کد خبر: 501672
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۶
تنقيب دگرگوني هاي سوريه و التهابات مصر در گفتگوي «جوان» با دكتر قديري ابيانه
محمد اسماعيلي

 محور اصلي گفت‌وگوي «جوان»با آقاي قديري ابيانه را تحولات كشورهاي سوريه و مصر دربرمي گيرد اما مواضع ايشان در هفته هاي اخير و در دانشگاه‌هاي مختلف كشور سبب شد ما سوالي با محوريت تحركات فعالان جريان دوم خرداد هم ازوي بپرسيم.

۱۳۰ كشور از كشورهاي شركت‌كننده در كنفرانس دوستان سوريه در مراكش، ائتلاف مخالفان سوريه را به رسميت شناخته‌اند، اين مسئله تأثيري بر روند تحولات سوريه خواهد داشت؟ 

توطئه عليه سوريه در حقيقت توطئه عليه كل خط مقاومت است يعني فلسطين، حزب‌الله لبنان، سوريه، عراق و ايران هست و هدف اصلي آن را هم بايد ايران دانست. سازمان CIA در گزارشي سال ۲۰۲۵ را سال پايان عمر اسرائيل ناميده بود يعني ۱۳ سال آينده، در حالي كه كسينجر اين مدت را ۱۰ سال ارزيابي كرده بود. حمله به سوريه و ايجاد مشكل براي اين كشور به خاطر حضورش در خط مقاومت است تا به دنبال آن حزب‌الله را هم مهار كرده و محدود كند و به دنبال آن نوبت تشديد خصومت عراق و ايران و فلسطين است. 

در اين راه آنها دست به هر جنايتي مي‌زنند و حاضرند هر جنايت ضدبشري را مرتكب شوند و مشاهده مي‌كنيم كشورهايي كه خودشان را ضدتروريست مي‌دانند از تروريست حمايت علني مي‌كنند و سلاح‌هاي پيشرفته هم در اختيار تروريست‌ها قرار مي‌دهند و حتي محكومان به مرگ در عربستان‌سعودي و ساير كشورها را راهي سوريه كرده‌اند و اين دست‌نشاندگان را در سوريه مورد حمايت قرار مي‌دهند. طبيعتاً بايد از سوريه دفاع كرد و نگذاشت كه سوريه به دست تروريست‌هاي مزدور غرب بيفتد، چراكه در صورت پيروزي آنها تازه اول جنايات غيربشري و غيرانساني آغاز مي‌شود و قتل عامي تاريخي در اين كشور اتفاق خواهد افتاد. 

به رسميت شناختن تروريست‌هاي سوريه از طرف ۱۳۰ كشور دنيا قطعاً تأثيري در افكار عمومي دنيا ندارد اما مرحله‌اي از دشمني استكبار با سوريه را به خوبي پديدار مي‌كند. طبيعتاً دشمنان سعي مي‌كنند براي دولت سوريه از همه ابعاد چه خارجي و چه داخلي ايجاد مشكل كنند ولي به صرف اينكه غربي‌ها اين تروريست‌ها را به رسميت بشناسند به معناي قدرت‌گيري اين گروه‌‌ها نيست. اين گروه‌ها از سوي امريكا و متحدانش مسلح مي‌شوند تا عليه ملت سوريه دست به توطئه بزنند تا بلكه به نوعي از خط مقاومت انتقام بگيرند و از يك طرف سرنوشت محتوم اسرائيل را نجات دهند و از طرف ديگر شكست‌هاي استكبار در مقابل بيداري اسلامي را پاسخ دهند و جبهه‌هايي را بتواند فتح كند اما در نهايت اين توطئه‌ها هم منجر به خاموشي حركت اسلامي در دنيا نخواهد شد و غرب بيش از پيش رسوا خواهد شد و ملت‌هاي مسلمان مسير خودشان را ادامه مي‌دهند و كساني كه امروز از جنايات تروريست‌هاي سوري حمايت مي‌كنند در روزگاري نه چندان دور پاسخ مناسب و درخوري را دريافت خواهند كرد. 

در طول ماه‌هاي اخير شاهد هستيم كه بسياري از مناطق دمشق بارها دست به دست شده و تروريست‌ها بارها مناطقي از دمشق را به آتش كشيده‌اند، اين فرايند جنگ شهري آن هم در پايتخت سوريه زنگ خطري براي دولت فعلي به حساب نمي‌آيد و اساساً مي تواند نشان از سقوط دولت بشار داشته باشد؟ 

قطعاً خطر به حساب مي‌آيد. اينكه تروريست‌ها به دمشق رسيده‌اند و اين جنايات را مرتكب مي‌شوند و برخي از مناطق شهر دمشق را ناامن كرده‌اند يعني خطر. آنها اگر موفق شوند بشار اسد را از كار بركنار كنند، ضربه مهلكي به حكومت سوريه زده‌اند اما خوشبختانه دولت سوريه در مقابل فشارها مقاومت كرده و بايد مورد حمايت آزاديخواهان جهان قرار بگيرد اما يك احتمال را هم مي‌شود در نظر گرفت و آن اين است بشار اسد مجبور به كناره‌گيري شود و در اين حالت بايد توجه داشت كه پايان كار به اين صورت نخواهد بود و همانطور كه اشغال عراق و افغانستان هم پايان ماجرا به حساب نيامد و مقابله با تروريست‌ها و استكبار جهاني در سوريه، حتي بر فرض تشكيل حكومت معارضين ادامه پيدا خواهد كرد اما اينكه ما شاهد مبارزه در مصر عليه حكومت مرسي هستيم يعني مقابله استكبار با مسلمانان، تنها محدود به زمان خاص و كشور خاص نمي‌شود. به هر روي ما اميدواريم دولت سوريه بتواند به رغم تمام مشكلات و توطئه‌ها مقاومت كند و وظيفه همه آزاديخواهان اين است كه از دولت سوريه حمايت بكنند.
 
نشست بعدي به اصطلاح دوستان سوريه در ايتاليا برگزار خواهد شد. اين نشست‌ها و گردهمايي‌هاي پياپي مي‌تواند تأثير قابل توجهي بر تحولات سوريه بگذارد و منجر به فشار بيشتر عليه دولت بشار شود؟ 

تشكيل اين جلسات اثري ندارد بلكه آنچه مي‌تواند موثر باشد موفقيت‌هاي ميداني در شهر دمشق است. اينكه اينها مورد حمايت استكبار هستند و جلسات متعددي را در تركيه، قطر، مغرب و ديگر كشورها تشكيل مي‌دهند به خودي خود نمي‌تواند آنچنان بر اوضاع سوريه تأثيرگذار باشد. ما مي‌بينيم ضدانقلاب‌هاي ايراني هم در غرب دائماً تشكيل جلسه مي‌دهند اما هيچ‌گاه نتوانسته تأثيرات مثبتي را بر اوضاع كشورمان بگذارد.


امريكا هم ۴۰۰ نظامي خود را به تركيه اعزام كرده بود و دو سكوي پرتاب موشك‌هاي پاتريوت را هم در دستور كار قرار داده، وزير دفاع اين كشور هم به يكي از پايگاه‌هاي كشور تركيه عزيمت كرده، اينگونه فعاليت‌هاي خصمانه امريكا بيشترجنگ رواني عليه سوريه است يا مقدمه‌اي براي حمله نظامي به اين كشور بايد قلمداد شود؟ 

اگر غرب احساس كند كه با دخالت نظامي در سوريه مي‌تواند بر اوضاع مسلط شود و حكومت اسد را سرنگون كند، اين كار را قطعاً انجام خواهد داد. غرب حاضر است دست به هر جنايتي بزند براي اينكه اسرائيل را از ورطه نابودي نجات دهد. اگر تا الان هم به اين كار دست نزده نه به خاطر اينكه نخواسته انجام بدهد بلكه به اين خاطر است كه نتوانسته انجام دهد. 

