بر اين مبنا، اين سازمان ميتواند با در نظر گرفتن سن اميد به زندگي، شرايط بازنشستگي را با توجه به سن افراد و سوابق آنها تا پنج سال افزايش دهد. البته اين طرح بايد مهر تأييد شوراي نگهبان قانون اساسي را بگيرد و در مرحله بعد، به تصويب هيئت امناي تأمين اجتماعي هم برسد تا قابليت اجرا به صورت يك قانون را پيدا كند.
اما نكته قابل توجه در تبصره ۲ ماده ۳۶ «لايحه اصلاح قانون تأمين اجتماعي» تأكيد بر اجراي طرح افزايش سن بازنشستگي به صورت تدريجي است؛ يعني اين طرح، نبايد يكباره به اجرا در آيد. علت اين تأكيد هم، تبعات و آسيبهايي است كه اجراي يكباره چنين طرحي بر جاي خواهد گذاشت.
آنگونه كه از شواهد پيداست و بر اساس اخبار رسيده از تأمين اجتماعي، تصميم دولت براي افزايش سن بازنشستگي كاملاً قطعي است كه البته اين تصميم قطعي هرچند بايد به تأييد شوراي نگهبان برسد اما ناشي از ضرورتها و واقعيتهايي است كه يكي از آنها محدوديتهايي است كه براي استخدامهاي جديد و ورود نيروهاي جوان به عرصه كار وجود دارد.
يكي ديگر از اين واقعيتها، استفاده از تجربه شاغلاني است كه سالها در پستها و ردههاي گوناگون، خدمت كردهاند و حضور بيشتر آنها در محيطهاي كاري قطعاً مفيد فايده است.
از ديگر واقعيتهايي كه دست سازمان تأمين اجتماعي را براي ارائه طرح افزودن پنج سال به سن بازنشستگي باز گذاشته، بالارفتن سن اميد به زندگي در كشور است. مديران اين سازمان با استناد به آمارهاي وزارت بهداشت و اظهارنظر حسينعلي شهرياري، رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس درباره افزايش ۲۰ ساله سن اميد به زندگي در ايران، طرح افزايش سن بازنشستگي را تنظيم كردهاند زيرا صندوقهاي بيمهگر، محاسبات و حساب و كتابهاي خود را بر اساس زندگي بعد از بازنشستگي افراد بيمه شده تدوين ميكنند.
البته به اعتقاد برخيها، اگر مطالبات تأمين اجتماعي از دولت به موقع پرداخت ميشد و بازنشستگيهاي زودرس و قوانين تحميلي، منابع تأمين اجتماعي را كاهش نميداد و مصرف اين منابع در طول چند دهه اخير افزايش پيدا نميكرد، شايد اكنون نياز به اجراي طرح اضافه كردن سن بازنشستگي نبود.
به هر حال، افزايش سن بازنشستگي با توجه به شرايط كشور و پارهاي از ضرورتها و واقعيتها يك «بايد» است كه چند «نبايد» را در دل خود نهفته دارد؛ نخست آنكه اين طرح نبايد غيركارشناسي اجرا شود و دوم آن كه نبايد به صورت يكباره و شتابزده به اجرا در آيد. رعايت «تدريج» در عملي كردن اين طرح يك ضرورت است.