
با گذشت ۱۴ سال از عمر شوراها و فراز و نشيبهاي بسيار، انتظار ميرود كه شوراها به عنوان يك نهاد مدني نقش پررنگتري در جامعه ايفاكنند. به منظور آگاه شدن از نقش شوراهاي اسلامي در جامعه كنوني و مسائل روز شوراها گفتوگوي كوتاهي را با دكتر حسن لاسجردي، كارشناسان مسائل اجتماعي انجام دادهايم. تأكيد بر پررنگ كردن فعاليت اجتماعي گروههاي سياسي و توجه ويژه به حقوق شهروندي در تقويت شوراها از جمله مواردي است كه اين كارشناس به آن اشاره ميكند.
نقش شوراها در جامعه امروز چيست؟ امروزه شوراها كانال انتقال پيام مردم به حاكميت هستند و تلاش ميشود كه اين امر در شوراها روشي براي احقاق حقوق طبقات مختلف مردم باشد اما نكتهاي كه بايد امروزه مورد توجه قرار بگيرد بحث حقوق شهروندي است. اين بحث جزو بحثهاي جديد زندگي مدرن است. حقوق شهروندي حقي جدا از حقوق فردي ميباشد همچون حق حيات، آزادي بيان.
به واقع حقوق شهروندي مجموعه حقوقي است كه افراد بعد از ورود به زندگي مدرن از آن برخوردار ميشوند. مثل حق تجارت، حق استفاده از رسانهها و مسائلي از اين دست. شوراها تلاش ميكنند كه اين بحث حقوق شهروندي را احيا كنند اما نكتهاي كه وجود دارد بحث به چالش كشيدن حاكميت توسط احزاب و گروههاي سياسي است. در اين زمينه به نوعي احزاب و گروههاي سياسي اين كار را با احياي مطالبات طبقات مختلف مردم انجام ميدهند. در واقع شوراها حوزه اجتماعي احزاب و گروههاي سياسي را پررنگتر ميكنند.
در حال حاضر عملكرد شوراها را در اين سه دوره چگونه ارزيابي ميكنيد؟
شوراها در مجموع عملكرد مطلوبي داشتند به اين دليل كه در فرهنگ ما شوراها و خرد جمعي زياد فعال و اثرگذار نيست و مردم به آن توجهي ندارند. در اين شرايط تشكيل مجمعي مثل شوراهاي اسلامي شهرها بسيار مهم و مؤثر است.
حتي تا قبل از تشكيل شوراها بسياري از گروههاي سياسي بر اين باور بودند كه شوراها نميتوانند كارايي خوب و كاملي را از خود نشان بدهند. شايد علت عدم توجه به شوراها به دهه اول انقلاب و تشكيل شوراي قضايي و شوراهايي از اين دست برميگشت زيرا اين شوراها كارايي خوبي از خود نشان نميدادند در حالي كه اثرگذاري شوراهاي اسلامي شهرها در جامعه بسيار مشهود است به ويژه در شهرهاي كوچك كه قوميتهاي مختلف در آنجا زندگي ميكنند كه فعاليت شوراها باعث حل اختلافات و توجه بيشتر مردم به قانون شده است. در كل معدل عملكرد شوراها در اين سه دوره مثبت ارزيابي ميشود.
چرا شوراها نبايد يك چشمانداز داشته باشند و براساس آن چشمانداز عملكردشان مورد ارزيابي قرار گيرد؟ به طور حتم برنامه بلند مدت براي هر مجموعهاي لازم و ضروري است و اين خلأ نبود برنامه بلندمدت براي شوراها نيز وجود دارد اما چون بيشتر فعاليت شوراها روي عملكرد شهرداريهاست و شهرداريها نيز عملكرد يك ساله دارند بنابراين اين عمده فعاليت شوراها نيز يك ساله است اما چون عمر هر دوره شوراها چهار سال ميباشد بايد برنامه چهارسالهاي براي خود تعيين كنند.
بنابراين نياز به برنامه بلندمدت در شوراها حس ميشود ولي مسئلهاي كه وجود دارد اين است كه چون شوراهاي اسلامي نوپا هستند و هنوز ساختارهاي دروني آنها كاملاً شكل نگرفته است انتظار ميرود كه با گذشت زمان و رسيدن به يك بلوغ تشكيلاتي اين مسئله هم حل شود.
نظر شما درباره تجميع انتخابات شوراها با رياستجمهوري چيست؟ اين اقدام باعث به حاشيه رفتن انتخابات شوراها نخواهد شد؟ مطلب اول در انجام تجميع انتخابات كاهش هزينههاي اجرايي انتخابات و مطلب بعدي بحث بسيج اجتماعي مردم و حضور پررنگتر مردم است. در آخر تناسب بين انتخابات شوراها و رياستجمهوري مطرح ميشود كه شخصاً با اين اقدام زياد موافق نيستم به اين جهت كه اساساً انتخابات رياستجمهوري در سطح بالا و كاملاً سياسي برگزار ميشود و اما شوراها از نظر رقابت در سطح پايينتري قرار دارند.
به نظر ميرسد برگزاري اين كار تجربه جديدي است كه به تنهايي تجربه مفيدي به حساب ميآيد و در كل نكات مثبت اين تجميع از نكات منفي آن بيشتر است.
تأثير تغيير قانون شوراها كه با افزايش تعداد اعضا همراه است، چه تأثيري بر شوراها خواهد گذاشت؟ اگر تناسب جمعيت با تعداد نمايندگان رعايت شود در روند كلي شورا خوب و مؤثر است. مثلاً در شهرهاي دور نسبت به مركز استانها اگر تعداد نمايندگان شورا بيشتر شود كمك بهتري براي آبادكردن آن منطقه است اما در شهري مثل تهران اين اثر كمتر است چرا كه به جهت وسعت و اهميت، شهر تهران خود به خود مورد توجه است و نتيجه اين تناسب را بايد در سطح اول كشور ديد. به همين ترتيب هم اگر تعداد نمايندگان شوراي عالي استانها بيشتر شود توانايي بيشتري در ارائه طرحها و لوايح و رسيدگي بهتر به مسائل شهري به وجود ميآيد كه در نهايت قدرت پاسخگويي مسئولان دولتي نيز بالا ميرود.