقتصاد اسلامي صاحب نظريه نيستيم يا هنوز در مباحث فرهنگي بحث بر سر اين است كه فلان گزاره بايد باشد يا نباشد. در زمينه زندگي شهري هم همينطور. هنوز نمي‌دانيم كف و سقف پوشاك اسلامي چيست. در اين رابطه با وجودي كه مدت‌هاي مديدي از طرح موضوع سبك زندگي از سوي مقام معظم رهبري مي‌گذرد ‌اما صحبت‌هاي ايشان در بجنورد فصل‌الخطاب بود. سبك زندگي يك مسئله استراتژيك است. 

آن هم نه فقط در جامعه ما بلكه در همه جاي دنيا.‌اما جالب بود كه مقام معظم رهبري مسائل را ريز و در حد تكنيكي و تاكتيكي مطرح كردند. ايشان وقتي مي‌گويند حضور زنان در جامعه بايد چه صورت باشد كه حرمتشان حفظ شود، يا وقتي مي‌گويند چه بايد كنيم تا ربا از جامعه حذف شود و بيست موضوعي كه فرمودند يعني موضوع را در سطح زندگي شهري مطرح مي‌كنند. اين CIVILIZE شدن مسئله است. چرا مقام معظم رهبري بعد از گذشت ۳۳ سال از پيروزي انقلاب ‌امروز اين موضوع را طرح مي‌كنند؟ اين نشان از اين دارد كه بعضي از اين مسائل يا محقق نشده يا بعضي نيمه كاره است و درست محقق نشده پس يك نياز است. وقتي مي‌خواهيم سبك زندگي بر اساس دين را در جامعه جاري و ساري كنيم بايد همزمان بخش سخت‌افزاري و نرم‌افزاري جامعه براي اين كار آماده شوند.
 
يعني اين مسئله هم بايد براي مردم دروني شود و هم سيستم‌هاي اجتماعي شهري به مردم اجازه انتخاب و عمل به رفتار اسلامي و سبك زندگي اسلامي بدهند و جلويش را نگيرند. مثلاً وضوخانه‌هاي اهل سنت اساساً متناسب با سيستم وضو گرفتن آنها ساخته شده است، ولي متأسفانه هنوز آنقدر كه آنها براي مسئله وضو گرفتنشان فكر و كار كرده‌اند، اين طرف كاري انجام نشده است. مباحث طهارت بايد درساخت و ساز و معماري ما وارد شوند. يا در مقوله پوشاك و پوشش، چقدر درحوزه طرح‌هاي اسلامي و مد كه مقام معظم رهبري هم به شدت رويش تأكيد دارد كار كرده‌ايم. ايشان مدي كه از درون جوشيده شده باشد را قبول دارند و اصلاً بر آن تأكيد هم مي‌كنند. 

جمعيت در هر كشوري يك فرصت است. يك بخش از جمعيت توانايي توليد دارد و بخش ديگر بازار مصرف است. يعني ما هم بايد چرخه توليد و مصرف داشته باشيم. چرا هنوز اين حجم بسيار زياد از واردات را داريم. مي‌بينيد در حوزه‌هاي مختلف هنوز سخت‌افزارهايي وجود دارند كه نرم‌افزار اداره اجتماعي بر اساس دين اگر وجود داشته باشد هم نمي‌تواند عملياتي شود. مثلاً‌ امروز كسي كه براي مشكلي احتياج به وام قرض‌الحسنه داشته باشد نمي‌تواند به راحتي بگيرد.‌اما فردي كه پول دارد، پنج يا شش ماه پولش را مي‌گذارد در سيستم بانكي و بعد دو برابر پولش وام با بهره پايين مي‌گيرد و سپس اين پول را مي‌گذارد در يك بانك خصوصي تا بهره بالايي بگيرد. اين هيچ توجيهي ندارد و دقيقاً همان كاري است كه سيستم بانكي انجام مي‌دهد.
 
