
يكي از مهمترين اخبار حوزه تلويزيون در روز گذشته خبر تبديل و گسترش دانشكده صداوسيما به دانشگاه صداوسيما بود؛ خبري كه در اين آشفتهبازار جنگ نرم و هجمههاي ناجوانمردانهاي كه به كشور وارد ميشود، بارقهاي از اميد در دل دلسوزان و متعصبان به اين آب و خاك ايجاد كرد، چرا كه تبديل و گسترش كلاسهاي آكادميك در اين رسانه يكي از راهكارهاي پيشنهادي صاحبنظران و منتقدان حوزه راديو و تلويزيون بود كه در قبال بحران برنامهسازي در صدا و سيما ارائه ميشد، به گونهاي كه در چند سال اخير كه مبحث جنگ نرم و مقابله با آن مطرح شد، بسياري از صاحبنظران و مسئولان ارشد نظام، صدا و سيما را خاكريز مقدم اين جبهه دانستند و رسانه تلويزيون و راديو را سلاحي براي مقابله با اين هجمهها و جنگ غيراخلاقي و غيرانساني موسوم به جنگ نرم معرفي كردند.
متأسفانه در ابتداي امر، اين خط مشي تعيين شده زياد مورد توجه قرار نگرفت اما با گذشت زمان، مسئولان و برنامهسازان اين رسانه به بر حق بودن چنين موضعي پيبردند و نتيجه آن شده كه امروز (گرچه دير) اما بالاخره به اين مشي و موضوع ترتيب اثر داده شد. البته بايد ديد كه تبديل يك دانشكده به دانشگاه چطور عملي خواهد شد؛ چرا كه اگر رويه كار كمافيالسابق طبق الگوها و اشلهاي تعيين شده قبلي و با حجمي وسيعتر و دانشجوياني بيشتر عملي شود، اين اقدام حكايت تمثيل آب در هاون كوبيدن است و اين اقدام راه چاره بحرانهاي پيش روي كشور و اين ابررسانه نخواهد بود. بنابراين معلوم نيست، رأي مثبت رأيدهندگان به دانشگاه شدن اين دانشكده براساس چه منطق و دليلي اخذ شده است. طبيعي است كساني كه با رأي خود در عملي شدن اين اتفاق دخيل بودهاند، بايد قبل از هر چيز به ساز و كارها، سياست، نيازها و تعريف و تدوين اساسنامهاي به مراتب كاملتر و جامعتر و امروزيتر انديشيده باشند، چراكه سياستهايي كه دانشكده صدا و سيما در اين چند ساله پي گرفته است و بر مبناي آن اقدام به پذيرش و تربيت دانشجو نموده است، در اين بازه زماني و موقعيت حال حاضر كشور، سياستي ناكارآمد ميباشد كه براي تأثيرات قابل انتظار و حصول به نتيجهاي بهتر و در نهايت و انتهاي اين پروسه عظيم جذب حداكثري مخاطب بايد با تحقيقات ميداني مختصات تدوين اساسنامهاي كارآمد را فراهم و بر مبناي اساسنامه جديد اقدام به تربيت دانشجو كرد. يكي ديگر از مواردي كه در ابتداي هر اقدامي بايد مورد توجه و تأكيد قرار بگيرد، تدوين مفاد درسي دانشگاه صداوسيما ميباشد. به مفهومي كه در تدوين جزوات و كتابهاي درسي سياستي معمول كرد كه به واسطه آن سطح كيفي دروس اين دانشگاه با سطح كيفي دروس دانشگاهها و دانشكدههاي (استاندارد) سينمايي همسانسازي شود، زيرا طبق ديدهها و شنيدهها از خود دانشجويان دانشكده صدا و سيما بسياري از مفاد درسي آنها مربوط به موارد فني راديو و تلويزيون ميباشد و دانشجويان اين دانشكده به لحاظ محتوا و تكنيك و شناخت سبكهاي فيلمسازي و... در توليد برنامه از ضعف عمدهاي برخوردارند. شاهد اين مدعا خروجي تحصيلي دانشجويان دانشكده صدا و سيماست، زيرا تاكنون فيلمسازان و برنامهسازان خلاق و كاركشتهاي كه شمارشان در معادله سالهاي فعاليت دانشكده صدا و سيما و تعداد دانشجويان فارغالتحصيل شمارهاي قابل اعتنا باشد،تربيت نشدهاند و اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان اين رسانه بر اساس اساسنامه و سياست گذشته دانشكده صدا و سيما كه تمامي آن سرگرمسازي مخاطب است، تربيت شدهاند.