
نامه گيدو وستروله در نگاه اول بيشتر به يك پز سياسي شبيه است، ولي اگر نحوه برخورد برلين با تهران راطي هفتهها و ماههاي اخير رصد كنيم، ممكن است به نتيجهاي متفاوت برسيم: قطار آلماني نميخواهد در ريل تحريمهاي اروپا حركت كند، هرچند كه اين حركت آلمان را ميتوان يك ژست حقوق بشردوستانه براي ادامه صادرات انبوه دارو و تجهيزات پزشكي دانست. آلمان بزرگترين صادركننده اين اقلام به ايران است.
روزنامه فرانكفورتر آلگماينه روز يكشنبه نامهاي از وزير امور خارجه آلمان را منتشر كرد كه گيدو وستروله درآن از بانكهاي كشورش خواسته اجازه نقل و انتقالات مالي مرتبط با مسائل حقوق بشري و بشردوستانه با ايران را بدهند. وستروله در نامهاش به بانكهاي اين كشور گفته كه اين بانكها بايد به مسدود كردن نقل و انتقالات مالي با بانكهاي ايراني پايان دهند، زيرا اين كار مانع از ورود دارو و كالاهاي پزشكي به ايران شده است.
اين نامه را اميلي هابر، يكي از ديپلماتهاي وزارت خارجه آلمان به رئيس انجمن فدرال تعاوني بانكهاي آلمان فرستاده و از بانكهاي اين كشور خواسته بررسي كنند و ببينند كه از چه طريق ميتوان به تسهيل نقل و انتقالات مالي با بانكهاي ايراني براي اهداف بشردوستانه كمك كرد. هابر در اين نامه نوشته كه البته به وضوح مشخص است كه تعدادي از بانكهاي آلمان در حال حاضر با توجه به وضعيت سياسي جاري و تحريمهاي اتحاديه اروپا، از انجام اين اقدامات و نقل و انتقالات مالي با بانكهاي ايراني سر باز ميزنند. در اين نامه آماده است: تحريمهاي اتحاديه اروپا، به هيچ وجه قصد فشار بر شهروندان ايراني را ندارد و در نتيجه كالاهاي اساسي و دارو از تحريم اتحاديه اروپا مستثني شدهاند.
اين نامه كه با يك فاصله سي و چند روزه از سفر هيئت پارلماني آلماني به تهران، آن هم فقط يك روز بعد از لغو سفر هيئت پارلماني اروپا منتشر شده، در كنار برخي تحولات هفتههاي اخير، در تهران اين طور تعبير شده كه دولت مستقر در برلين قصد ندارد تابع النعل بالنعل جا پاي تحريمهاي امريكا و حتي اروپا بگذارد و البته نميتواند زيان توقف صادراتش به ايران را تحمل كند.
از برلين تا ۴۰ كيلومتري ديمونا
فقط چند روز بعد از سفر هيئت پارلماني آلمان، منابع اسرائيلي گزارشي منتشر كردند كه نشان ميداد مناسبات تجاري آلمان با ايران، با وجود تحريمها تغيير چنداني نكرده است. . بر اساس اين گزارش، در حالي كه صادرات آلمان به ايران در سال ۲۰۰۵( اولين سال احمدي نژاد)۳۷/۴ ميليارد يورو بوده، اين ميزان در سال ۲۰۰۸ به ۹/۳ميليارد يورو رسيده و در سالهاي ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ به ۷۸/۳ ميليارد رسيده است. اين صادرات در سال ۲۰۱۱، ۰۸/۳ ميليارد يورو بوده است و طي ماههاي اخير هم تغيير چنداني نكرده است.
اين به خصوص از اين جهت اهميت داشت كه پيش از آن گزارشهاي مختلفي در اين باره منتشر شده بود كه نشان ميداد شركتهاي آلماني چندان مايل به اجراي تحريم هايي نيستند كه اروپا عليه ايران اعمال ميكند. اواسط اكتبر، درست چند روز بعد از نفوذ پهپاد حزبالله به ۴۰ كيلومتر يديمونا، روزنامه اسرائيلي يديعوت احرونوت ادعا كرد كه قطعات هواپيماي بدون سرنشين حزب الله لبنان از آلمان خريداري شده است. به نوشته اين روزنامه، قطعات هواپيماي مذكور توسط ايران از شركتهاي آلماني زيمنس و باكستيگل خريداري شده است. همچنين برخي منابع اروپايي گزارش دادند كه شركت زيمنس برخي ادوات صنايع پتروشيمي ايران را تامين ميكند.