بانك‌هايي كه قرض‌الحسنه را ترويج مي‌كنند، بخش جزئي از پولي را كه جذب مي‌كنند به اعطاي قرض‌الحسنه اختصاص مي‌دهند، بقيه‌اش مي‌رود در سيستمي كه وام‌هاي بهره‌دار مي‌دهند و درآمدزايي مي‌كنند. اينجا يك تعارض به وجود مي‌آيد. يعني سيستم بانكي و مالي ما روش را جاري كرده كه خود به خود توليد سيستم ربوي مي‌كند. مردم مي‌روند به اين سمت كه وارد شبكه ربوي شوند. مي‌بينيد كه از اينجا تعارض شروع مي‌شود. بنابراين وقتي بحث اسلام را در زندگي شهري مطرح مي‌كنيم نگاهمان لزوماً روي افراد نيست. روي سخت‌افزارها هم است. نرم‌افزارهايي بايد به وجود بيايند و دروني شوند و از آن طرف سيستم عاملي هم توليد شود كه بتواند سخت‌افزارها را ست آپ كند.

اين سخت‌افزار و نرم‌افزار‌هايي كه مي‌گوييد كدامند؟ منظورتان قوانين است؟
تنها قوانين نيست. ما مي‌خواهيم ساختاري درست كنيم كه نيازهاي گردش مالي جامعه را برطرف كند در عين اينكه شاخصه ربا و قمار در آن نباشد. به اعتراف خود غربي‌ها ماهيت سيستمي مثل بورس، قمار است. يا خود سيستم سرمايه‌داري ماهيتاً قمار است. 

البته يك بخش هم قوانين است. بالاخره به هر ساختار و مجموعه‌اي قوانيني مترتب است. قوانين جاري و آئين‌نامه‌هايي درآن وجود دارد. منتها ‌امروز اگر كسي بخواهد با سيستم اقتصادي اسلامي زندگي كند يعني وارد ورطه ربا و قمار نشود مسئله قدري برايش سخت مي‌شود. چون سر و كارش با همين بانك و سيستم پولي است. آيت‌الله صدر در بحث اقتصاد اسلامي، اقتصاد اسلامي را نه يك علم بلكه يك مكتب معرفي مي‌كند. يعني سيستم اقتصاد اسلامي جدا از اينكه سرمايه مادي توليد مي‌كند، بايد توليد سرمايه ايماني هم كند. يا لااقل ايمان‌زدايي نكند. 

شما بلافاصله وقتي وارد حوزه ربا و قمار شويد لقمه حرام سر سفره‌تان مي‌آيد و همين تبعات بعدي خود را خواهد داشت. اينها پاشنه‌هاي آشيل سيستم اقتصادي ما هستند. از خيابان كه عبور مي‌كنيد مي‌بينيد فلان مؤسسه مالي اعتباري يا فلان بانك در تبليغاتش يك دختربچه و يك پسربچه را كنار صندوقي پر از سكه نشان داده است در حالي كه در كتاب ديني ما گنج نهادن گناه تلقي شده و اصلاً عين اين عبارت است كه با اين سكه‌ها پشت و پهلويتان را داغ مي‌كنيم. با اين حال بانك ما در يك كشور اسلامي ترويج زراندوزي مي‌كند، نتيجه هم اينكه وقتي سكه پيش فروش مي‌كنند، مردم هم وارد سيستم زراندوزي مي‌شوند. 

البته جدا از بحث ارزش افزوده، وقتي فرهنگ بيگانه زرسالاري و زر اندوزي در يك جامعه اسلامي موضوعيت پيدا كرد، پس سيستم توليدي آن هم وارد مي‌شود و الي آخر. بنابراين اول بايد شيوه‌اي تعريف و دروني شود كه افراد به وسيله آن، سبك زندگي شان را تنظيم كنند. از طرف ديگر سخت‌افزارها و مجموع ساختارها و قوانين اداره‌كننده آنها بايد به نحوي هماهنگ با اين نرم‌افزار باشند. مثل اين است كه شما يك كامپيوتر داريد ‌اما بايد روي اين يك سيستم عامل نصب كنيد. اگر بهترين نرم‌افزار اداره اجتماعي را هم به لحاظ فردي داشته باشيد مادامي كه سيستم عاملي متناسب با آن نباشد اين نرم‌افزار ست آپ نمي‌شود. يعني نمي‌توانيم مثلاً ربا را حذف كنيم يا سبك زندگي غربي را از جامعه بيرون ببريم.

