کد خبر: 500384
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۰
بررسي لزوم «اصلاح سبك زندگي اسلامي» با حضور كارشناسان حوزه فرهنگ و رفتارشناسي
مصطفي شاه‌كرمي
بسياري از مديران فرهنگي كشورمان عادت كرده‌اند تا كارد به استخوان فرهنگي جامعه نرسد به فكر اقدام و ابتكاري براي درمان دردها و كمبودهاي فرهنگي اجتماع نمي‌افتند. البته اين قصه بخش ديگر و مهم‌تري هم دارد و آن منويات و دغدغه‌هاي متنوع و منطقي مقام معظم رهبري به عنوان عالي‌ترين مسئول كشور است. ايشان بارها با تكيه بر كليد واژه‌هاي متفاوت و متناسبي سعي كرده‌اند تا مهم‌ترين اصول مغفول مانده در حوزه مباحث مختلف كشور را به مسئولان ذي‌مدخل گوشزد و يادآوري كنند. ايشان در يكي از سخنراني‌هايي كه در استان خراسان شمالي داشتند به مباحث عمده و مهم فرهنگي از جمله لزوم «اصلاح سبك زندگي اسلامي» اشاراتي داشتند. سعي كرده‌ايم تا در حضور كارشناسان مختلف با طرح سؤالاتي در اين حوزه مباني تخصص و تحليلي آن را بيشتر تبيين كنيم. دكتر محمدحسين نيرومند كارشناس رسانه و فرهنگ و دكتر مجيد ابهري رفتارشناس مهمانان اين بحث و تبادل نظر بوده‌اند.

به نظر شما چه اتفاقي در شرف وقوع است كه مقام معظم رهبري نسبت به اصلاح و ترويج سبك زندگي اسلامي به مسئولان و مردم تذكر دادند. 

دكتر نيرومند: اگر قدري بيشتر دقت كرده باشيد در سال‌هاي اخير مقام معظم رهبري از پيشرفت‌هاي علمي و صنعتي با غرور ياد كرده‌اند. اما هرگز درباره حوزه و وضعيت فرهنگي با توجه به رشد علمي، اينكه اتفاق يا پيشرفت قابل اعتنايي صورت گرفته باشد ايشان سكوت كرده‌اند. بنده خاطرم نيست كه ايشان طي چند سال اخير در اين زمينه صحبتي كرده باشند. بحثي كه ايشان در خراسان شمالي مطرح كردند به نظر مي‌آيد احساس كردند كه ضعف‌هاي فرهنگي را بايد مطرح كنند. يكي از مشكلات جدي ما هم مربوط به شيوه و سبك زندگي است كه ايشان هم اعلام كردند تا در دستور كار مراكزي كه در اين ماجرا داراي نقش هستند قرار بگيرد. بنده فكر مي‌كنم كه متأسفانه در حوزه فرهنگ ما يك نگاه استراتژيك واحد در اين موضوع نداريم و به نوعي تكليف‌مان با خودمان در اين حوزه مشخص نيست. به اين معني كه چيزهايي را از غرب وام مي‌گيريم بدون اينكه بتوانيم آنها را در شكل و شمايل بومي و فرهنگ خودمان ارائه بدهيم. به طور مثال تلويزيون ما پر از فيلم‌ها و سريال‌هاي خارجي است كه اساساً بخشي از اهداف‌شان تغيير سبك زندگي ما است. خاطرم هست چند سال پيش كتابي را مطالعه مي‌كردم كه در آن توضيح داده شده بود كارگردان‌هاي امريكايي به غير از فيلم‌هايي كه طبق روال معمولي توليد مي‌كنند، دستورالعمل دارند كه بايد در قالب توليدات‌شان سبك زندگي امريكايي را ترويج و تبليغ كنند. از طرفي ما هم اين گونه فيلم‌ها را مدام براي خانواده‌ها و بچه‌ها با ظواهر مختلفي مثل سريال، فيلم و انيميشن پخش مي‌كنيم در حالي كه هيچ‌كدام‌شان متناسب با فرهنگ ما نيستند. بلاي بدتر اين است كه آثار و توليداتي هم براي جايگزين كردن آنها نداريم و اين اوضاع باعث مي‌شود كه آنقدر وضعيت نگران‌كننده باشد كه مقام معظم رهبري نسبت به لزوم اصلاح سبك زندگي اشارات صريح و البته قابل تأملي را مطرح فرمودند. بايد در اين زمينه اولويت‌بندي‌هايي صورت بگيرد و در اين بين صداوسيما مي‌تواند بيشترين نقش را داشته باشد. 

