مجيد ابهري: با توجه به اقتصاد مقاومتي به عنوان كاربرديترين و موثرترين راهبرد مقابله با تحريمها و فشارهاي اقتصادي، توجه به بازنگري در رفتار اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در راستاي تحقق سرفصلهاي يادشده اصليترين سرآغاز براي حركتهاي استراتژيك مورد نظر است؛ نخستين قدم در راه تحقق اقتصاد مقاومتي و حمايت از توليد ملي خودداري از اسراف در ابعاد مختلف بوده و اين مهم تحقق نخواهد يافت مگرآنكه تحولات اساسي در مباني رفتار جامعه به وجود آيد.
دولت و دولتمردان به عنوان يكي از اصليترين الگوهاي رفتاري در جامعه نماد عيني براي رفتارهاي اساسي و اصلاحي بوده و در اين رهگذر گرايش به ساده زيستي و فاصله گرفتن از زندگي اشرافي نخستين درس در مكتب حمايت از توليد داخلي است نكته مهمتر اين است كه زماني كه صحبت از اسراف ميشود مصاديق اسراف و تبذير نبايد تنها به مصارف روزانه از قبيل خوراك، پوشاك و سوخت محدود شود چراكه توجه به جلوگيري از اسراف در تمامي عرصههاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي ميتواند راهگشاي خودكفايي واقعي در تفكر و توليد شود متاسفانه نمونههاي مختلفي از اسراف سياسي، فرهنگي و اجتماعي در جامعه ما ديده ميشود كه نه تنها اسراف در مصارف روزانه را تحتالشعاع قرار ميدهند بلكه با ايجاد زاويه در آرمانهاي اصلي انقلاب اسلامي موجب تاخير در رسيدن به خودكفايي اقتصادي و قطع وابستگي سياسي و فرهنگي ميشود.
جهت پژوهشهاي بعدي برخي سرفصلهاي رفتار ناهنجار اسراف سياسي، فرهنگي و اجتماعي را بيان ميكنيم و اميدواريم خبرگان و صاحبنظران، تحليلهاي كاربردي نسبت به پيشگيري كنترل و مقابله در زمانههاي مورد نظر حركتي جهادي در سال جاري انجام دهند.
۱- تغيير و بركناري مديران مجرب و كارآمد در مدتهاي كوتاه كه موجب نبود ثبات در مديريت و تنزل شغلي شده و امكان برنامهريزي و هماهنگيهاي لازم در ابعاد مختلف اجرايي را از مديران ميگيرد در صورتي كه قصور و رفتارهاي نادرست سياسي و اقتصادي از مديري ملاحظه شود تغيير يا حتي مجازات وي مطلوبترين روش است اما در غير اين صورت جابهجاييهاي پيدرپي علاوه بر اينكه امكان تجربهاندوزي را از مديران سلب ميكند و آنها را از پذيرش مسئوليت بازميدارد و روند تنزل فكري در سازمانها تداوم و تسري مييابد.
۲- از دست دادن سرمايههاي خدادادي و هزينه كردن آن در مقابل ورود اقلامي كه در داخل كشور امكان توليد دارند و ميتوان جايگزين مناسبي براي آن فراهم كرد. ۴۰ ميليون دلار اختصاص دادن به واردات چوب بستني و ميزاني كمتر و بيشتر براي واردات كالاهايي لوكس و غيرضروري از مصاديق ياد شده هستند.
۳- از دست دادن سرمايههاي سنتي به بهانه مدرك گرايي موجب شده تا تب دكترا در كشوربيشتر شده و معاملات آن چناني بر سر آن انجام شود احترام به دارندگان مدارج علمي امري لازم است اما نبايد باعث بياعتنايي به صاحبان تجارب سنتي شود.
۴-انهدام سرمايههاي فرهنگي و تخريب زبان و فرهنگ فارسي با استفاده از حروف، ادبيات و نوشتار بيگانه كه در حال حاضر روز به روز در جامعه ما در حال گسترش است.
۵-كم توجهي به امكانات بالقوه و خدادادي در زمينههاي گردشگري و جلب گردشگران داخلي و خارجي باعث اتكا به نفت و كم لطفي به جاذبههاي فرهنگي شده است بنابراين ميتوان در اين زمينه با برنامهريزيهاي اساسي اقدامات مناسب را جايگزين كرد و در آخرين نگاه متاسفانه نهادهاي فرهنگي بيگانه با حمايت سازمانهاي جاسوسي اقدام به اختصاص هزينههاي هنگفت در چاپ و توزيع كتب و نشريات گمراهكننده كردهاند و در پارهاي از مواقع برخي از اين كتب به چاپ بيستم و بيست و پنجم رسيده است كه ميتوان در اين زمينه به آثار پائولو كوئيلو و برايان تريسي دقت كرد كه لابي غرب چگونه در حال الگوسازي براي جوانان مسلمان ايراني بوده و قصد دارد افكار آنها را از اسطورهها و دانشمندان مسلمان ايراني منحرف كند.