آيا اتاق فكرهايي وابسته به جريان سازي‌هاي غربي در اين شرايط دست دارند يا خود ما مقصريم؟
در يكي از كتاب‌هاي رمان سلمان رشدي يك فرد انگليسي چند خانه دارد، نام يكي از آنها باكينگهام است. (نام يكي از قصرهاي معروف انگستان). مي‌خواهد خانه‌ها را بفروشد و شرطي را در اين معامله گذاشته، اين شرط اين است كه خريدار حق ندارد هيچ كدام از وسايل و چيدمان خانه را جابه‌جا كند. يعني خريدار وقتي وارد خانه مي‌شود بايد با سيستمي كه آنجا هست زندگي كند. بعد از مدتي يكي از افراد مسلماني كه اين خانه را خريده‌اند سري به بار مشروب خانه مي‌زند و بعد ديگر گزاره‌هايي كه مربوط به سبك زندگي انگليسي‌ها يا غربي است را نيز ‌امتحان مي‌كنند. 

يعني اگر حتي خانه‌اي وجود داشته باشد و سيستمي كه براي زندگي كردن در آن خانه تعبيه شده بر اساس فرهنگي غير از فرهنگ اسلامي باشد در دراز مدت اصلاً شما را از دين خارج مي‌كند. مجموعه كتاب‌هاي سلمان رشدي اساساً كتابي با توهين بي‌پرده نبوده بلكه طرح حمله به اسلام است. آنجاست كه‌امام خميني(ره) مي‌گويد اين يك برنامه كاملاً حساب شده است كه اساسش مي‌خواهد اسلام و روحانيت را بزند و ايشان آن زمان دقيق اين مسئله را فهميدند.‌ آموزشگاه‌هاي زباني كه در جامعه ما وجود دارد را در نظر بگيريد. زبان را جوري‌ آموزش مي‌دهند كه شما انگليسي فكر كنيد نه صرف اين باشد كه زبان را ياد بگيريد سبك زندگي شان را پس بزنيد. زبان را با سبك زندگي انگليسي و غربي اعم از پوشاك و رفتار و... آموزش مي‌دهند. تهديدي كه اينجا وجود دارد اين است كه تا افق ۲۰۲۵ نتوانيم اسلاممان را CIVILIZE يا شهري كنيم. تازه حتي در آن فرآيند هم يك اسلام مكانيكي به درد ما نمي‌خورد؛ بايد يك اسلام ارگانيكي داشته باشيم. البته نمي‌گويم اسلام مكانيكي لازم نيست. بالاخره انسان در مورد آنچه نمي‌داند بايد به عالم روحاني و متخصص دين اقتدا كند.
 
مثل اينكه يك بيمار اجتهاد پزشك را راجع به درمان مي‌پذيرد. همان مسئله در حوزه ديني هم موضوعيت دارد.‌اما اتفاق نگران‌كننده در جامعه اين است كه اين تعادل در حال به هم خوردن است. به عبارتي، يك موج تهاجم فرهنگي در تمام عرصه‌ها وجود دارد. اعم از واردات كالا، شبكه‌هاي ماهواره اي، دانشگاه‌ها و حوزه‌هاي فرهنگ و سينما و ديگر حوزه‌هاي هنري. اگر در حوزه زندگي شهري تعريف كرده بوديم كه چه رفتارهايي بايد نهادينه شوند‌ امروز براي يك فيلمساز و فيلمسازي يك آئين نامه داشتيم كه بر اساس آن هر فيلمي كه مي‌سازد بايد موارد آئين‌نامه در آن لحاظ شده باشد.‌امروز بايد معروف‌هايمان را بشناسيم، معرفي كنيم تا معروف شوند و منكرهايمان را بشناسيم و به مردم نشان دهيم و منكرش كنيم. 

ما درگير جنگ فرهنگي هستيم و بخواهيم و نخواهيم اين اتفاق مي‌افتد منتها اگر شما اين عرصه را خالي بگذاريد مطمئناً دشمن آن را پر مي‌كند و دقيقاً روي جاهايي كه ما كار نكرده‌ايم كار كرده‌اند. مثلاً برنامه‌اي مثل بفرماييد شام را در شبكه‌هايشان نشان مي‌دهند كه مشروبات الكلي پاي سفره شان است و به راحتي آن را ترويج مي‌كنند. ما در اين حوزه كار نكرده‌ايم. بعد از مدتي مي‌بينيد‌ آمار شرب مسكرات و مشروبات الكلي در كشور در حال افزايش است. وقتي هم كه تقاضا ايجاد شد هر چه جلوي قاچاق را بگيريد باز وارد مي‌شود. مگر مواد مخدر غير از اين بوده؟ اينجاست كه مي‌گوييم ‌امروز متأسفانه به جاي اينكه مسئله سيستم فرهنگي ما اين باشد كه ما درگير جنگ فرهنگي هستيم، مي‌بينيد در صدا و سيما فيلم «يك خانواده محترم» ساخته مي‌شود. ما ‌امروز درگير مسائل داخلي خودمان هستيم. مثل اين است كه دشمن جنگ نظامي كرده و آمده پشت دروازه خرمشهر و مي‌خواهد آن را فتح كند و در تهران همه درگير بازي‌هاي سياسي باشند و احزاب دنبال قدرت باشند. در حالي كه دشمن جاي ديگري است. همين مسئله در حوزه فرهنگي نيز موضوعيت پيدا مي‌كند. در مباحث سلبي پروژه اسلام در زندگي شهري، ايمني فرهنگي را رصد كرديم. 

