
به نظر ميرسد در ميان اصناف مختلف، سينماگران تنها صنفي هستند كه نميخواهند بر اساس سلسله مراتب اداري و اصل تقسيم كار، مسائل كاري و صنفي خود را حل و فصل كنند و هرچه ميشود يك راست به سراغ رأس هرم سيستم اجرايي كشور رفته و دست به دامان رئيسجمهور ميشوند تا گرههاي پيش آمده را شخصاً باز كند.
با آنكه رياست محترم جمهوري به عنوان رئيس شوراي عالي سينما بر مسائل و سياستهاي كلي سينماي ايران نظارت دارد، اما واگذار كردن حل همه مشكلات پيشآمده در سينما بر عهده وي در عمل نشاندهنده ناتوانايي بخش مديريت سينمايي ايران است كه ميخواهد با رفع تكليف از خود، از وظايفي كه توسط قانون بر عهده آن گذاشته شده است، شانه خالي كند. دوستاني كه در هر مشكلي ميخواهند رئيسجمهور تمام كارهايش را زمين بگذارد و به سراغ مشكل آنها بيايد، يك بار هم از خودشان بپرسند كه چرا پست مديريتي گرفته است و حقوق مديريت را ميگيرد. اگر واقعاً هيچكس به غير از رئيسجمهور نميتواند مشكل سينما را حل كند، بهتر است سازمان سينمايي را منحل كنيم و بار زيادي را از بودجه وزارت ارشاد كم كنيم تا خود رئيسجمهور در روز چند ساعتي وقت بگذارد و سينما را سامان دهد. اگر هم كه در پس تعريف سازمان سينمايي و وزارت ارشاد هدفي براي مديريت، هدايت و رفع مشكلات سينماي ايران بوده است، پس بايد بر اصل تقسيم كار احترام گذاشت و بگذاريم رئيس جمهور به مسائل كشوري مهمتري از سينما و تفريحي به نام سينما رفتن بپردازد.
واژه مدير از تدبير و درايت گرفته شده است، وقتي در جايي مدير قرار ميدهيم به اين منظور نيست كه پاي برگههاي اداري را امضا كند، مهمترين كاركرد مدير، تدبير و درايت وي در مسئل چالشي است. سينماي ايران مسئله پيچيدهاي ندارد كه قابل حل نباشد، اگر ما نميتوانيم مشكلي را حل كنيم، ايراد را به نحوه كاركرد خودمان بدانيم نه بزرگ بودن و لاينحل بودن مشكل. در ضمن نمونه پيشين ارجاع كار سينما به رياست محترم جمهور آنچنان نتيجه موفقي نداشته است، هنوز هم سر درگمي كه سينماگران در بحث انحلال يا عدم انحلال خانه سينما داشتهاند، پا برجا است.
در زماني كه وزير حكم تعطيلي و انحلال خانه سينما را صادر ميكرد، اعضاي خانه سينما در پشت درهاي بسته با رئيسجمهور جلسه گذاشتند و قول مساعد وي را در خصوص باز ماندن خانه سينما و پيدا كردن راه حلي براي بسته نشدن آنجا دنبال ميكردند و هنوز هم داستان خانه سينما به طور كامل مختومه نشده است. انتظاري كه هم اكنون سينماگران براي ورود رئيسجمهور به مشكلاتشان دارند در آينده ميتواند از سوي ساير هنرمندان نيز مطالبه شود. سينما تنها يكي از هنرهاي رايج در ايران است، بسياري از هنرها و هنرمندان هستند كه سابقه هنرشان ريشه در تاريخ اين كشور دارد و در جاي جاي جهان هنرشان را به نام ايران ميشناسند، اما هيچ كدام به اين گونه كه سينما در حال جلب توجه و امتياز خواهي است، عمل نكردهاند. در خواست براي ورود رئيسجمهور به مسائل جزئي نه در شأن رياست جمهوري است و نه ميتواند راه گشاي سينمايي باشد كه با مشكلات متعدد مديريتي در حال دست و پنجه نرم كردن است.