با توجه به افزايش فشارهاي داخلي و بيروني به بشار اسد و شعله‌ورتر شدن درگيري‌ها در شهرهاي مختلف سوريه،‌ چشم‌انداز تحولات سوريه را چطور مي‌بينيد و اساساً مي‌توان به ابقاي بشار اسد اميد داشت؟ 

اگر تصميم‌گيري با مردم سوريه باشد حتماً بشار اسد را به مخالفان ترجيح خواهند داد و دولت سوريه از پايگاه مردمي خوبي برخوردار است. اتفاقاً جناياتي كه مخالفان اسد در سوريه مرتكب شده‌اند باعث ايجاد نفرت نسبت به تروريست‌ها شده است و پايگاه‌هاي مردمي دولت سوريه را تقويت كرده است اما تروريست‌ها در همه حالات دست به جنايات عليه مردم سوريه زده‌اند و بعيد نيست در صورتي كه به فرض به حكومت برسند دست به قتل‌عام شيعيان و علويان هم بزنند. بنابراين بايد مقاومت كنند و بشار اسد نبايد و نمي‌تواند ملتش را رها كند، بايد مقاومت كند چراكه در صورت پيروزي تروريست‌ها فاجعه بزرگي براي مردم سوريه رخ خواهد داد. 

با يك ديد واقع‌بينانه مي‌توان به ابقاي حكومت بشار اسد اميدوار بود؟ 

شرايط بر دولت بشار اسد خيلي سخت‌تر از گذشته شده است و توطئه‌ها هم افزايش پيدا خواهد كرد اما اين دليل نمي‌شود كه ما بخواهيم دست از حمايت دولت سوريه برداريم چراكه هيچ‌كس نمي‌تواند پاسخگوي جناياتي باشد كه بعدها اين تروريست‌ها عليه ملت سوريه مرتكب خواهند شد. 

موضع ايران و روسيه در ادامه نسبت به دولت سوريه تغيير خواهد كرد؟ 

دولت ايران همواره معتقد بود كه تعيين حكومت در هر كشوري و از جمله سوريه بايد با آراي مردمي آن كشور صورت گيرد و ديگران نبايد دخالت كنند يا براي تغيير حكومت دست به جنايت بزنند. موضع ايران در قبال سوريه همچنان به مانند گذشته ادامه خواهد داشت و با تغيير شرايط هم تغييري نخواهد كرد. ايران از حق ملت سوريه براي تعيين سرنوشت كشورش حمايت خواهد كرد. 

برخي از كارشناسان در سطح بين‌الملل سعي دارند اينگونه القا كنند كه از بين بردن دولت كنوني سوريه، مقدمه مهمي براي حمله نظامي به ايران است و بر همين اساس حمله نظامي به كشورمان را محتمل‌تر از هر زمان ديگري مطرح مي‌كنند؟ 

البته غرب سال‌ها تمايل به شكست ايران دارد و حتي بوش پسر هم براي خودش مأموريت الهي در اين راه قائل بود ولي هر بار از عواقب اين حمله ترسيده‌اند و ايراني كه در جنگ هشت ساله مقابل عراق و متحدانش ايستاد. امروز آمادگي دفاعي و نظامي بسيار قابل توجهي داراست تا به دشمنان و مهاجمان پاسخ درخور بدهد. 

عوامل بازدارنده متعددي براي آغاز جنگ عليه ايران وجود دارد. يكي قدرت نظامي و جنبه بازدارندگي قدرت و توان نظامي كشورمان است و البته بايد پيشرفت‌هاي كشورمان در همين راستا را هم مورد توجه قرار داد. ديگري موقعيت استراتژيك جمهوري اسلامي ايران وجود تنگه هرمز در منطقه مرزي كشورمان با آب‌هاي آزاد است كه بخش قابل توجهي از نفت و گاز دنيا از اين منطقه عبور مي‌‌كند. در حقيقت خداوند گلوي استكبار را در دست‌هاي ايران قرار داده و كافي است كه ايران اين گلو را بفشارد. 

اين هم از موانع حمله امريكا به ايران است. مسئله ديگر كشورها و نيروهايي هستند كه دسترسي آساني به عمق خاك اسرائيل دارند و هم‌مرز با سرزمين‌هاي ا شغالي هستند و اگر اسرائيل به ايران حمله كند آنها مي‌توانند اسرائيل را مورد حمله گسترده قرار دهند، كه اين نيروها شامل حزب‌الله حماس و سوريه است. لذا هميشه اين نگراني وجود داشته است كه اگر آنها به ايران حمله كنند اسرائيل كه شيشه عمر غرب در جهان اسلام است مورد حمله قرار بگيرد. لذا وجود حزب‌الله، حماس و سوريه همواره از موانع حمله نظامي به ايران بوده و هست. هر چه اينها قويتر باشند اين مانع از موانع حمله نظامي به ايران تقويت خواهد شد اما طبيعتاً شكست هر كدام از آنها مي‌‌تواند يكي از موانع را برطرف بكند. البته حتي اگر سوريه حزب‌الله و حماس هم وجود خارجي نداشتند باز ايران مي‌توانست از سرزمين و اقليم خود به درستي دفاع كند و به دشمن لطمات جبران‌ناپذيري بزند و آنها را از هر جهت پشيمان بكند از حمله خودشان اما وجود حزب‌الله حماس و سوريه براي كشور ما و براي امنيت كشور ما نعمت بزرگي است و ما بايد نهايت تلاشمان را بكنيم كه اين گروه‌ها از آسيب‌ها مصون بمانند. نمونه بارز آن اين است كه فلسطيني‌ها در حماس با موشك‌هاي دست‌ساز (كه هزينه‌ برخي از آنها ۵۰۰ دلار ارزيابي شده) به درون اسرائيل حمله كرده و تعداد زيادي از آنها به هدف خورده و اينها علاوه بر موشك‌هاي فجر ۵ پرتاب شده است. در مقابل اسرائيل سعي داشته است با موشك‌هاي پاتريوت اين موشك‌ها را متوقف كند. 

در اين ميان گفته مي‌شود كه از ۱۵۰۰ موشك شليك شده به طرف اسرائيل، اين كشور توانسته تنها ۵۰۰ عدد از آنها را هدف‌گيري كند و بزند اما همين ۵۰۰ عدد را بايد اينگونه نگاه كرد كه فلسطيني‌ها با هر موشك ۵۰۰ دلاري حداقل يك موشك ۵۰ هزار دلاري رژيم صهيونيستي را از رده خارج كرده‌اند. ظاهر قضيه اين است كه اسرائيل موشك‌هاي فلسطيني‌ها را زده است ولي باطن موضوع اين است كه ۵۰ هزار دلار با ۵۰۰ دلار از بين رفته است. حتي شليك موفق موشك‌هاي پاتريوت به معناي شكست اسرائيل و ضربه خوردن آنهاست. مثل اين مي‌ماند كه ما بگوييم فلسطيني‌ها با هر موشكشان يك ضد موشك را منهدم كرده‌اند. در اخبار داشتيم كه اگر اين جنگ ادامه پيدا مي‌كرد روزانه نزديك ۴۰۰ ميليون دلار هزينه ضد موشك‌هاي اسرائيلي مي‌شد يعني روزانه بيش از هفت تن هزينه گنبد آهني بوده كه اين رقم براي اقتصادي مثل اقتصاد اسرائيل بسيار سنگين است. البته امريكا قول داده كه موشك‌هاي اسرائيلي را جبران بكند. به هر روي وجود اينگونه قدرت‌هاي منطقه‌اي كه مي‌‌تواند وجود اسرائيل را به مخاطره بيندازد براي ايران يك ارزش بسيار بالاي استراتژيك به حساب مي‌آيد. باز هم عرض مي‌كنم ما بايد تلاش خودمان را انجام دهيم تا سوريه در خط مقاومت باقي بماند. اين كار هر چند سخت و دشوار به نظر مي‌آيد اما غير ممكن و دور از دسترس نخواهد بود. 