در حوزه بيماري‌هاي بيولوژيك ايدز را مي‌شناسيد. چرا ايدز يك بيماري با كمون بالاست؟ اين موضوع در مباحث استراتژيك تحت قاعده بيو دكترين مطرح مي‌شود. دكترين‌هايي كه طبيعي است. سيستم گردش خون در خود گلبول‌هاي سفيد دارد كه در چند لايه با دشمن مبارزه مي‌كنند. ويروس HIV به محض ورود در بدن، تغييرات ژنتيكي در گلبول سفيد ايجاد مي‌كند كه با وجودي كه گلبول سفيد زنده است، ولي ديگر با عامل بيماري مبارزه نمي‌كند.
 
عوامل بيماري زا در افراد سالم هم وجود دارند ‌اما چون اين سيستم سالم است دائماً با آنها برخورد مي‌كند و ما در وضعيت نرمال زندگي مي‌كنيم. حالا فكر كنيد در يك پروسه ۱۵ ساله اين گلبول‌هاي سالم كه آگاهي دارند و مبارزه مي‌كنند تعدادشان كم مي‌شود. در علم پزشكي اين ويروس‌ها و باكتري‌ها را فرصت طلب مي‌نامند. اينها به تدريج با استفاده از فرصت از كار افتادگي سيستم ايمني و دفاعي بدن، شروع به رشد مي‌كنند و از اينجا به بعد ديگر فرد ناقل نيست، بيمار است و شما علائم باليني را در وي مي‌بينيد و فرد طي مدت كوتاهي از بين مي‌رود و هيچ كاري هم نمي‌توانيد بكنيد، درماني هم ندارد. چون هم اين ويروس و هم سيستم دفاعي بدن انسان، هوشمندند و از آن طريق دائماً خود را به روز مي‌كند. 

چنانچه‌ امروز كل سيستم ايمني فرهنگي جامعه زمينگيرند. رئيس صدا و سيما بايد برود مجلس به خاطر توليد فيلم يك خانواده محترم پاسخ دهد. حوزه هنري سر چهار تا فيلم با ارشاد درگير است. آن طرف ارشاد با مجلس سر پروژه لاله درگير است. يعني ما را به خودمان مشغول كرده‌اند و از دشمن غافل شده‌ايم؛ در حالي كه دشمن از طريق سيستم فرهنگي ما، خودش را تبليغ و ترويج مي‌كند. فيلم «من مادر هستم» در لايه‌هاي دوم و سوم خود، مشروب را ترويج مي‌كند و در ضمير ناخودآگاه مخاطب لذت‌زايي مي‌كند يا صدا و سيما در سريال كلاه پهلوي شراب خوردن زن فرانسوي را نشان مي‌دهد و آنجاست كه خطر را مي‌بينيم.
اگر گزاره‌هاي فرهنگي يا ورودي‌هاي جامعه مشخص نباشند و متناسب با تهاجم و آتشي كه دشمن مي‌ريزد، برخورد نداشته باشيم و كار انجام ندهيم، مي‌بينيم كه در يك پروسه ۱۰، ۱۵ ساله فقط اسمي از جمهوري اسلامي ايران باقي مانده است. سلمان رشدي در طرح حمله خود، حرامزادگي و روابط نامشروع را منتسب مي‌كند به شخصيت‌هايي كه در دين ما پاكند. 

