
حضور فوتباليستهاي ايراني در ليگهاي معتبر اروپايي سالهاست كه كمرنگ شده است. به جز جواد نكونام كه چند سالي در اوساسونا توپ زد و مسعود شجاعي نيمكتنشين اين تيم اسپانيايي. مدتهاست كه هيچ فوتباليستي از كشورمان نتوانسته خود را در حد و اندازه يكي از تيمهاي فوتبال قاره سبز نشان دهد.
به عقيده بسياري از كارشناسان نداشتن لژيونر در تيمهاي درجه يك يكي از علتهاي مهم پسرفت فوتبال ايران است. بعد از جام ملتهاي ۱۹۹۶ و ظهور نسل طلايي فوتبال ملي كشورمان حضور بازيكنان ايراني در اروپا شدت گرفت. علي دايي، مهدويكيا، خداداد عزيزي و خيليهاي ديگر به آلمان رفتند و اغلب نيز توانستند در تركيب تيمهايشان مفيد باشند. يكي دو بازيكن هم در ليگ جزيره داشتيم، هر چند كه جز نيمكتنشيني و سكونشيني به موفقيت ديگري دست نيافتند اما حضور فرماليته روي نيمكت در اين تيمها نيز به بالا رفتن سطح فوتبال كمك بسياري كرد. درست پس از جامجهاني ۲۰۰۶ آلمان ركود فوتبال ملي و باشگاهي ايران با كمرنگ شدن حضور فوتباليستهايمان در اروپا آغاز شد. تا آنجا كه امروز به غير از شجاعي مصدوم و نيمكتنشين و دورگههاي خارجي هيچ بازيكني در اروپا نداريم.
در اين ميان مذاكرات دنبالهدار مديرعامل پرسپوليس با مسئولان باشگاه آث ميلان بارقههايي از اميد را در دل فوتبال عقب مانده ما روشن كرده است. رويانيان يك هفتهاي است در ايتاليا با مقامات فوتبال اين كشور عكس يادگاري مياندازد و خبر از صادرات بازيكن به ايتاليا ميدهد. اينكه چند بازيكن پرسپوليس مد نظر باشگاههاي كشور چكمهاي هستند و كريمانصاريفر از نظر مسئولان آث ميلان اسطوره فعلي فوتبال ايران است از جمله ادعاهايي است كه اين مديرعامل پر سر و صدا مطرح كرده است!
شكي نيست در اين چند روز يك سؤال در ذهن هواداران دو آتشه قرمزها و ديگر فوتبالدوستان كشورمان نقش بسته؛ فوتباليستهايي كه با دستمزدهاي آنچناني نتوانستهاند براي پرسپوليس مثمر ثمر باشند و انتظارات هواداران را برآورده كنند چگونه دل ايتالياييها را بردهاند!
اين در حالي است كه در چند سال گذشته صادرات فوتبال ما به كشورهاي حوزه خليجفارس محدود شده است. فوتباليستهاي ايراني كه دستمزدهاي باشگاههاي كشورمان راضيشان نميكند يك فصل به امارات يا قطر ميروند و پس از آنكه سطح فوتبالشان از سطح فوتبال ايران هم پايينتر آمد با كولهباري از ادعا برميگردند و انتظاردارند در تيم ملي نيز پست ثابتي به آنها داده شود. با اوضاعي كه فوتبال خراب ما دارد بعيد به نظر ميرسد ترانسفرهايي كه رويانيان وعدهاش را داده به حقيقت نزديك شوند. تعامل با باشگاههاي مطرح تنها به گرفتن عكس، اهداي پيراهن تيم و وعدههاي سرخرمن محدود نميشود. حال آنكه به نظر ميرسد سفر اخير مديرعامل پرسپوليس بيشتر جنبه تبليغاتي دارد. هيچ بعيد نيست مديرعامل استقلال نيز براي آنكه از رقيبش عقب نماند سفري چند روزه به آلمان ترتيب داده و او هم چند وعده دل فريب به هواداران دهد.
تعداد لژيونرهاي ژاپني و كرهاي روز به روز بيشتر ميشود در صورتي كه فوتبال كند و كسلكننده ايران خريداري ندارد، نه تنها در اروپا بلكه عربها نيز انگار از اين نوع فوتبال ايرانيها خسته شدهاند. پرطرفدارترين رشته ورزش ايران تشنه تحولي عظيم است؛ تحولي كه اي كاش با انتقال بازيكنان فوتبال ما به تيمهاي درجه يك همراه شود.