در هفته‌هاي اخير قاهره هم صحنه نبرد موافقان و مخالفان مرسي بود. اين در حالي است كه همه‌پرسي قانون اساسي به رأي گذاشته شده، سرانجام اين درگيري‌ها به كجا خواهند انجاميد؟ 

سفارتخانه امريكا در مصر منشأ هدايت مخالفت‌ها با دولت مرسي است و هزينه‌اش را هم امريكا و هم اروپا و هم اعراب مرتجع متقبل شده‌اند. يعني اينها نمي‌خواهند بگذارند كه مصر روي آرامش به خودش ببيند و نمي‌خواهند شاهد نظام‌سازي در مصر باشند به خاطر همين هم به شدت با تدوين قانون اساسي در مصر مخالفت مي‌كنند و تمام نيروهاي خودشان را عليه آن بسيج كرده‌اند چراكه تدوين قانون اساسي يعني نظام‌سازي و اين چيزي است كه هزينه گزافي براي استكبار خواهد داشت. ما اين روند را در ايران خودمان هم شاهد بوديم، در گذشته غرب همه امكانات را فراهم كرده بود براي اينكه نگذارد ايران اسلامي شود و براي رسيدن به اين هدف دست به جنايات و ترورهاي گسترده زد و براي تجزيه كشورمان تلاش فراوان انجام داد تا بلكه كشورمان روي آرامش و سكون به خود نبيند. اما موفق نشد و ان‌شاءالله با پيگيري ملت مصر اين شكست را استكبار در آنجا هم تجربه خواهد كرد. 

رهنمودهاي مقام معظم رهبري در ديدار با اساتيد جهان اسلام راهگشاست براي ملت‌ها تا بدانند كه استكبار هرگز دست از دشمني با آنها بر نمي‌دارد و لبخندهاي ديپلماتيك نبايد ملت‌ها را فريب بدهد.
برخي‌ به ناقص بودن قانون اساسي مصر اصرار دارند و اظهار مي‌كنند با اين قانون اساسي نمي‌توان آينده روشني را براي مردم مصر متصور كرد. اين يك نوع تخريب عليه حكومت مرسي است يا واقعيتي است كه بايد آن‌را پذيرفت؟
 

نمي‌توانيم بگويم قانون اساسي پيشنهادي بدون نقص است ولي آنها با نقص‌هاي قانون اساسي مخالف نيستند، آنها با حسن‌هاي قانون تدوين شده مخالفند و بهتر بگويم با تأكيدات قانون جديد پيشنهادي با محوريت معارف اسلامي مخالفند. آنها همه انرژي و توان خود را گذاشته‌اند تا اين اتفاق در مصر نيفتد و اسلام در روح جامعه مصر جاري نشود چرا كه منافع استكبار به خطر خواهد افتاد بخصوص اينكه هر تحولي در مصر نيفتد و اسلام در روح جامعه مصر جاري نشود چراكه منافع استكبار به خطر خواهد افتاد بخصوص اينكه هر تحولي در مصر مي‌تواند كل جهان عرب را تحت تأثير خودش قرار بدهد. 

آقاي البرادعي هم از آقاي مرسي خواسته تا همه‌پرسي را لغو كند، اينگونه اظهارات با چه هدفي صورت مي‌گيرد؟ 

آقاي البرادعي يك انسان لائيك است و طبيعتاً با اسلامي شدن قوانين و مقررات در مصر موافق نيست و طبيعي است كه امثال او و عمرموسي كه هر دوي آنها جزو شخصيت‌هاي ديپلماتيك دولت مبارك بودند با اين روند مخالف باشند. فراموش نكنيم كه اين افراد منسوب به رژيم مبارك هستند و نمي‌خواهند ببينند كه شرايط مصر به سمت اسلامي شدن پيش مي‌رود. 