كم‌كم مي‌بينيد كه گزاره‌هاي طرح ‌امثال سلمان رشدي نهادينه شده‌اند. چه وقت جامعه ما اين آمار بالاي مصرف مشروبات الكلي داشت؟ در سه ماهه اول‌امسال ۳۰ هزار طلاق بين زوج‌هاي جوان ثبت شده است. يعني با هجمه‌اي كه عليه خانواده مي‌شود، اگر همين طور ادامه دهيم، طي مدت زمان كوتاهي ديگر چيزي از مركزي كه بايد سرمايه اجتماعي توليد كند وجود نخواهد داشت. محتوايي كه طرح اسلام در زندگي شهري توليد مي‌كند ‌صرف پژوهش و توليد كتاب نيست. بلكه در قالب مستندات و مقالات هم توزيع مي‌شود و بعد اگر خدا كمك كند و بتوانيم در قالب آثار سينمايي يا تلويزيوني هم آن را ارائه مي‌دهيم. يعني طرح را نمونه‌سازي مي‌كنيم. در دين اسلام هم همين است. در دوران ابتداي اسلام پيامبر اكرم(ص) به عنوان اسوه حسنه و الگوي عملي متن قرآن معرفي مي‌شود.

چرا نمونه‌سازي را از فيلمسازي شروع كرديد. چرا شيوه‌هاي ديگر آموزش را ‌امتحان نمي‌كنيد؟
در تربيت خانواده فاز توليد محتوا خيلي اساسي است.‌اما علت اساسي اين است كه بزرگ‌ترين ابزار آموزشي توده، سينما و تلويزيون است. يعني اگر مي‌خواهيد اثرگذاري كنيد چاره‌اي نداريد جز اينكه از اين مسير برويد. در جامعه مدرن ‌امروزي به جهت ظرفيت‌ها، جذابيت‌ها و جلوه‌هايي كه هنر و خصوصاً هنر COMPLEX و پيچيده‌اي مثل سينما دارد، اگر از اين طريق موضوع پيگيري شود جواب بهتري مي‌دهد. نكته دوم اين است كه اگر شما ظرف سينما و تلويزيون را پر نكنيد، دشمن با قواعد خودش آنها را پر مي‌كند. يعني شما بايد به بحث ترويج نرم‌افزارتان از اين طريق ورود كنيد وگرنه دشمن پرش مي‌كند. 

شبكه‌هاي ماهواره‌اي را رصد كنيد. برآورد كرده‌اند كه كدام مسئله را در اسلام بزنند به لحاظ اجتماعي موفق ترند؟ پاسخشان خانواده است. در خانواده ستون اصلي كيست؟ نه بچه است، نه مرد. مادر و دختر خانواده است. كسي كه نسل آينده را مي‌پروراند. يك همسر در عين اينكه احساس همسري نسبت به مردش دارد احساس مادري هم به او دارد. يك دختربچه حتي نسبت به پدرش احساس مادري دارد. خوب برنامه‌ريزي كرده‌اند كه اگر زن را در خانواده بزنند، اساساً خانواده از بين رفته است. همه مي‌دانند اگر مرد خانواده‌اي نباشد،‌اما زن باشد، هنوز خانواده وجود دارد؛ ‌اما اگر در خانواده‌اي مادر از بين برود خانواده پاشيده مي‌شود. 

اينقدر اين ستون مهم و محكم است. بر همين اساس اينها روي يك موضوع اساسي سرمايه‌گذاري كرده‌اند؛ دگرديسي هويت زن مسلمان ايراني. هر چه سريال دارند با موضوع زنان است. روح تفردي كه در سريال‌هاي اينها هست، زن و مرد را به سمت فرديت مي‌برد و نهايتاً خانواده را مي‌پاشاند. وقتي مي‌بينيم دشمن از كجا ورود مي‌كند ما هم چاره‌اي نداريم و بايد از همانجا ورود كنيم. فيلم‌ها و سريال‌هايي هم كه در داخل ساخته مي‌شوند به نوع ديگري دقيقاً آن روي سكه برنامه‌ها شبكه‌هاي ماهواره‌اي‌اند. يعني دقيقا همان گزاره‌هايي كه در آنها هست، به شكل پنهان‌تري در اينها هم وجود دارد. 

منتها اينجا چون مجبورند جلب توجه آدم ارزشي ما را كنند مي‌آيند در لايه اول فيلم را ارزشي مي‌سازد و در لايه دوم و سوم پيام خود را منتقل مي‌كنند و به مرور دختر جامعه ما در معرض اين دگرديسي قرار مي‌گيرد. ديده‌ايد دختر خانم‌هايي كه ترم اول وارد دانشگاه مي‌شوند معمولاً چادر دارند كم‌كم ترم دوم و سوم چادر كنار مي‌رود و در ترم‌هاي آخر اين دگرديسي شكل‌هاي واضح‌تري به خود مي‌گيرد. شايد فضاي دانشگاهي فضاي مناسبي نباشد. يا علمي كه آموخته مي‌شود ماهيتاً ايمان‌زا نيست. اين همان اتفاقي است كه در اقتصاد هم بيان كردم. قارون اعلام مي‌كند ثروتم را با علم خودم به دست آورده‌ام. 

يعني اقتصادي كه به اين مفهوم علمي باشد يك اقتصاد قاروني است. مصاديق اقتصاد قاروني را براي شما مثال مي‌آورم. صدا و سيما چند سال قبل مستندي را پخش مي‌كند تحت عنوان راز. اين فيلم با مجوز ارشاد در شبكه سروش سيما توزيع مي‌شود و به حالت انفجاري مورد استقبال قرار مي‌گيرد. جامعه‌اي كه مشكل اشتغال و بيكاري دارد اين اثر برايش جذاب است و كتابش در نمايشگاه به حالت انفجاري فروش مي‌رود. در حالي كه زيرساخت و نرم‌افزار اقتصاد هرمي و قاروني را نشان مي‌دهد. مي‌بينيم در دوره‌اي پولي كه به اين واسطه و با بازاريابي‌هاي هرمي از درآمد خالص ملي جمهوري اسلامي خارج مي‌شود، رقمي نجومي است. وقتي مسئله به اين حد مي‌رسد ديگر نه نيروي انتظامي كشور، نه پليس آگاهي، بلكه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران درگير مسئله مي‌شود. وزارت اطلاعات زماني به يك مسئله ورود مي‌كند كه تبعات‌امنيت ملي پيدا كند. يعني مسئله اقتصاد قاروني هرمي تبديل شده به يك چالش‌ امنيت ملي. چنين سيستم معيوب اقتصادي افراد جامعه را مصرفي بار مي‌آورد و زماني كه از تحريم سخن مي‌گويند بايد براي توليدي كه نكرده‌اي بترسي. اين همه دشمن روي تحريم تأكيد دارد به خاطر همين نقطه ضعف ما است.

چرا؟ كدام نقطه ضعف؟
ببينيد، وقتي اصلاح الگوي مصرف را جدي نمي‌گيريم در نتيجه ‌امروز تحريم‌ها در برخي جاها فشار مضاعفي وارد مي‌كنند. ‌اما اگر اين موارد در حوزه اقتصادي درست تعبيه شده بود، نرم‌افزارها درست به وجود آمده بودند و سخت‌افزارها و سيستم عامل وجود داشت كه اين نرم‌افزارها را بعداً بتواند ست‌آپ كند، ‌امروز ما مسلماً مشكل كمتري داشتيم. در هر صورت پروژه اسلام در زندگي شهري ناظر به اين است كه بتواند اول سخت‌افزار نرم‌افزارهاي موجود را فراهم كند و بعد ارتباط به وجود بياورد و هم بتواند آن را هم در مردم و هم در مسئولان ترويج كند. چاره‌اي نداريم اگر اين اتفاق نيفتد يقين بدانيد چيزي به نام جمهوري اسلامي ايران در حد چهار برگ قانون اساسي خواهد بود و شكل ظاهري در سال ۱۴۰۴ از آن مي‌ماند و عملاً در اين خانه سبك زندگي‌امريكايي و غربي موضوعيت پيدا كرده است. غايت در جامعه غربي اين است كه يك جوان ۲۳، ۲۴ ساله ‌امريكايي به جايي مي‌رسد كه نزديك ۲۴ كودك را مي‌كشد. نسلي كه كسينجر از آن ياد مي‌كند كه براي جنگ آينده با فيلم‌ها و بازي‌ها آماده‌اند همين است.

اين فيلم‌ها و سريال‌ها ‌امروز در جامعه ما و در شبكه زير زميني ما هم توزيع مي‌شوند و جاي تأسف اينجاست. واقعاً جوانان ما خيلي پاكند كه هنوز حرمت‌هاي ديني برايشان مقدس هستند. جامعه ما هنوز يك جامعه ديني است و در فضاي محرم يا ماه رمضان و ايام اعتكاف عمده كساني كه حضور دارند جوانان ما هستند. اين يك سرمايه بسيار بزرگ است كه غرب آن را مي‌بيند و دنبال اين است كه اين سرمايه را بسوزاند عمدتاً‌ هم از طريق صدور و ترويج سبك زندگي غربي.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار