
چه كسي بر محتواي سروده شده و ارائه شده در قالب شعر در مجالس تعزيت و سوگواريهاي ديني در كشور نظارت دارد و چه كسي مسئوليت محتواي آنها را بر دوش ميكشد؟ پاسخ هم ساده است؛ در حال حاضر هيچكس!
چند هفتهاي است كه در ميان قشرهاي مختلف اجتماعي ويدئو و قطعهاي صوتي از يك مجلس عزاداري در ماه محرم امسال دست به دست ميچرخد كه در آن مداح اشعار بسيار سخيفي را توصيف حالات خود در عزاداري ميخواند و موجب واكنشهاي متفاوتي نيز شده است. واكنشهايي كه در سادهترين شكل ممكن اين سوال را در ذهن متبادر ميكند كه آيا در بزرگترين كشور شيعه جهان نميتوان بر اين اشعار و مراثي نظارتي داشت و آنها را از معرض چنين آسيبهايي دور نگاه داشت؟
محمد علي مجاهدي از شاعران و مديحهسرايان آييني به نام كشورمان با انتقاد از روند موجود در توليد سرايش و استفاده از چنين اشعاري ميگويد: وقتي با برخي از اين افراد درباره نحوه شعر و شاعريشان بحث ميكنيم آنها اعتنايي نميكنند و تاب نظرات اهل فن را ندارند از طرف ديگر هم برخي از اهل شعر و شاعري از سواد و انديشه و بصيرت ديني بهره نبردهاند و نميخواهند اين واقعيت را بپذيرند. من واقعاً نميدانم دليل عدم نظارت هيئت مميزي بر چاپ و انتشار اين نوع آثار چيست. چرا بايد در يك مملكت شيعي چنين جسارتهاي ناگواري به ساحت ائمه اطهار شود.
مجاهدي ادامه ميدهد: در روزنامهاي نوشته شده بود كه شخصي به عنوان مداحي معاصر، شعري را خوانده است كه اين روزها دست به دست مردم ميگردد و مايه مضحكه مجالس عزاداري شده است. شعر اين گونه بود «نوار مغز سرم در محضر دكتر خط خطي و قاطي بود، طبيب توي مطب متحير صدا زد اين چه نوار مغزي بود، ميدوني چي دادم جواب دكتر؟ علت عيبش اينه آقاي دكتر، من روانيام، رواني!». واقعاً انسان احساس شرم نميكند كه خود را شيعه حسين(ع) بداند و اين مزخرفات را تحويل شيعيان بدهد.
وي ادامه داد: نميدانم كانون شاعران و مداحان استان تهران كه ظاهراً چندين كانون است چه كار ميكنند. اينها روي برنامههاي مذهبي و مداحيها نظارتي دارند يا نه؟ و اگر ندارند چرا و اگر دارند چرا اين گونه است؟ بعد از گذشت ۳۰ سال از پيروزي انقلاب اسلامي اين است شعرعاشوراييمان؟! اين گونه شعرها نشان ميدهند كه شاعر هيچ اشراف واژگاني ندارد و احترام و حرمت ائمه را نگه نميدارد. براي اينكه شعر هيئتي است، بايد چشم در چشم مخاطب بدوزد تا گريه كند ولو اين گريه به ضرب چماق باشد.
حجت الاسلام زكريا اخلاقي، شاعر آييني كشور نيز با تأييد اين آسيبها به نوعي خواستار بازنگري در جريان شعر آئيني معاصر در كشور شده و ميگويد: شعرهاي آييني مختلفي براي مخاطبان عام و خاص سروده شده است كه امروز در حوزه شعر آييني نيازمند نقد جامعي براي اشعار سروده شده در دهههاي اخير هستيم.
وي در ادامه حوزههاي علميه را مرجع مناسبي براي نظارت و ساختارمند كردن اشعار آئيني اعلام كرده و ميگويد: شور شعر آييني در يكي دو دهه اخير باعث سرايش اشعار زيبا و بالنده شده است؛ ولي اشعار آييني در حال حاضر با آسيبها و مشكلات متعددي رو بهرو است كه حوزه علميه قم به لحاظ مباني معرفتي درستي كه از اين انوار پاك دارد ميتواند پرچمدار شعر منزه آييني باشد.
با اين وجود هنوز ساز و كاري براي اين ساماندهي نميتوان متصور بود. اينكه در ميان تمامي بالا و پايين بروكراسيهاي اداري حوره علميه و در ميان تمامي شلوغيهاي بحث و درس در اين حوزه چگونه ميتوان سازوكاري مشخص براي اين نظارت بر موضوع شعر آييني تدارك ديد و اينكه چگونه اين سازوكار قابليت اجرايي و عملياتي پيدا ميكند هنوز از سوي كارشناسان به بررسي گذاشته نشده است.
جريان انتشار برخي آثار و اشعار مخرب كه با نام شعر آييني و مداحي در كشور منتشر ميشود كه در برخي موارد بازتابهاي خارجي پررنگتري نسبت به بازتابهاي داخلي دارد با سرعت تمام اينروزها در مسير آشفته خود پيش ميرود و تنها در اين ميان بايد اميدوار بود كه لااقل اهالي اين حوزه به بهانههاي مختلف آتش انتقاد به اين روال را روشن نگاه دارند تا شايد بتوان در آينده نزديك سازوكار نظارتي مناسبي را براي اين جريان طراحي كرد.