
پروژه پروندهسازي براي درگير ساختن جمهوري اسلامي ايران در مجموعهاي از پروندههاي منطقهاي و جهاني از جمله سياستهايي است كه غربيها هر زمان در معادلات خود عليه ايران به بنبست ميرسند آن را اجرايي ميسازند. در مقطع كنوني نيز مشاهده ميشود كه غربيها زنجيرهاي از چالشسازي را در قبال ايران آغاز كردهاند كه اموري نظير پروندهسازي براي ايران در شوراي حقوق بشر سازمان ملل، تكرار ادعاهاي ساختگي و رسانهاي از سوي خبرگزاريهاي غرب نظير آسوشيتدپرس و رويترز در مورد فعاليتهاي هستهاي ايران، تكرار ادعاهاي دو پهلو آمانو مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي، طرح كنگره امريكا براي اعمال تحريمهاي جديد عليه ايران، تكرار دوباره ادعاهاي واهي از سوي سران جزيره امارات درباره جزاير سهگانه هميشه ايراني، ادعاي تايمز انگليس مبني بر استقرار تجهيزات صهيونيستها در جمهوري آذربايجان براي مقابله با ايران، جهتدهي به تحريمهاي كنگره براي تخريب روابط تهران و آنكارا با ادعاي مقابله با ورود طلا از تركيه به ايران و... از جمله اقدامات غرب در ايجاد چالشهاي منطقهاي و جهاني در برابر ايران است.
حال اين سؤال مطرح است كه چرا غرب به تكرار سياست پروندهسازي عليه ايران روي آورده و چه هدفي را دنبال ميكنند؟ پاسخ به اين پرسش را در تحولات منطقهاي و سياستهاي غرب در قبال ايران ميتوان جستوجو كرد. نخست آنكه كشورهاي غربي و صهيونيستها از پيروزي مقاومت در جنگ هشت روزه غزه به شدت سرخورده شدهاند به ويژه اينكه ميبينند ايران فاتح نهايي اين جنگ بوده و سناريوي آنها براي ايرانهراسي يا تضعيف جايگاه منطقهاي ايران ناكام مانده است. غربيها اكنون با پروندهسازيهاي حاشيهاي ضمن پنهانسازي شكست صهيونيستها در جنگ برآنند تا كام جبهه مقاومت به ويژه ملت ايران را از پيروزي بر رژيم صهيونيستي تلخ سازند و چنان وانمود كنند كه ايران به موفقيتي دست نيافته است، به عبارت ديگر آنها در فضاي رسانهاي و تبليغاتي كه پشتوانه عملي نيز ندارد، برآنند تا پيروزي منطقهاي ايران را كمرنگ ساخته و چنان وانمود كنند كه تحولي در منطقه به نفع ايران روي نداده است، در حالي كه جهانيان اذعان دارند ايران دست برتر منطقه است.
نكته بسيار مهم آنكه شكار پهپاد امريكايي توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شكستي سخت براي امريكا بوده كه همواره پهپادهايش را برتري نظامي خود به جهان معرفي ميكند. ايران با شكار دومين پهپاد امريكايي هيمنه نظامي امريكا را بيش از پيش فرو ريخت، به ويژه اينكه پيروزي مقاومت غزه در جنگي هشت روزه با موشكهاي فجر ۵ ايراني هيمنه گنبد آهنين امريكا را نيز فرو ريخت. جهانيان اذعان دارند كه ايران هم سامانه موشكي و هم توان پهپادهاي امريكايي را زير سؤال برد كه دستاوردي بزرگ براي ايران و شكستي سخت براي امريكا بود. امريكا براي پنهانسازي اين شكستها به هر ابزاري از جمله بحرانسازي منطقهاي و حاشيهسازي عليه ايران مبادرت ميورزد.
دوم آنكه غربيها براي مذاكرات آينده ايران و گروه۱+۵ برنامهريزي ميكنند و تحولات منطقه دست برتر ايران در روند مذاكرات بوده كه عملاً غرب را خلع سلاح ساخته است. آنها با پرونده سازيهاي جديد برآنند تا موازنه را در مذاكرات به نفع خود تغيير دهند تا بتوانند خواستههاي خود را به ايران تحميل كنند. غرب ميداند كه در مذاكرات حرفي براي گفتن ندارد، لذا با حاشيهسازي به دنبال ايجاد فضاي باجگيري از ايران است تا چنان وانمود كند كه هدايتكننده و تصميمگيرنده اصلي مذاكرات است.
سوم آنكه غربيها از هماكنون براي انتخابات ۱۳۹۲ رياست جمهوري ايران برنامهريزي ميكنند كه جنگ رواني امريكا مبني بر مذاكره با ايران و حتي ادعاي كاخ سفيد مبني بر مخالفت با تحريمهاي سنا عليه ايران نمودي از اين رفتار است. غرب در حالي با اين ادعاها به دنبال تبديل مسئله هستهاي مذاكره با امريكا با كاهش تهديدات و تحريمهاست كه از پروژه پروندهسازيهاي منطقهاي و جهاني براي افزايش فشارها بهره ميگيرد؛ فشارهايي كه هدف آن تقويت ادعاهاي امريكا براي سوق دادن ايران به مذاكره است كه البته خواست امريكا مذاكره نميباشد بلكه به چالش كشاندن وحدت ملي و چالشآفريني در آستانه انتخابات است.
چهارم آنكه غرب در عرصه سوريه در قبال ايران با شكست مواجه شده در حالي كه با حاشيهسازي به دنبال پنهانسازي شكست و نيز گرفتارسازي ايران در مجموعهاي از چالشها براي امتيازگيري از آن در عرصه سوريه است.
با توجه به اين شرايط ميتوان گفت كه غرب با ايجاد پروندههاي متعدد در برابر ايران از يك سو به دنبال پنهانسازي شكستهاي خود ميباشد و از سوي ديگر تلاش دارد تا سياست باجگيري از ايران را اجرايي سازد در حالي كه تأكيد ايران بر عدمعقبنشيني از چارچوبها و مقابله با هرگونه توطئهاي طراحيهاي غرب را بازهم با ناكامي همراه ساخته است.