کد خبر: 499439
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
نگاهي به رمان «سه كاهن» نوشته مجيد قيصري
حميد نورشمسي
مجيد قيصري چندان اهل بلندگويي نيست، بلندنويس هم نيست، هرچند هرگاه داستان بلندي هم از او خوانده‌ايم، متن دندان‌گيري نصيب‌مان شده است، به عنوان مثال تبحر وي در تابوشكني و بسط يك روايت اجتماعي از دفاع مقدس در «باغ تلو» يا توانايي او در غافلگير كردن مخاطب در مقدمه «شماس شامي» و انتخاب زاويه ديدي بسيار دقيق در اين رمان شاهد مثالي از فعاليت‌هاي او هستند كه در كمتر كاري از نويسندگان هم‌رده او تكرار شده است. 

قيصري گرچه بيشتر با داستان‌هاي كوتاه جنگي‌اش شناخته شده اما او در سال‌هاي اخير نشان داده است كه هرگاه سوژه‌اي قابليت فراگيري اجتماعي مانند جنگ را براي مخاطب در ذهن او به خود بپذيرد، در تبديلش به داستان درنگي نكرده و بدون شك بايد منتظر رخ دادن يك اتفاق تازه از او در اين زمينه باشيم. 

اگر «شماس شامي» و انتشار آن در ميان آثار قيصري يك اتفاق و هوس نويسندگي براي خروج از سوژه‌اي شمرده مي‌شد كه نويسنده با آن در جغرافياي ذهني مخاطبش شكل گرفته است، بدون شك تأليف و انتشار رمان «سه كاهن» كه اين روزها به همت انتشارات عصر داستان روانه بازار كتاب شده است را بايد گام محكمي از سوي او در تحكيم مسير تازه قيصري در نويسندگي دانست؛ مسيري كه ديگر نمي‌توان آن را يك هوس نوشتاري ناميد و بدون شك نماينده بعد ناشناخته‌اي از او در مقام مولف براي مخاطبانش دارد. 

«سه كاهن» از چند وجه مخاطب خود را غافلگيرانه به وجد و شعف مي‌آورد و او را وا مي‌دارد كه رمان را بي‌محابا تا پايان ماجرايش دنبال كند.
قيصري در سه كاهن به سراغ سوژه‌اي مي‌رود كه تا پيش از او در كمتر اثري از نويسندگان پس از انقلاب اسلامي حتي نشانه‌اي از آن را مي‌توان يافت. شخصيت‌محوري داستان او در سه كاهن پيامبر اكرم(ص) است؛ پيامبري كه قيصري در صفحه‌اي از رمان شرح يك روز از زندگي وي را در سن چهارسالگي روايت مي‌كند و در آن ماجراي طمع سه كاهن مسيحي به جان پيامبر خردسال را به تصوير مي‌كشد؛ داستاني كه خط ساخت آن تنها يك روايت داستاني قديمي و البته مستند است. سه كاهن با مطالعه نشانه‌هاي تولد و حضور پيامبر خاتم در كمين جان وي نشسته‌اند تا او را از راهش بازدارند و در اين ميان حليمه كه به شكلي ناخواسته شيفته پيامبر خردسال شده است، او را از اين خطر دفع مي‌كند و تمامي اين فراز و فرود نفسگير در يك روز رخ مي‌دهد. 

از طرف ديگر قيصري با مهارت هرچه تمام‌تر و با چيره‌دستي در حالي از پيامبر داستان مي‌نويسد كه هيچ‌گونه گفت‌وگو يا ديالوگ از شخص وي در طول داستان روايت نمي‌شود. در واقع پيامبر خردسال شمع محفل شخصيت‌هاي داستاني است و او با تعريف رابطه‌اي كه اطرافيانش با وي دارند در ذهن مخاطب جاي مي‌گيرد كه در برخي از فصول رمان به زيبايي هرچه تمام‌تر اين معرفي به تبشير نويسنده از نوع رحمت پيامبر براي خانواده دايه خود منتهي مي‌شود. توصيف بارور شدن زمين و مرتع براي گوسفندان همسر حليمه در زماني كه محمد(ص) با فرزند حليمه گوسفندان را به چرا مي‌برد، تنها يك نمونه از اين توصيف به شمار مي‌رود. 

سه كاهن رماني ديالوگ‌محور است. قيصري در اين اثر سعي كرده است با استفاده از جملات كوتاه و بريده فضايي نفسگير و در عين حال، تعليقي را براي مخاطب خود به تصوير بكشد و او را به عنوان يك ناظر حاضر در تمامي صحنه‌هاي رويداد رمان به تب و تاب بيندازد. 

او براي اين كار با چيره‌دستي نام راويان را از ابتداي ديالوگ در متن داستان حذف كرده است و اجازه مي‌دهد كه مخاطب خود به عنوان ناظر داستان پيگير و تصويرساز اين ديالوگ در برابر ديدگان خود باشد.
قدرت توصيف نويسنده در سه كاهن به رغم اينكه در طول داستان به اندازه‌اي كافي توانسته محيط رخداد داستان را وصف و آن را به خدمت يك عكس‌العمل كوتاه از مخاطبانش درآورد، در مواردي در طول داستان به ويژه در فصل نخست و ورودي جذابيت و كشش و هيجان روايت را از مخاطب دريغ مي‌كند. قيصري در موارد متعددي هيجان رخداد را از زبان راوي و نه به صورت سوم‌شخص روايت مي‌كند و شايد اين شيوه از روايت است كه كمي مخاطب را دچار سردرگمي در پيگيري روايت داستاني مي‌كند.
سه كاهن با اين وصف و بدون هيچ ترديدي يك اتفاق در حوزه داستان‌نويسي ايران پس از انقلاب اسلامي است؛ اتفاقي كه بكر بودن مضمون و شيوه روايت را توأمان براي مخاطب به ارمغان مي‌آورد و در نهايت منجر به خوانش متني مي‌شود كه پس از تورق آخرين صفحه از آن از حافظه و قفسه كتابخانه مخاطب بيرون نخواهد رفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار