نمایش های دینی را با کدام مفاهیم و رویکرد می توان تحلیل و نقد کرد و آسیب ها و کمبودهای احتمالی آن را باز شناخت؟ منتقدان چنین اظهار نظر کرده اند که « گفتمان نقد تئاتر بردو زمینه فرم (شکل) و محتوا قرار دارد. نقد فرم (شکل یا سازگان) ونقد محتوا(درونمایه )دو عرصه اصلی و مقدماتی و رایج ترین شکل نقد هنر نمایش اند. آیا رأی وحکمی که در این نقد صادر شده براساس بررسی بین نسبت های محتوا با شکل اجرایی است و یا میزان علاقه و درک سطحی منتقد از این نمایش.
نقد معقوله است کاملا ًفنی و روش مند است و نگاه های من اندی نمی تواند کاربردی بوده و کیفیت یک اثر را ارتقاء دهد، لذا منتقد اثرهنری براساس قابلیت و ظرفیت اثر هنری روش نقد مناسب برای همان اثر را در نظر گرفته و از منظر شکل و محتوا و براساس مستندات و مثال هایی که از خود اثر نام می برد ارزیابی خود را ارائه می نماید.هر دوستدار مبتدی تئاتری می داند که انتخاب اسم نمایش نامه مبتنی بر درونمایه نمایشنامه می باشد، لذا نویسنده این نمایشنامه نام "تیر به جای شیر" را براساس موضوعات و مفاهیم اصلی که مرتبط با ماجرای شهادت حضرت علی اصغر(ع) است انتخاب نموده و پس از در نظر گرفتن مخاطب این نمایشنامه دست به انتخاب چنین نامی زده است. که گویا نویسنده نقد با این قواعد ناآشناست زیرا کارگردان را مقصر نامگذاری این نمایشنامه می داند.
یکی دیگر از موضوعات نقد از نگاه این منتقد توضیح صریح و مستقیم راوی است و طبق نظر ایشان حضور راوی کارکرد درام در این نمایش را زیر سؤال می برد!
دوست گرامی! مفهوم درام به روشنی روز است. جوهره درام جدال است که در این نمایش جدال بین خیر و شر اصلی ترین بخش نمایش است که اشقیاء و اولیاء در دو سوی این موضوع قرار گرفته اند و اگر راوی به عنوان دانای کل حضور پیش برنده در داستان داشته باشد و تنها اشکالی در روند اجرایی نمایش ایجاد نخواهد کرد بلکه با ایجاد پاساژهای حسی مناسب بین مخاطبان کودک و نوجوان و گروه اجرایی زمینه ارتباط دوسویه مطلوب به منظور تأثیرگذاری بیشتر نمایش برمخاطب را ایجاد می نماید.
در جای دیگرمنتقد گروه اجرایی را محکوم به نگاه دم دستی و شیوه اجرایی ضعیف كرده که باعث مردن خلاقیت در این نمایش می شود.
اگر کمی هم انصاف داشته باشیم نگاه خلاقانه و ویژه نویسنده از پرداخت ماجرای حضرت علی اصغر(ع) از زبان تیر سه شعبه رها شده از کمان حرمله را نگاهی نو به حماسه کربلا می بینیم، زیرا زاویه دید به واقعه کربلا کاملاً بکر و مبتنی بر زبان مخاطب کودک است. تنوع در شیوه اجرایی نیز گواهی است بر وجود خلاقیت و جذابیت برای جذب وفهم موضوع توسط مخاطب.
اگر منتقد بگوید کارگردانی ضعیف است، مبتدیانه است، زشت است، کلیشه ای است، کار بزرگی به جز کلی گویی نکرده است.
کارگردان نمایش عروسکی وظیفه دارد عروسک گردان ها را در رسیدن و خلق میزانسن های ترکیبی یا مفهومی موجود در بطن نمایش راهنمایی کندو آیا دراین نمایش این اتفاق نیافتاده است؟
منتقد عروسک های نمایش را فاقد جذابیت و ترس آور خوانده است. آیا ضعف در تکنیک عروسکی انتخاب شده است و یا ساخت عروسک ها؟
چرا اولیاء و امام حسین در سمت چپ و جلو صحنه حضور دارند. چرا عقب و وسط صحنه برای تخت و بارگاه یزید انتخاب شده است و چرا...
این ها سوالاتی است که در این نمایش کارگردان با اشراف به مبانی کارگردانی به آنها پاسخ داده است. بزرگی می گفت سکوت شاعرانه ترین قسمت یک اثر هنری است، آیا کارگردان این اثر از سکوت به عنوان یک فریاد مفهومی استفاده کرده است یا ...
ایجاد سوال در ذهن تماشاگر کودک و نوجوان با توجه به کامفلکت های اخلاقی موجود در نمایش تماشاگر را چگونه وادار به عملیات ذهنی کرده است که منجر به کاتارسیس(تزکیه نفس) بشود.
استفاده از تغییر ژست و پوزسیون های بدن عروسکها برای بروز عواطف کاراکتر ها ، جه در طراحی و چه در عروسک گردانی به چه اندازه توانسته در ارائه یک شخصیت عروسکی در این نمایش موفق باشد؟
استفاده از لحن و صداهای گوش آشنا تا چه اندازه کمک به شناخت شخصیتهای تیپیکال نموده است؟
این موارد مستلزم نگاه تیزبینانه یک منتقد در نقد یک نمایش است. نه موارد کلی و مجهولی و بدون ارائه مصداق که در بالا ذکر شد.
در پایان تعریفی از نمایش دینی که خوانندگان را با این گونه نمایش آشنا کند به ترتیب ذیل از زبان دکتر ناظرزاده کرمانی گفته می شود.
نمایش دینی : نمایشی است مبتنی بر اصول و اعتقادات ربانی و معنوی و ایمان به آخرت و فلاح مومنان و صوابکاران نمایش دینی جایگاه و فرصتی است برای تأکید براهمیت اخلاقیات و اعتقادات مبتنی بر دین و توصیه و تبلیغ آنها در نمایش های دینی به خصوص در شکلها ی سنتی ایرانی آن دو نیرو یا دو مفهوم کلان «قداست » و « شهادت » در برابر هم به مبارزه برخواسته اند. نیرو ومفهوم قداست در «شخصیت های قدسی» متضاد با «شخصیت های شقی» در برابر هم به چالشگری و عمل گرایی روی آورده اند. برای نمونه اولیاء در برابر اشقیاء قرار گرفته اند و به عمل یا «کارپرداخت نمایشی»دست یازیده اندو در چنین فضاو حالتی است که آرمان فلاح (رستگاری ) برجسته شده و حقانیت اصول و اعتقادات دینی در بن اندیشه نمایشنامه ها و نمایش های دینی اهمیت و اولویت یافته اند. (ناظرزاده کرمانی ، ۱۳۸۱)
نقدي به نقد نمايش تير به جاي شير در جوانآنلاين