هرچند اكثر اين گزارشها را منابعي اسرائيلي منتشر كردند كه به مناسبات برلين با تهران بعد از سفر هيئت پارلماني سه نفره به رياست بيژن جيرسرايي عضو ايراني پارلمان آلمان حساس شده بودند، ولي واكنش مقامهاي ايراني به اين سفر نشان داد كه اين موضوع چندان بيراه نيست. نكته مهم اين بود كه توماس فيست عضو دوم اين هيئت، از حزب مركل و آنجليكا گرف نماينده سوسيال دموكراتها بود؛ موضوعي كه ميتوانست منعكسكننده تمايل پشت پرده دولت آلمان به خراب نكردن همه پلهاي بين تهران- برلين باشد.
علاء الدين بروجردي رئيس كميسيون سياست خارجي و امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي بعد از سفر هيئت آلماني گفت: تصميم دولت آلمان براي اعزام هيئت پارلماني به ايران نشان دهنده اين است كه برخلاف پارلمان اروپا كه سفر هيئت خود را تحت فشار صهيونيستها لغو كرد، پارلمان آلمان مستقل است.
ايران، جزو مناطق نوع سوم؟
معلوم نيست كه در مذكرات هيئت پارلماني آلمان به تهران چه بحثهايي مطرح شده، ولي تحولات روزهاي اخير نشان ميدهد كه برلين سعي دارد به شيوهاي كه براي شركاي اروپايي و امريكايياش حساسيتبرانگيز نباشد، به اين رويكر خود ادامه بدهد. ديروز همزمان با انتشار نامه وزير خارجه آلمان به بانكهاي آلماني، دكتر ارسلان قرباني، معاون وزير علوم در امور بينالملل به انعقاد تفاهمنامه همكاري ميان ايران و مؤسسه آلماني DAD و اجرايي شدن آن اشاره كرد و گفت كه دفتر اين مؤسسه آلماني براي اعزام دانشجو به آلمان، در دانشگاه شهيد بهشتي ايجاد خواهد شد.
مجموع اين اقدامات دولت خانم مركل اين سوال را به وجود آورده كه ساز متفاوت آلمان با اروپا و امريكا به خاطر چيست؟ ناظران سياسي در تهران و اروپا معتقدند كه برخورد متفاوت دولت خانم مركل با تحريمهاي ايران، به رويكرد متفاوت آلمان در خاورميانه برمي گردد؛ رويكردي كه بعد از اعلام تغيير جهت امنيتي امريكا از خاورميانه به شرق آسيا به طور برجستهتري قابل ملاحظه است.
منابع سياسي در اروپا ميگويند كه دولت آلمان در بين دولتهاي بحران زده اروپايي، تنها بازيگري است كه ميتواند تا حدودي خلأ امنيتي امريكا در خاورميانه را پر كند. در همين چارچوب، هر چند آلمان در نقاطي مانند افغانستان و لبنان و حتي سوريه تقريباً همان نقشي را بازي خواهد كرد كه امريكا در حال ايفا كرد است، ولي به نظر ميرسد، آلمانها در ايران سعي دارند نقشي متفاوت ايفا كنند. سايت اينترنتي ترامپت روز ۲۸نوامبر در گزارشي با عنوان « آلمان در حال ظهور به عنوان بازيگر كليدي خاورميانه» مينويسد:«روز ۱۹ نوامبر، دو روز قبل از اينكه هيلاري كلينتون وزير امور خارجه امريكا به منطقه بيايد، گيدو وستروله به منطقه آمد و به ديدار نتانياهو و محمود عباس رفت. او بعد از ملاقات با نتانياهو گفت كه ايجاد آتش بس يك اولويت براي برلين است.»
به نظر ميرسد آلمانها در برخي نقاط پا جا پاي امريكا ميگذارند، در بعضي جاها سعي درند از واشنگتن پيشي بگيرند و در برخي مناطق هم ميكوشند بازي متفاوتي داشته باشند:آيا ايران جزو مناطق نوع سوم نيست؟