چه نياز و الزامي باعث شد كه مقام معظم رهبري به عنوان بالاترين و مهم‌ترين شخصيت كشور چنين مبحثي را با چنان حساسيتي اعلام كنند؟ 

دكتر ابهري: با توجه به اينكه جامعه انقلاب اسلامي همواره چشم انتظار كشف راهنمايي از سوي مقام ولايت بوده و ايشان همواره بدون هيچگونه تسامح و تساهلي ضرورت‌هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي را چه در رابطه با مسائل داخلي و چه در مورد مسائل بين‌المللي با مردم مطرح مي‌نمايند؛ سؤالات بيست‌گانه‌اي كه معظم له در خراسان شمالي مطرح فرمودند در حقيقت فرآيند فرهنگي بسيار ارزشمندي را به دنبال دارد. ايشان دغدغه‌ها و دلمشغولي‌هايشان را به صورت سؤال در سطح جامعه مطرح نموده و صاحبنظران، فرهيختگان و انديشمندان را به چالش فكري دعوت كردند. مسائلي كه از سوي معظم‌له مطرح شد در واقع مشكلات و هشدارهايي در زمينه مشكلات اجتماعي هستند كه مطرح شد. يعني تعمق در سؤالات بيست‌گانه مطرح شده اين حقيقت را آشكار مي‌سازد كه هر يك از اين سؤالات خود سرمشقي است براي انديشيدن و يافتن جواب براي آنها به منزله حل يكي از معضلات اجتماعي و فرهنگي. در مورد مسائل اجتماعي سؤالاتي نظير اينكه چرا در بعضي از شهرها آمار طلاق افزايش داشته است؟ چرا قانون‌گريزي زيادتر شده است؟ چرا سبك زندگي از الگوي اصلي انحراف يافته است؟ همه و همه دغدغه‌هاي فرهنگي موجود در جامعه مي‌باشد كه در مجموع كليه دست‌اندركاران با يافتن پاسخ‌هاي آنها مي‌توانند از بروز ناهنجاري‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي بيشتر جلوگيري نمايند. در موضوع سبك زندگي در حقيقت هجوم ناتوي فرهنگي براي ايجاد الگوهاي فرهنگي كاذب در راستاي تغيير سبك زندگي به ويژه در ميان جوانان از نظر پوشش، آرايش، پيرايش و حتي تفكر جاي تعمق و تأمل دارد. به نظر مي‌رسد افزايش طلاق و افزايش فرهنگ مصرف‌گرايي و بقيه سؤالات ديگر نيز هر يك بايد توسط كارشناسان به چالش كشيده شده و براي آنها پاسخ‌هاي متناسبي يافته شود. متأسفانه در اين رهگذر برخورد عجولانه با سؤالات ياد شده يا اينكه يافتن پاسخ‌هايي براي سؤالات از اين نظر جالب است كه بعضي فقط مي‌خواهند پاسخي براي آنها يافته يا اينكه از سر عجله كاري انجام داده باشند. 

با توجه به پيشرفت‌هاي تكنولوژيكي كه در حال حاضر در جريان است طبيعتاً زندگي انسان‌هاي قرن بيست و يكمي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. در واقع استفاده از تكنولوژي و استفاده از علم روز باعث تغييرات اختياري يا جبري در زندگي افراد خواهد شد و بالطبع اين تأثير‌پذيري‌ها برخي هنجارها و ارزش‌ها در بين افراد جامعه تسري پيدا مي‌كند. به نظر شما چه موازين و مواردي را بايد مورد مداقه و توجه بيشتر قرار بدهيم كه در جريان تحولات عصر حاضر بتوانيم اصل سبك زندگي خودمان (زندگي بر اساس اصول ايراني - اسلامي) را هم حفظ كنيم؟
دكتر نيرومند: اين تكنولوژي كه امروز وجود دارد ۳۰۰ سال پيش هم باز تكنولوژي رايج در آن دوره و زمان خودش، حال نه با اين گستردگي امروزي، وجود داشته است. خب ما تجربه تاريخي داريم و يك كشور فرهنگي هستيم. يك مثالي كه مايل هستم در اين زمينه مطرح كنم شايد در ظاهر خيلي ساده به نظر برسد اما بيشتر از هر چيز نوع نگاه مورد نظر بنده است و بگويم كه چطور مي‌شود در همه شئونات زندگي‌مان با وجود تكنولوژي مي‌توانيم به اصول اصلي فرهنگمان مقيد بمانيم. شما اگر قبرستان تخت فولاد اصفهان را ببينيد، خواهيد ديد كه بر روي اين قبرها حوضچه‌هاي كوچكي تعبيه شده است. اين حوضچه‌ها انگار كه يك شكل خاصي هستند و معناي خاصي هم دارند. وقتي كه يك آبي روي قبر ريخته مي‌شود يا هنگامي كه باران مي‌بارد درون اين حوضچه‌ها آب جمع مي‌شود؛ تا شايد پرنده يا گنجشكي بيايد و از آن آب بخورد. ببينيد نوع نگاه ما به هستي و موجودات اطراف‌مان اينگونه است؛ اين نوع نگاه در معماري گذشته ما تجلي داشته است. اين گونه مسائل در طراحي ليوان، پارچ، قالي، كوبه‌هاي درب، درب‌هاي قديمي منازل و همه وسايل نوعي هماهنگي و وحدت كه برگرفته از وحدت وجودي هست تجلي داشته است. هر چقدر هم تكنولوژي بيايد با اين مفاهيم كلي كه مغايرتي ندارد و مي‌شود آنها را هماهنگ كرد. فرض بكنيد در حوزه طراحي صنعتي آيا مبحث انساني كردن محيط با كالاهاي صنعتي، كه ما بايد بگوييم ايراني – اسلامي كردن كالاها، امكان آن وجود ندارد؟ جواب مثبت است. چطور ژاپني‌ها دارند اين كار را انجام مي‌دهند! ژاپني‌ها بسياري از مباني تكنولوژيكي را در اختيار فرهنگ خودشان قرار داده‌اند (البته تا حدودي). به نظرم ما بايد تكليف‌مان را با اين معماري‌هاي بسيار وحشتناك مشخص كنيم. 

اين مطالبي را كه جنابعالي مطرح كرديد اقوال صحيح، منطقي و درستي هستند اما بشر في ذات نفسه تنوع‌طلب، طالب آسايش، زيبايي و تبرج كردن است. ضمن اينكه در مبحث معماري جديد آنچه كه آنها را جالب و مجذوب‌كننده كرده است بهره‌گيري و وجود برخي زيبايي‌هاي بصري در سازه‌هايي با معماري نوين است كه تا حدودي تابعي از حس تنوع‌طلبي و خودنمايي بشر در مواجهه با ديگران هستند. آيا گمان نمي‌كنيد اين مباحثي كه مطرح كرديد با نكاتي كه بنده اشاره كردم ايجاد تضاد و تباين مي‌كند؟ 

دكتر نيرومند: البته درست است اين نوع مسائل در يك انديشه سرمايه‌داري كه مبحث و جايگاهي تحت عنوان «خدا» در آن ديده نمي‌شود، همه اين خواص و منافع تبديل به مضار و مشكلات خواهد شد. شما اگر مي‌خواهيد كه معماريتان را مطابق با فرهنگ ديني‌تان طراحي كنيد داستان ديگر خيلي متفاوت خواهد شد. ضمن اينكه هيچ كس مخالف تنوع‌طلبي نيست، چه اينكه تنوع‌طلبي در بسياري از عناصر سنتي ما به صورت همزمان تنوع و وحدت وجود دارند و اينگونه نيست كه همه چيز به‌صورت يكسان و يك شكل بوده باشند. موارد متنوع‌اند و در عين تنوع، وحدت هم دارند كه البته زيبايي به اصطلاح يك تعبيري كه از گذشته تا امروز پايدار مانده است كه مورد قبول همگان نيز هست و آن «وحدت در عين كثرت» است. بنابراين اين حس خاصه و فطري انسان را مي‌توان بدون هيچ اشكالي مرتفع كرد. متأسفانه مشكل كار ما اين است كه هيچ تلاشي نمي‌كنيم، من هميشه صحبتم اين است كه در اين سي و چند سالي كه از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد ما يك معماري يا سينمايي داريم كه به آن افتخار كنيم؟ تاريخ گواه اين است كه قالب‌هاي هنري ظرفيت «خودي‌سازي» را دارند، همانگونه كه در شعر، معماري و نقاشي ما اين كار را انجام داديم. سينما را هم در همين قالب مي‌توان اصلاح و «خودي‌سازي» كرد به شكلي كه در خدمت فرهنگ، دين و سنت كشورمان باشد. همه چيز امكان‌پذير است اما نگاه استراتژيك نداشتيم و ما در اين سال‌ها هيچ تلاشي نكرديم تا اينگونه موارد را بياوريم و پس از هضم درون سيستم فرهنگي و سنتي كشورمان، مطابق با ذائقه ايراني – اسلامي نوع جديد و متناسبش را ارائه كنيم. 

نگاه و تفكر دين اسلام در رويكردهاي اجتماعي و با محوريت ترويج نحوه و سياق زندگي چه تفاوتي با ارزش‌هاي رايج در جوامع غربي دارد؟ 

دكتر ابهري: متأسفانه در هر مقطع از تاريخ و هر جا كه مسلمانان بالاخص شيعيان از تفكرات و ارزش‌هاي مذهبي خود فاصله گرفته‌اند دچار گمراهي و سردرگمي فرهنگي و اجتماعي گرديده‌اند. از آنجا كه غلط بودن تفكر غربي و تغيير سبك زندگي مي‌تواند به تخريب ارزش‌هاي اصيل فرهنگ اسلامي منجر شود يافتن الگوهاي مناسب براي انديشه و ارزش‌هاي اسلامي براي سبك زندگي مي‌تواند مناسب باشد. همچنين از آنجا كه زندگي غربي و غيراسلامي بر اساس دو اصل «سود و لذت» استوار بوده و بر محور غرايز حيواني اضافه مي‌شود جوامع اسلامي به ويژه جامعه انقلاب اسلامي ايران بايد سبك زندگي ويژه‌اي براي خود انتخاب كند. خوشبختانه به اندازه كافي الگو و نمادهاي رفتاري در اين زمينه موجود مي‌باشد. 

با توجه به اينكه در ايام محرم و صفر قرار داريم فكر مي‌كنيد فرهنگ عاشورايي و واقعه عاشورا به معني اعم و اتمّ آن چه كمكي مي‌تواند بكند به نحوه اصلاح سبك زندگي اسلامي كه مورد نظر مقام معظم رهبري هست؟ 

دكتر نيرومند: يكي از دلايلي كه باعث از بين رفتن سنت و سبك زندگي اصيل ما شده است، همين برنامه‌هاي مذهبي ماست. فرهنگ مذهبي و عاشورايي توانسته است جلوي بعضي از انحرافات ما را بگيرد اما نوع نگاه ما به واقعه عاشورا بايد قدري متنوع‌تر باشد و از زواياي مختلفي به آن نگاه بكنيم.
مثلاً چطور مي‌شود كه شعارهاي عاشورايي را در معماري وارد كرد؟ اين كاري شدني است اما هيچ كاري در اين زمينه انجام نداده‌ايم. شما كدام يك از شعارهاي زيبا را ديده‌ايد كه در مسير اتوبان‌هاي كشور به شكلي زيبا، هنري و جذاب كار بشود؟ بايد بخش‌هاي ديگر عاشورا را هم ببينيم. الان فقط ذكر مصيبت و عزاداري عاشورا كه بسيار مهم هم هست پررنگ‌تر است. لازم است به قول شهيد مطهري كه گفته‌اند بايد شعارهاي عاشورا در زندگي ما بيايد، اين اتفاق با كمك قالب‌هاي متعدد هنري قابل انجام است. به طور مثال در قالب نقوش زيبا وارد زندگي افراد شود، با تصويرگري اين كار شدني است، مي‌توان مباحثي را به‌صورت تصوير و متن در كتب درسي وارد كرد. به طور كلي بايد تلاش بكنيم كه عاشورا و فرهنگ عاشورايي محصور در يك مراسم صرفاً عزاداري نماند و با كارهاي هنري آن را وارد زندگي همگان بكنيم. 

