با هرچه ادامهدارتر شدن اين وضعيت اكسيژن بيشتري از بخشهاي سالمتر كشيده ميشود. اگر بانك مركزي اروپا نقش خود را تاكنون به درستي بازي نميكرد، نبود صلح باعث به وجود آمدن يك جنگ اقتصادي و مالي تمامعيار ميشد. اين بانك با مديريت ماريو دراگي حداكثر زمان ممكن را براي دولتها خريده تا هرچه بيشتر كارهاي خود را با يكديگر هماهنگ كنند. بانك مركزي اروپا اين كار را با تكيه بر اقداماتي ابتكاري انجام داده است تا ترازنامه انعطافپذير خود را براي دولتهاي تحت فشار، سرمايهگذاران خصوصي ترسيده از ريسمان سياه و سفيد و سپردهگذاران فراري بانكها تا جاي ممكن تغيير دهد. گارا افونسو خطمشي دولتها در پرداخت بهره بانكي كه از ذخاير اضافه بانك مركزيشان به دست آمده را نيز بررسي ميكند. در پاييز سال ۲۰۰۸ دولتها خطمشي جديدي را به روشهاي اجراي سياستهاي پولي خود افزودند. به طور خاص در نهم اكتبر ۲۰۰۹ مؤسسات سپردهگذاري امريكايي سودهايي را به خاطر نگه داشتن پولشان تنها در يك شب در بانك مركزي ايالات متحده به دست آوردند.
چند بانك مركزي ديگر مانند بانك مركزي اروپا، كانادا، انگليس و استراليا نيز چنين تسهيلاتي را براي سپردهها در نظر گرفتند كه به بانكها اجازه ميداد سود را به ازاي نگهداري اعتبار در هر روز به صاحبان حساب پرداخت كنند. مزاياي اين روش جديد و در حال حاضر ذخاير بيش از ۴/۱ تريليون دلاري و حساب و كتاب براي نزديك به ۹۵ درصد از تمام هزينههاي اين ابزار جديد در محيطي كه در آن ذخاير مازاد در ايالات متحده وجود دارد در ادامه بحث خواهد شد. استن كولندر در مورد نوع ذخيرهاي كه با استفاده از سكههاي دلار به دست ميآيد با ديده ترديد مينگرد. ذخيره تنها زماني رخ خواهد داد كه سكههاي دلار نسبت به چاپ خود دلار صرفه اقتصادي داشته باشند. تنها در صورتي جوابگو خواهد شد كه مصرفكنندگان به اين روش كه تاكنون روي خوشي به آن نشان ندادهاند علاقهمند شده و خردهفروشان هم ميل داشته باشند هزينههاي زيادي را كه ميپردازند توسط سكههاي دلار با ارزش بسيار بالا باشد. اين مسئله حدس يا فرضيه نيست. با توجه به تجربيات و بدون توجه به اينكه تا چه حد سكه حس داشتن پول را در تئوري بالا ميبرد و بدون توجه به اينكه مصرفكنندگان تا چه حد بگويند كه كار با سكه را دوست دارند (نظرسنجيهاي صورت گرفته در سال ۲۰۰۰ نشان دادند كه سكهها از محبوبيت بالايي برخوردارند)، وفاداري به اسكناس دلار بسيار بالا بوده و تقريباً اشتياق خيلي كم يا تا حد صفري براي تعويض اسكناس به سكه وجود دارد.
خردهفروشان كه مسئوليت رسيدگي به مقدار زيادي از پول نقد (فكر ميكنم ۷ تا ۱۱ درصد) را دارند نشان دادهاند كه تمايلي به پرداخت هزينه اضافي نگهداري سكههاي تحويل داده شده به فروشگاهشان را نداشته باشند. شركتهاي توليد و حامي ماشينهاي فروش خودكار نيز كه در دهه ۹۰ لابي گستردهاي براي حمايت از سكه انجام دادند قبول نخواهند كرد كه تجهيزات خود را دوباره طوري بازسازي كنند كه قادر به تشخيص دلار طلايي باشند، آنها از وزارت خزانهداري خواستند كه اين كار را برايشان متقبل شود اما با رد اين درخواست از سوي وزارت خزانهداري ميل و اشتياق اين شركتها نيز تا حد بسيار زيادي فروكش كرد.