شما به بيانات رهبري در جمع اساتيد دانشگاه‌هاي جهان اسلام اشاره داشتيد، بخشي از سخنان ايشان به هراس استكبار از كليد واژه‌ «بيداري اسلامي» مرتبط مي‌شد، مصداق بيانات ايشان را هم مي‌توان در مخالفت‌هاي امثال البرادعي و عمرموسي از قانون اساسي پيشنهادي دولت مصر جست‌وجو كرد؟ 

اگر نظامي مبتني بر اسلام و قرآن شد ديگر نمي‌شود آن نظام را در مسير استكبار قرار داد بخصوص اگر به مرحله نظام‌سازي برسد. لذا اينها از اسم اسلام هم مي‌ترسند چرا كه اسلام عدالت خواه است مخالف هرگونه تبعيض و دوگانگي است و سلطه‌ بيگانه و به خصوص سلطه غير مسلمانان را بر نمي‌تابد و نفي مي‌كند. لذا اينها با لفظ بيداري اسلامي هم مخالف هستند و موافق نيستند از تحولات خاورميانه با واژه‌ بيداري اسلامي نامگذاري شوند. استكبار و حاميانش در كشورهاي مختلف نمي‌خواهند به واقعيت‌هاي موجود اذعان كنند تا بتوانند از طريق مختلف خط مشي ‌ديگري را بر ملت‌هاي مسلمان تحميل كنند. 

مقام معظم رهبري در همين ديدار به درس‌هاي جنگ هشت روزه غزه اشاره مي‌كنند، اسرائيل نسبت به قدرت نظامي حماس و حزب‌الله يك ابر قدرت به حساب مي‌آيد و همه جور سلاح پيشرفته را داراست و در اوج قساوت هم اينها را عليه فلسطيني‌ها استفاده كرد و در مقابل مردم غزه مقاومت كردند و توانستند به خاطر مقاومت و ايثارگري خودشان و دسترسي به موشك‌هاي فجر ۵ اسرائيل را زمين‌گير كنند. البته موشك‌هاي فجر ۵ نسبت به موشك‌هايي كه ايران دارد موشك‌هاي ضعيف محسوب مي‌شود. اينكه مردم غزه توانستند مقاومت كنند و ضربات مناسبي را بر پيكره اسرائيل بزنند به نحوي كه اسرائيل تقاضاي آتش‌بس كند و فلسطيني‌ها شرط گذاري كنند خود يك برد و اوج موفقيت است. 

پيام جنگ هشت روزه غزه اين است كه دشمن علي‌رغم همه تبليغاتي كه مي‌كند و به‌‌رغم همه سلاح‌هايي كه در دست دارد در مقابل ايمان يك ملت به زانو در مي‌آيد و طبيعتاً بقيه ملت‌ها و كشورها هم مي‌توانند در مقابل زياده‌خواهي قدرت‌ها ايستادگي كنند. اين پيامي است كه حتي جنگ هشت ساله كشورمان به جهان داد و آن عبارت حضرت امام «خون بر شمشير پيروز است» را دوباره در خاطر همگان زنده كرد. 

آقاي دكتر، پرسشي متدوال وجود دارد وآن اينكه ، در حالی که مصر با آمریکا و رژیم صهیونیستی رابطه دارد چرا از رابطه با ایران می ترسد؟ 

ما در مصر شاهد تغییر رژیم نیستیم بلکه رئیس جمهور عوض شده در اینجا این سوال مطرح است آیا مرسی نمی تواند مواضع متفاوتی اتخاذ کند و یا نمی خواهد و اگر نمی خواهد دلیل آن چیست؟
ملت مصر خواستار برقراری رابطه با ایران هستند و حتی کسی مثل عمرو موسی، وزیر خارجه سابق مصر و دبیر کل سابق اتحادیه کشور های عربی در عهد حسنی مبارک نیز خواستار برقراری روابط دیپلماتیک با ایران بود اما واقعا چرا مرسی از آن می ترسد؟
آیا با وجود ایران و مواضع صریح و انقلابی کشورمان، مرسی احساس می کند که ژست های دیپلماتیک آنها رنگی نخواهد داشت و ادعای حمایت از فلسطین کمرنگ خواهد شد؟ 

ایران باید درخواست عزیمت به غزه از طریق رفح را دنبال کندو نمایندگان مجلس، خبرنگاران، تشکل های دانشجویی و سازمان‌های حقوقی کشورمان بر طبل عزیمت به غزه از طریق رفح بکوبند.
قطعا هر مخالفت مصر با این نوع سفرها، برای دولت مرسی در نزد افکار عمومی کشورش هزینه خواهد داشت. همانطور که نامه فدایت شوم مرسی به رئیس جمهور رژیم صهیونیستی نیز برای او هزینه داشت. 

