براي درك «دست برتر ايران»در روند تحولات منطقه، آن گونه كه مقام معظم رهبري در روز سهشنبه گذشته (۷/۹/۹۱) در ديدار با فرماندهان نيروي دريايي ارتش بر آن تأكيد كردند، اگرچه بايد روند تاريخ تحولات منطقه را به ويژه پس از فروپاشي رژيم شاهنشاهي و پيروزي انقلاب اسلامي مورد بررسي قرار داد، اين بررسي مجال ديگري را ميطلبد. اما شايد تحولات بعد ازحادثه ۱۱ سپتامبر در آغاز قرن بيست و يكم، گردانندگان كاخ سفيد را بر آن داشت تا با حضور و دخالت فعالتر در مسائل منطقه كه اذعان به شكست سياستهاي قبلي را نيز در پي داشت، كوشيدند تا ضمن مهار روند پرشتاب گسترش و نفوذ حركت انقلاب اسلامي منافع راهبردي امريكا را در منطقه تضمين كنند.
طرح دكترين خاورميانه بزرگ و دكترين اقدام پيشدستانه كه در وراي خود حمله به افغانستان و عراق را در پي داشت، چند هدف راهبردي را از جمله تضمين امنيت رژيم صهيونيستي، ملتسازي و دولتسازي براساس اصول ليبراليسم غربي و تسلط بر منابع نفتي و غني اقتصادي منطقه خاورميانه و مهمتر از آن مقابله و مهار رشد بيداري اسلامي در منطقه را دنبال ميكرد؛ راهبردي كه در قالب پروژه ملتسازي جنگشيعه و سني و تشديد اختلافات قومي را هدف گرفته بود. در راستاي اين راهبردها و در پي حمله امريكا به افغانستان و عراق، كاندوليزا رايس وزير خارجه وقت امريكا با سرمستي از پيروزي اوليه در اين دو جنگ، در جمع وزراي خارجه كشورهاي اروپايي مدعي شده بود كه در افغانستان و عراق دو دولت نمونه ليبرال دموكراسي ايجاد خواهند كرد تا مردم ايران به تأسي از آن خود حكومت خود را تغيير دهند. در جريان جنگ ۳۳ روزه نيز بوش رسماً اعلام كرده بود كه اين جنگ مدل كوچك شده جنگ ايران و امريكا نيست و وعده داد كه امريكا پس از پيروزي در اين جنگ سراغ ايران خواهد رفت.
اگرچه امريكا براي تحقق راهبردهاي خود در منطقه و به ويژه در مقابله با ايران تمامي راهكارهاي مختلف، از تهديد نظامي، تروريسم و تهديد امنيتي، تحريم فلجكننده اقتصادي و... را به كار گرفت، اما شكست در جنگ افغانستان و اذعان به شكست همه راهبردها در حل مسئله افغانستان در كنار تشكيل يك جمهوري اسلامي در عراق و پيروزي حزب الله و حماس در جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه، تنها گوشهاي از شكست اين ابرقدرت پوشالي و ديگر كشورهاي غربي همراه با نظام سلطه است.
شكست اصلي امريكا و «دست برتر ايران» در اين روند را بايد در ناتواني در مهار روند بيداري اسلامي و فروپاشي متحدان منطقهاي امريكا و دستاوردهاي علمي و صنعتي ايران بهرغم تشديد تحريمها و فشارهاي اقتصادي و سياسي دانست.
هفته گذشته كاندوليزا رايس، وزير خارجه سابق امريكا در مقالهاي با عنوان «امريكا ميبايست از شورشيان سوري حمايت كند» با اذعان به شكست راهبرد منطقهاي امريكا در برابر ايران مينويسد: ايران شيعيان سراسر منطقه را تحت پرچم حكومت اسلامي متحد ساخته است و ايران «پيروز نهايي» تحولات منطقه خواهد بود. تمركز رايس بر موضوع شيعيان در حالي است كه نيروهاي حماس كه در جنگ هشت روزه با كمكهاي ايران رژيم صهيونيستي را به زانو درآورده بودند، از اهل سنت هستند و جالب اين است كه در همين ايام راديو فردا از قول محمود الزهار، عضو دفتر سياسي حماس يادآور شده است كه «ايران هرگز براي دادن سلاح به فلسطينيها شرطي قائل نشده است و فلسطينيها وامدار ايران نيستند و ايران در راه خدا اين كمكها را كرده است. در اين عرصه نيز نوع عمل ايران، راهبرد امريكا و ارتجاع عرب را در تشديد اختلافات قومي و مذهبي در منطقه ناكام كرده است. چندي قبل روزنامه فرانسوي لوموند با اشاره به تحولات منطقه با نااميدي مينويسد كه امروز ايران پرچم امريكا را در جهان به حالت نيمه برافراشته در آورده است و در حالي كه امريكا و اروپا درگير بحرانهاي سخت هستند، ايران در حال درو كردن محصولات بهار خاورميانه است.