
حدود ۱۴ سال از تشكيل شوراهاي شهر و روستا ميگذرد و انتخابات دوره چهارم شوراها همزمان با انتخابات رياست جمهوري سال آينده برگزار خواهد شد. به منظور بررسي و ارزيابي عملكرد شوراهاي اسلامي و ارزيابي اين همزماني با رسول اصغرزاده عضو شوراي اسلامي شهر اروميه، رئيس شوراي اسلامي استان آذربايجان غربي و عضو شوراي عالي استانها گفتوگويي را انجام داديم و در اين گفتوگو، سليقهاي برخورد كردن با شوراها و كاهش اختيارات از موانع رشد شوراها عنوان شد.
شوراهاي اسلامي به چهاردهمين سال فعاليت خود وارد شدهاند. ارزيابي شما از عملكرد شوراها در اين مدت چيست؟ اگر نگاهي به دوران قبل از تشكيل شوراها بيندازيم ميبينيم كه شهرداران از سوي استانداريها انتخاب ميشدند كه البته تمام كارهاي خدماتي شهري را انجام ميدادند ولي نظارت كاملي بر آنها انجام نميشد و معمولاً نظرات و سليقهها در شهردارايها مؤثر بودند. به عنوان مثال در استان آذربايجان غربي متوسط طول عمر مديريت شهرداران حدود هجده ماه بود ولي بعد از تشكيل شوراها طول مدت مديريت شهرداران به حدود سه سال افزايش پيدا كرده است كه اين امر سبب به وجود آمدن ثبات مديريت در شهرداريها شده است.
در دوران قبل از تشكيل شوراها بخش عمدهاي از بودجه شهرداريها براي امور جاري شهرداريها مورد استفاده قرار ميگرفت و حدود ۳۰ يا ۴۰درصد بودجه باقي مانده براي مصارف عمراني صرف ميشد در حالي كه بعد از تشكيل شوراها اين رقم معكوس شده است كه اين امر نشاندهنده حساسيت شوراها در بحث بودجه و نظارت بر آن است.
بر اين اساس در حال حاضر وضعيت شوراها مطلوب است. اگر بخواهيم شوراهاي اسلامي را با شهرداريها و استانداريها مقايسه كنيم كه سابقهاي حدود صد ساله را در پرونده خود دارند، شوراها از وضعيت مطلوبي برخوردارند و توانستهاند به عنوان پارلمانهاي محلي در مديريت شهري تأثيرگذار باشند و جايگاه خود را به دست بياورند.
با توجه به مدت زمان فعاليت شورا اشارهاي هم به ايرادها و موانع موجود بر سر راه شوراها داشته باشيد.
از جمله موانع سر راه شوراها سليقهاي عملكردن و سليقهاي برخورد كردن با شوراهاست و مشكل ديگر اين كه هر زماني كه شوراها دچار تغيير شدند با كاهش اختيارات همراه بوده است و شوراها محدودتر شدند كه اين موضوع يك آفت جدي است.
اما چرا اين نگاه سليقهاي در برابر شوراها وجود داشته است؟ دولت يا دستگاههاي حاكم راضي به واگذاري اختيارات نيستند و نميخواهند به عنوان ناظر در شوراها فعاليت كنند.
اما چرا دولت اين كار را انجام نميدهد، آيا سودي ميبرد؟ دولت سودي در اين زمينه نميكند مثلاً در اولين دوره شوراها كه خود دولت براي تشكيل شوراها اولين اقدام را انجام داد تا شوراها شكل بگيرند ميبينيم كه بعد از مدتي به خاطر پارهاي از مسائل شوراي شهر تهران را منحل كرد. به اين علت كه همان شوراها قصد داشتند اختياراتي را از دولت بگيرند و در مديريت مسائل شهري مستقل عمل كنند.
مسئله ديگري كه بر سر راه شوراها وجود دارد نداشتن آگاهي كافي اعضاي شوراهاست كه از حدود اختيارات قانوني خود آگاه نيستند يا اگر از آن آگاه هستند به شكل مطلوب استفاده نميكنند. مثلاً مديران اجرايي استانها اين تصور را دارند كه ورود شوراها به مسائل شهري باعث كاهش اختيارات آنها ميشود. در حاليكه بيشتر وظيفه مديران استاني نظارت بر شوراهاست.
نظارت بر شوراها به دو صورت انجام ميشود. اول نظارت شوراهاي بالادست مثل شوراي استانها بر شوراي شهرها و ديگري نظارت فرمانداريها بر مصوبات شوراست كه اين نظارت از سوي فرمانداريها در برخي موارد به دخالت آنان تبديل شده و اين امر آفتي است كه گريبان شوراهاي ما را گرفته است.
بخش عمدهاي از وظايف شوراها در حوزه مديريت شهري است. شوراها در اين زمينه چه كاري انجام دادهاند؟ اتفاقاتي كه در دوره سوم شوراها افتاده، اين است كه شوراهاي فرادست مثل شوراي استان، شوراي شهرستان و شوراي عالي استانها در اين دوره براي خودشان جايگاهي پيدا كردهاند. در قانون هم پيشبيني شده كه شوراي عالي استانها همعرض دولت و نهاد ديگر ميتوانند به مجلس طرح و لايحه بدهند كه در واقع با اين كارها و اقدامات به دنبال رفع اشكالات و گرهها در خصوص مديريت محلي هستند، در واقع بسترسازيهاي خوبي در اين دوره انجام شده است.
ما براي تمام بخشها و حوزهها چشماندازي را ترسيم ميكنيم اما اين چشمانداز تاكنون براي شوراها انجام نشده است، علت چيست؟ شوراها در مقايسه با شهرداريها و استانداريها بسيار نوپا هستند.
فكر نميكنم اين طور باشد، شوراها تجربه مجلس شوراي اسلامي و حتي تجربيات خود شهرداريها را در اختيار دارند؟ نه، توجه داشته باشيد منظور منابعي است كه به عنوان تجربه براي شوراها ميتواند مورد استفاده قرار بگيرد. آنان نبايد خودشان را به عنوان رقيب شوراها در نظر بگيرند. بايد براي اداره كشور و اعتلاي نظام با رفاقت عمل كنيم همه ما يك هدف داريم و بايد با كمك هم به اين هدف برسيم بايد در كنار هم باشيم كه متأسفانه اين بحث تا به حال جا نيفتاده است. اگر چه در شوراي سوم، شهرداريها ملزم به ارائه برنامه پنج ساله شدهاند تا برنامههاي بلند مدت داشته باشند.
بله، درست است اما خود شوراها بايد يك چشماندازي داشته باشند تا بتوان با آن عملكرد شوراها را ارزيابي كرد؟ بله، قبول داريم كه اين چشمانداز بايد وجود داشته باشد اما بستر انجام كار هم بايد وجود داشته باشد. بايد بتوانيم آينده را پيشبيني كنيم و مسيري را تعريف كنيم تا بتوانيم در آن حركت كنيم البته اگر قرار است براي كل شوراها چشماندازي تعريف شود شورا عالي استانها بايد اين كار را انجام دهد.
در دوره اول شوراها هنوز شوراي عالي استانها تكميل نشده و ساختار كلي شوراها هنوز موجوديت پيدا نكرده بود و در واقع در دوره اول اين امكان وجود نداشت كه چشماندازي ترسيم شود اما در حال حاضر كه ساختار شوراها در كشور جا افتاده است بايد به دنبال مسير حركت باشيم.
سال آينده انتخابات شوراها همراه با انتخابات رياست جمهوري برگزار خواهد شد. به نظر شما اين همزماني حسن به حساب ميآيد؟ تجربههايي كه در كشورهاي مختلف در اين زمينه وجود داشته تجربههاي موفقي بوده است و حتي در جاهايي كه مردم به صورت مستقيم شهردار را انتخاب ميكنند و همزمان با آن انتخابات مجلس هم بوده است؛ به همين دليل هم بوده كه موضوع تجميع انتخابات طرح شده است كه اين اقدام در مجموع براي كشور سودمند خواهد بود. اما يك نگراني كه وجود دارد آن است كه انتخابات شوراها در كنار انتخابات رياست جمهوري در حاشيه قرار بگيرد.
البته چون تمام شهرها و روستاهاي دوردست، حوزه انتخابيه هستند و اينكه نظارت بر انتخابات شوراها برعهده مجلس است و براي رياست جمهوري نظارت برعهده شوراي نگهبان است يك رغبت خاصي براي حضور حداكثري مردم وجود دارد. به نظر شخص بنده اين نگراني وجود ندارد. ظرفيت كشور به گونهاي است كه ميتواند اين دو انتخابات را با هم برگزار كند.