محور پاياني گفت‌وگو را باتوجه به نزديكي انتخابات ۹۲ رياست جمهوري مطرح مي‌كنيم.به نظر شما شرط‌گذاري آقاي عارف يكي از كانديداهاي احتمالي جريان اصلاح‌طلب با چه هدفي صورت گرفته است؟
رسانه های گروهی به نقل از آقای عارف معاون اول آقای خاتمی در دوران اصلاحات با اشاره به جریان انحرافی در بین اصولگرایان، نوشته‌اند: اگر قرار باشد اصلاح‌طلبان به خاطر فتنه از مردم عذرخواهی کنند، اصولگرایان نیز باید به دلیل حضور و مطرح شدن جریان انحرافی از مردم عذرخواهی کنند.
این اظهارات آقای عارف نشان می دهد که او برای عذر خواهی اصلاح‌طلبان برای همراهی با استکبار جهانی از جمله اسرائیل و آمریکا و مزدوران و دست نشاندگان آنها علیه اسلام و ایران و انقلاب و علیه آرای عمومی و حقوق ملت و جمهوریت و اسلامیت نظام شرط قائل شده است و همین امر "شرط گذاری" نشانه عدم صلاحیت وی برای سمت ریاست جمهوری است. 

اگر مبنا بر شرط گذاری باشد، باید گفت اصولگرایان به محض مشاهده انحراف در دولت آن را محکوم و لعن و نفرین کردند و کمر همت به نابودی آن بستند، ولی شما با وجود مشاهده انحراف و همپیمانی با دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی و حتی با ماجرای اغتشاش در عاشورا لب به انتقاد نگشودید چه رسد به محکومیت و حالا تازه شرط گذاری می کنید. 

مگر به شما گفته ا ند چرا از موسوی در نامزدی برای ریاست جمهوری حمایت کردید؟! 

حمایت از موسوی و کروبی در انتخابات جزو حقوق هر کسی بوده زیرا آنها نامزدهایی بودند که با موافقت شورای نگهبان در انتخابات شرکت کردند و حمایت از آنها خلاف قانون نبوده است، لیکن پیوستن به توطئه علیه انقلاب و اسلام و نظام و مردم و همسویی با دشمنان نشان دار اسلام و انقلاب و تروریستها و مرتجعین جرم بوده و همراهی با آنها جرم تلقی می شود. نادیده گرفتن تفاوت ۱۱ میلیونی آراء در حالی که تفاوت حتی یک رای برای پیروزی یک نامزد کفایت می کند و تلاش برای لغو نتیجه آراء ملت و در حقیقت مخالفت با جمهوریت نظام و حقوق مردم جرم می باشد. 
چه کسی خواسته افراد از رای به موسوی عذرخواهی کنند؟! هیچکس. 
شرط گذاری آقای عارف مثل این است که گفته شود اول از راه دادن شمر به سپاه امام علی (ع) عذر خواهی کنید تا ما هم سپاه یزید را در به شهادت رساندن یاران امام حسین (ع) مورد انتقاد قرار دهیم.
حال که بنا را بر شرط گذاری گذاشته اید، با توجه به محکومیت جریان انحرافی توسط اصولگرایان شما هم فتنه را محکوم کنید؛ عذر خواهی پیشکش!
تا کنون جرم آقای عارف سکوت در مقابل همه توطئه ها بود اگر همراهی نکرده باشد. لیکن اکنون به جرایم ایشان همین شرط گذاری اضافه شد. طبیعتا سکوت افرادی در سطح ایشان که معاون اول رئیس جمهور بوده نشانه فقدان صلاحیت برای نامزدی می باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار