
قبل از انتخابات سال۸۸ حضرت آقا درجلسهاي كه با هيئت دولت داشتند، فرمودند: فرهنگ مظلوم است و از مسئولان دولتي خواستند تا در رفع اين مظلوميت كوشا باشند و به مسائل فرهنگي توجه بيشتري مبذول نمايند اما با وجود تمام فعاليتها وخدمات دولت درعرصههاي مختلف اجتماعي، سياسي، علمي، نظامي و... كه قابل تقدير است، نسبت به اين اصل مهم و زيربنايي جامعه يعني فرهنگ كمتوجهي شد. ماحصل آن را هم در فتنه ۸۸ شاهد بوديم كه چه عواقبي به بار آورد. بعد از آن دولت عزم خود را جزم كرد تا باعبرت از وضع پيش آمده، كمتوجهيهاي فرهنگي را جبران كند و با عنايت به تأكيدات وليامر مسلمين در اينباره سياست و برنامهريزي بيشتر و دقيقتري داشته باشد. برهمين اساس بودجههاي فرهنگي ميلياردي براي استانها تخصيص داده شد، چنانچه رهبرمعظم انقلاب در ديدار رئيسجمهور و اعضاى هيئت دولت كه روز هشتم شهريورماه سال ۸۹ داشتند در بخشي از بياناتشان پيرامون بودجه فرهنگي فرمودند: «اوايل امسال بود يا پارسال بود- يادم نيست- كه وقتى راجع به همين بودجه فرهنگى صحبت شد، به آقاى رئيسجمهور گفتم كه من وقتى شنيدم شما اين رقم كلان و سنگين فرهنگى را تصويب كرديد، از نحوه مصرف و جذب آن نگران شدم، با اينكه قاعدتاً آدم بايد خوشحال بشود وقتى كه بودجه فرهنگى زياد ميشود. مديران ما دوست دارند كه بودجهاى كه به آنها داده ميشود، جذب كنند، چون ميدانند كه اگر امسال جذب نكردند، سال ديگر خبرى نيست، لذا ناچارند جذب كنند.»
متأسفانه توصيههاي رهبر معظم انقلاب چندان جدي گرفته نشد و بودجههاي ميلياردي استانها بدون نظارت و بازرسي اصولي تخصيص داده شد، بهطوريكه نهادها و سازمانهاي دولتي كه خود بودجه لازم را دارند از اين بودجه بهرهمند شدند و درعمل مجموعههاي تأثيرگذار فرهنگي و مؤثر از سهم بيتالمال جا ماندند و به دليل عدمتوانايي مالي وحمايت دست به عصا ميرفتند، آنها در اين فضاي ايجاد شده تازه فرهنگي چيزي نصيبشان نگرديد و از چرخه دريافت بودجه فرهنگي عملا حذف و به حاشيه رانده شدند، اما حيف و ميل بودجههاي فرهنگي در استانهاي مختلف باعث گرديد تا شاهد اتفاق خاص و تأثيرگذاري در عرصه فرهنگي نباشيم. با شروع دوباره تحريمهاي اقتصادي دشمنان، امام خامنهاي در نشستي به مقوله برنامه اقتصاد مقاومتي اشاره كردند تا بتوانيم در مقابل اين شرايط تحميلي ايجاد شده حركت متعادلي داشته باشيم و با مشكل مواجه نگرديم ولي اينبار باز هم طبق معمول، فرهنگ قرباني افراطها و تفريطهاي نابجا شد، چنانچه نگارنده در يادداشتي تحت عنوان اينكه «فرهنگ قرباني اقتصادي مقاومتي نشود» به مواردي از اين دست اشاره داشت و اولين نتايج آن، تعديل نيروهاي فرهنگي در ارگانها و نهادها بود كه تعديل بيش از ۱۵۰ نفر از نيروهاي نهاد رهبري از آن جمله است، ولي موضوع به همينجا ختم نشد و بودجه كه بهنوعي شاهرگ حياتي تداوم بقا و فعاليت در عرصههاي مختلف است، درحوزه فرهنگي ناگهان كاهش شديدي پيدا كرد، اين موضوع را در تمامي دانشگاهها و مراكز فرهنگي مؤثر ميتوان به وضوح ديد.
ركود فعاليتهاي فرهنگي در نيمه سال كه بايد اوج آن باشد، خود را در فضاهايي چون دانشگاهها نشان داد چراكه دانشگاهها به غير از اينكه مراكز اصلي توليد علم هستند، پيشرو در عرصه فرهنگي كشور نيز محسوب ميشوند اما با اين وجود بعضاً به دليل كمبود حمايتهاي مالي فرهنگي به وضعيت ناجور در امور فرهنگي دچار شدند؟! اين در حالي است كه چند ماه بيشتر به انتخابات نمانده است و نبايد گذاشت با كمكاريهاي فرهنگي اتفاقات تلخ سال ۸۸ تكرار شود، آن هم در شرايطي كه تحركات وسيع فتنهگران مدتهاست در حوزههاي مختلف آغاز شده است و ايادي وابستهشان در حوزههاي مختلف درتكاپوي فتنهانگيزي هستند. آنها با استفاده ازخلأهاي نظارتي و مديريتي در كشور با معاش مردم بازي ميكنند تا با رواج شبهات و تفكرات نابجاي خود در رابطه با نظام و نيروهاي مخلص بين مردم موجبات بدبيني و بياعتمادي را فراهم آورند.
در اين ميان سؤال ما اينجاست كه چرا دولت كه انصافاً در حوزههاي مختلف نظام حركتهاي خوبي داشته است، در حوزه فرهنگي، مجموعههاي فرهنگي را خلع سلاح نموده و دست و پاي آنها را در بدهيها و مشكلات اقتصادي بسته است؟! مگرنه اين است كه همين نيروهاي فرهنگي قرار است جلوي تهاجم نرم فرهنگي دشمن را بگيرند و سنگرسازي كنند؟!