افکار نیوز: روزي در سال ۱۸۴۸ نامه اي براي ژنرال «زاكاري تيلور» به در خانه اش واقع در باتن روژ، لوئيزيانا رسيد. طبق معمول آن زمان اين نامه تمبر نداشت. ضمناً روي آن مهر «دريافت شود» خورده بود، به اين معني كه گيرنده نامه بايد هزينه ارسال و رساندن آن را بپردازد. تيلور ناراحت شد. از پرداخت هزينه خودداري ورزيد و نامه را باز نكرده براي فرستنده اش پس فرستاد.
تيلور خبر نداشت كه نامه نخوانده و بازگردانده اش شايد مهمترين نامه اي بود كه در تمام عمر دريافت مي كرد. حال مي دانيم كه در اين نامه به او اطلاع مي دادند نامزد رياست جمهوري ايالات متحده شده است!
عاقبت تيلور خبر نامزدي خود را گرفت و يك سال بعد، در سال ۱۸۴۹ به مقام دوازدهمين رئيس جمهور ايالات متحده انتخاب شد.
ماجراي نامه ناگشوده ژنرال تيلور اين انديشه را به ذهن ما متبادر مي كند كه در آن زمان خدمات پستي تا چه اندازه نارسا بود. هزينه نامه هاي ارسالي را گاهي فرستنده، اما در بيشتر موارد گيرنده مي پرداخت. بعضي از نامه ها مهر زمختي مي خورد، برخي نشانه هاي دست نويس داشت و تعدادي ديگر فاقد هر گونه علامت پستي بود.
مبتکر سیستم پستی کیست؟
يك انگليسي به نام « رولاند هيل» مبتكر اصلاح سيستم پستي است. هيل پيشنهاد كرد كه هزينه هر نامه را فرستنده اش بپردازد. در ضمن استفاده از پاكت هايي را كه تمبر مستقيماً روي آنها چاپ شده باشد، توصيه كرد.
نقاشي به نام «چالمرز» با شنيدن اين توصيه به سراغ هيل آمد و پيشنهاد كرد به جاي چاپ تمبر روي پاكت از تمبر پستي چسب دار استفاده شود.
هيل از اين ابتكار به هيجان آمد و چند نمونه از تمبرهاي چالمرز را نزد رئيس كل پست انگلستان برد. هيل توضيح داد كه اين تمبرها مانع اتلاف وقت و دردسر مي شود، و از همه مهمتر، به سردرگمي حاكم در سيستم پايان خواهد داد.
رئيس كل پست تحت تاثير قرار نگرفت و گفت: «بين طرح هاي خيالي جنون آميزي كه تا به حال شنيده ام، اين يكي از همه اغراق آميزتر است.»
اما به مرور، هيل توانست رئيس كل پست و دولت انگليس را ترغيب كند كه اين نقشه را به كار بندند. چيزي نگذشت كه استفاده از تمبر پستي چسب دار استاندارد در همه جاي دنيا رايج شد.
از يك قرن پيش كه هيل اصلاحات خود را اختراع كرد، تا اين زمان، خدمات پستي به مراتب پيشرفت كرده است. با اين همه، اين سيستم هنوز كامل نيست و باز هم مسائل و مشكلات و سردرگمي هاي عجيب و غريب رخ مي دهد.
همين اواخر مردي از نيويورك نامه اي به كانتون اوهايو فرستاد. اين نامه سه ماه بعد رسيد، زيرا در سر راه خود سفري هم به شهر كانتون واقع در چين كرده بود. سرنوشت نامه اي كه براي مردي در انگلستان ارسال شده بود، از اين هم عجيب تر است. روي پاكت اين كلمات تايپ شده بود: «اداره پست متاسف است كه يك حلزون در صندوق نامه هاي ارسالي، قسمتي از اين پاكت را خورده است.»
آخرين داستان مربوط به مردي است كه نامه اي براي زن دلخواهش نوشت و از او تقاضاي ازدواج كرد. اين مرد از فرط هيجان به جاي آنكه نامه را توي صندوق بيندازد، آن را پشت صندوق انداخت. اين نامه بيست و پنج سال همانجا ماند تا وقتي كه صندوق تعويض شد، نامه پوسيده و رنگ و رو رفته، بالاخره پس از آن همه تاخير به نشاني مربوط فرستاده شد. زني كه نامه به عنوان وي بود، درخواست فرستنده را پذيرفت و اين دو تن ازدواج كردند. عروس در اين هنگام پنجاه و دو ساله بود و داماد پنجاه و چهار ساله. به علت عوضي انداختن نامه، اين زوج دلداده يك چهارم قرن خوشبختي را از دست دادند.