
در اين بين بدون ترديد بحث فرهنگسازي نيازمند ابزارها و تدوين راهبردهايي است كه اين موضوع تنها در حيطه اختيار كارشناسان فرهنگي وحوزههاي زيرمجموعه فرهنگ است چراكه برنامههاي پيرامون فرهنگ «عفاف و حجاب» آنچنان حساس و قابل توجه محسوب ميشود كه به دست آوردن موفقيت در انجام آنها ميتواند برابر با خوشبختي جامعه باشد و شكست در به ثمر رسيدن اين برنامهها نقش بسزايي در انحراف جامعه خواهد داشت. مهدي سماوات، كارشناسان حوزه فرهنگ با تأكيد بر اينكه بحث در باب فرهنگ عفاف و حجاب نيازمند بررسي گسترده و پژوهشمحور دارد، ميگويد: در مراحل ابتدايي بايد به اين موضوع دست يافت كه چگونه ميتوان وارد ذهن شهروندان جامعه شد، يعني به طور مشخص چگونه ميتوان در اينباره به ذهن جوانان راه پيدا كرد چراكه ذهن و رفتار جوان ايراني از يك شاكله فرهنگي ريشه گرفته كه خواهناخواه جوان ايراني از آن تبعيت ميكند، به همين علت بايد اين ساختار فرهنگي راه يافت.
نفوذ فرهنگ غربي به ساختار رفتاري جوان اين استاد دانشگاه ميافزايد: يافتن اين ساختار فرهنگي جوانان كمك ميكند تا مسئولان و كارشناسان فرهنگي بتوانند با ورود به اين ساختار فرهنگي جوان جامعه را به سمت موردنظر هدايت كنند. بدون ترديد اين ساختار فرهنگي ميتواند آميختهاي از چند فرهنگ باشد و حتي مسائل متناقض هم در آن پيدا كرد. به عنوان نمونه فرهنگ رفتاري جوانان ايراني ممكن است مخلوطي از طرز فكر غربي و فرهنگ ايراني باشد كه در اين صورت، رفتار و نوع نگرش فرهنگي او به هر موضوعي از هر دو اينها ناشي ميشود. به باور سماوات رعايت نكردن حجاب ظاهري ولي سعي در حفظ شئونات اجتماعي و پايبند بودن به نجابت رفتاري يكي از مصاديق اين اختلاط ناهمگون فرهنگي است، يعني به طور مشخص بخشي از جامعه جوان به دلايل مختلفي تحت تأثير فرهنگ غرب قرار ميگيرد و در رعايت حجاب سست ميگردد اما سعي دارد تا فرهنگ نجيب بودن ايراني را همچنان حفظ كند و حتي آن را در رفتار خود نشان دهد.
رسانه، جوان و تعاملي براي فرهنگسازي صحبتهاي اين استاد دانشگاه در حالي است كه در چند سال اخير بحث درباره تعامل و ايجاد فضاي گفتوگو ميان جوانان و مسئولان به طور قابل توجهي مطرح شده است كه اين مسئله نشان از پررنگ شدن لزوم تعامل با جوانان دارد.
پيام بخشي، كارشناس رسانه با اشاره به اينكه رسانه ميتواند در زمينه ايجاد اين فرهنگ تعامل و گفتوگوي دو طرفه نقشي كليدي را بازي كند، اشاره دارد: كارگاههاي رسانهاي كه در آن از جوانان و مسئولان دعوت شود تا به طور صريح در اينباره با يكديگر صحبت كنند، از مهمترين راهكارهاي رسانهاي در اينباره محسوب ميشود، همچنين ساخت محصولات مستند و فيلمهاي جذابي كه بتواند جوانان را با ريزترين ابعاد عفاف و حجاب آشنا كند از ديگر مسائل ميتواند باشد.
پيام بخشي ميافزايد: در مباحث فرهنگي همچون ترويج فرهنگ عفاف و حجاب تاكنون تنها از بخش بسيار كمي از پتانسيل رسانه ملي استفاده شده است چراكه انتقال پيام به مخاطب جوان از طريق تلويزيون يا برنامههاي گفتوگومحور سيما به مراتب آسانتر و نافذتر از ديگر راهكارهاست. جادوي رسانه ميتواند يك فرهنگ را آنچنان در ذهن جوان نهادينه كند كه در كوتاهترين زمان ممكن آن فرهنگ در جامعه مورد توجه قرار گيرد. بخشي در ادامه اين سؤال را مطرح ميكند كه اگر رسانههاي خارجي در بحث فرهنگ عفاف و حجاب از طريق رسانه در حال نفوذ فرهنگ خود به ذهن جوانان ما هستند، چرا خود رسانه ملي نتواند چنين كاري انجام دهد؟
اين استاد دانشگاه براي پاسخ دادن به اين سؤال از لزوم نرم شدن فضاي برنامههاي فرهنگي رسانه ملي ميگويد و بر اين باور است كه بايد با زباني امروزيتر با جوانان جامعه سخن گفت تا در مراحل اول جوانان به سوي رسانه ملي جلب شوند. به باور بخشي، رسانههاي خارجي دقيقا از طريق ايجاد تنوع در برنامههاي خود همزمان با نرم كردن فضاي برنامههاي ماهوارهاي نفوذ فرهنگ خود در طرز فكر جوان ايراني را پيگيري ميكنند.
تلطيف و تنوعبخشي به فضاي برنامهها
در اين بين به نظر ميرسد كه تلطيف برنامههاي فرهنگي رسانه ملي و همچنين تنوعبخشي به آن در حوزه فرهنگ و به ويژه عفاف و حجاب از نكاتي است كه تمام كارشناسان به آن اشاره دارند.
پيام بخشي درباره بحث فضاي برنامههاي فرهنگي تلويزيون درباره عفاف و حجاب ميگويد: فضاي خشك و يكنواخت به طور ناخودآگاه مخاطب را به جهتگيري ميكشاند، به عنوان نمونه وقتي يك جوان دائماً در بحث فرهنگ عفت و حجاب شاهد يك نوع گفتار و اجراي برنامه در تلويزيون باشد، طبيعتاً پس از مدتي به اين برنامهها توجهي نخواهد كرد و حتي در مورد اكثر آنها دست به پيشداوري خواهد زد.
اين كارشناس عنوان ميكند: اگر حضور يك كارشناس كهنسال همراه با يك مجري با اجراي سرد در بحثهاي كارشناسي درباره فرهنگ عفاف و حجاب در رسانه ملي به شكل ثابت تبديل شود، به تدريج مخاطب علاقه خود را به تماشاي اين برنامهها از دست ميدهد چراكه اولاً حس ميكند كه كارشناس فرهنگي برنامه به دلايل مختلف از نوع فكر او دور است و به تعبيري دركي از طرز فكر جوان ندارد. ثانياً رفتهرفته اين مسئله كه فضاي اينگونه برنامه به جاي جذابيت و حرارت سرد و بيروح است براي جوان تداعي ميشود، به طوري كه او از همان لحظه شروع اين برنامهها كانال تلويزيون را عوض ميكند.
چالش و حضور جوانان، دواي درد
پيام بخشي در پاسخ به اينكه به طور خلاصه چه تغييرات سريعي در اينگونه برنامهها ميتوان داد؟پاسخ ميدهد: به عنوان نمونه بايد در گام اول فضاي برنامه به شكل چالشيتري اجرا شود. مخاطب بايد حس كند كه برنامه شكل گرفته تا پاسخي به سؤالهاي او در بحث فرهنگ عفاف و حجاب باشد. به طور نمونه بسياري از جوانان هنوز نميدانند كه رعايت اين فرهنگ از چه زماني وجود داشته است و اين ندانستن موضوع چندان مطلوبي نيست. در گام دوم بايد در اينگونه برنامهها از چند كارشناس بهره برد و حتي گاهي اوقات يكي از كارشناسان در جايگاه جوانان قرار گيرد و از زبان آنها سخن بگويد تا جوان جامعه اين حس را داشته باشد كه نمايندهاي در چنين برنامهاي دارد.
ثالثاً در صورت امكان بايد از تني چند از جوانان دعوت كرد تا با حضور در اينباره رونق خاصي به فضاي برنامه ببخشند، ضمن اينكه وقتي مخاطب جوان همسنهاي خود را مناظرهگر اين برنامه در استوديو ميبينند، به طور ناخوآگاه تشويق به تماشا ميشود. در صورت رخ دادن اين موضوع ميتوان منتظر اولين نتايج در فرهنگ و نگرش جوانان بود چراكه در صورت رعايت اينگونه ملاكها جوانان از طريق اقناع وارد فضاي رعايت فرهنگ عفاف و حجاب ميشوند.
پيام بخشي رعايت اينگونه گامها را حركت مهمي ميداند كه ميتواند موجي اقناعي در جوانان به وجود آورد و اين يعني اينكه جوانان به تدريج زمينه پذيرش فرهنگ عفاف و حجاب را پيدا ميكنند چراكه اقناع از طريق رسانه يكي از مهمترين گامها در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب است.
مهدي سماوات، كارشناس فرهنگ راه را براي اقناع جوانان باز ميداند و بر اين باور است كه ريشههاي رفتاري جوانان ايراني در موضوع رعايت فرهنگ عفاف و حجاب هنوز كاملاً ايراني است و برخي موارد رخ داده و پيروي از فرهنگ غرب در اندازه تغييراتي در روبنا رخ داده و به همين علت ميتواند جوانان ايراني را به ريشه خود بازگرداند.
اين كارشناس فرهنگي ميافزايد: براي بازگرداندن جوانان به ريشههاي اصيل خود بايد زبان تعامل با جوانان را يادگرفت. در عصري كه هم در فضاي رسانههاي ماهوارهاي و هم در فضاي مجازي، فرهنگ غرب مسلط است نميتوان با جوان با زباني به جز زبان تعامل صحبت كرد چراكه فرهنگ غرب به آساني در اختيار قرار گرفته و در صورت رانده شدن جوان ايراني از فرهنگ خودي احتمال گرايش او به فرهنگ غربي وجود دارد.