آيا سبك زندگي حضرت اباعبدالله الحسين را مي‌توان در قالب عملي سبك زندگي اسلامي با قيد آزادگي و سعادتمندانه بودنش مطرح كرد؟ 

دكتر نيرومند: حتماً مي‌شود. ما در يك دوره تاريخي مثل ايام پيروزي انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس اين تبلور و تأثير را ديده‌ايم. هر كدام از كساني كه آن ايام را زندگي و درك كرده باشند قطعاً سبك زندگي با قيد آزادگي و سعادت را ديده‌اند. ما تا حدي شمايل و شمه‌اي از ياران اباعبدالله را در بين رزمندگان‌مان داشته‌ايم و ديديم كه مي‌توانيم مانند صلحا زندگي سالم و سرافرازانه‌اي داشته باشيم. مي‌توان باز هم همان فرهنگ عاشورايي زمان جنگ را كه باعث پرورش جواناني با روحيه حسيني شده بود دوباره ترويج و تبيين كرد و با ترجمان امروزي يك فرموليزاسيون جديد براي زندگي در سايه سبك اسلامي به وجود آورد. 

آيا مي‌شود از زندگي ائمه (ع) (با توجه به شرايط زماني) براي زندگي امروزي سبك و سياقي عملي استخراج كرد كه پاسخگوي نيازهاي افراد جامعه و سبك زندگي آنها باشد؟ 

دكتر ابهري: بله. اولين الگوهاي اخلاقي وجود نازنين حضرت رسول اعظم(ص) و سپس ائمه اطهار(ع) مي‌باشد. اينك كه در ماه محرم‌الحرام قرار داريم زيست مؤمنانه و تفكرات اصيل، سازنده و خلاق حضرت امام حسين (ع) يكي از ويژه‌ترين الگوها براي انتخاب سبك زندگي است. مفهوم زندگي عاشورايي يعني اينكه هيچكدام از مسلمانان زير بار ظلم نمي‌روند، نه ظلم مي‌كنند و نه مظلوم واقع مي‌گردند. وقتي يك‌نفر، يك انسان اين تفكر را مبناي اصلي زندگي، خلق و خوي اجتماعي و فردي خود قرار دهد هيچ‌گاه به حقوق شهروندان ديگر تجاوز و تعدي نمي‌كند. دوم اينكه براي رسيدن به هدف مخصوصاً اهداف الهي و متكامل انسان نبايد از مرگ‌ هراسي به دل راه بدهد چرا كه در هر صورت همه ما يك روزي خواهيم مرد؛ پس چه بهتر كه انسان در راه تحقق آرمان‌هاي خويش جانش را فدا كند. در مرحله بعدي و اصلي اينكه امام حسين (ع) در راه اصلاح ناهنجاري‌هاي جامعه خود از فدا كردن جان و خانواده و عزيزانش دريغ نورزد. براي كسب و جلب رضاي خداوند و مقابه با تباهي‌ها انسان بايد تمام اقلام ارزشمند خود را در طبق اخلاص قرار بدهد. بنابراين انتخاب سبك زندگي بر مبناي تفكر عاشورايي يكي از موفق‌ترين، منسجم‌ترين و محكم‌ترين الگوهاي تداوم حيات هر انسان مخصوصاً انسان‌هاي ارزش‌محور و خدا‌مدار مي‌باشد. از آنجا كه قيام عاشورا عليه ستمگران زمان مي‌تواند در هر مقطعي از زمان و مكان الگوي رفتاري باشد، در حال حاضر مبارزه با استكبار و عدم پذيرش زورگويي‌هاي آنها يكي از فوايد و آثار فرهنگ و سبك زندگي عاشورايي خواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار