اما همچنان، نه در فاز انتقاد هستيم و نه گلهگذاري. اگر چه دلمان چيز ديگري ميگويد و باوري به موفقيت در ادامه راه نداريم، اما همچنان از هم ميخواهيم كه دست از حمايت نكشيم. حمايتي كه شايد، توانست فرض محال و غيرممكن را ممكن كند. اين تمام آنچه كه از دست هوادار و تماشاگر و مردم و اصحاب رسانه بر ميآيد است؛ حمايت از تيم ملي تا آخرين لحظه. اين حمايت اما نه براي كرش است و نه به خاطر كفاشيان و فدراسيونش، بلكه براي دل خودمان و مردم است و براي تيم ملي كشورمان است. اما در همين روزهايي كه دلمان اگر باور ندارد، زبانمان چيز ديگري ميگويد، شاهد اتفاقات و حرفهاي عجيب و جالبي هستيم. حرفهايي كه از زبان آقايان مسئولي بيرون ميآيد كه به نظر ميرسد در حمايت از تيم ملي، بايد سرصف باشند. اما انگار برخي مسائل طبق انتظارات و منطق پيش نميرود.
تيم ملي چطور بود كه باختيم و چه كسي بازي كرد و چه كسي راه رفت و اين گونه مسائل، چيزي نيست كه بعداً نتوان به آن رسيد و بررسياش كرد. اما رسيدگي به آن در اين مقطع، نه تنها دردي دوا نميكند، كه ميتواند باعث متشنج شدن جو شده و به ضرر تيم ملي تمام شود. اما درست وقتي كه از ذره بين گذاشتن روي برخي رفتارها فاكتور ميگيريم، آقايان مسئول مسائلي را مطرح ميكنند كه شايد هرگز نبايد مطرح شود. مسائلي كه ميتواند جزو مشكلات داخلي يك خانواده باشد و مطرح كردن آن، جز دامن زدن به حواشي و جنجال به پا كردن، بازده ديگري ندارد!
در حالي كه باخت به ازبكستان، باعث شده عدهاي به دنبال سوء استفادههاي شخصي باشند و ماهيگيري از اين آب گل آلود، نايب رئيس اول فدراسيون، دست به مثلاً افشاگري و ميزند. افشاگري كه ظاهراً قرار است دفاعيهاي براي كفاشيان باشد. اما نه تنها كفاشيان، كه مربيان و بازيكنان تيم ملي را زير سؤال ميبرد و جوي را كه همه سعي در آرام كردن آن دارند، متشنج كرده و آب به آسياب دشمن ميريزد!
«كسي پيگير مشكلات موجود نيست، به فاصله سه ساعت مانده به ديدار با ازبكستان براي مربيان تيم ملي دلار تهيه كرديم (از چهارراه استانبول) يك ميليارد وهشتصد وپنجاه ميليون تومان كه ميتوانست قبلا يك سوم اين مبلغ باشد، گفتند اگر پول را ندهيد روي نيمكت نميرويم! آنها دنبال پول خود هستند، ديگر دوران من بميرم وخواهش تمنا تمام شده وهمه چيز پول است. بازيكن بعد كسب نتيجه در رختكن دنبال كارت هديه نقدي خود است ! اسمي ورسمي نميتواند بيش از ۳ كيلومتربدود...» شايد تمام آنچه كه آيت الهي مطرح ميكند، عين واقعيت باشد. اما مطرح كردن اين مسائل، در اين مقطع زماني آيا ميتواند به سود تيم ملي يا فوتبال ملي باشد يا ميتوان آن را جانب داري از كفاشيان دانست؟
افشاگري در مقطعي كه همه سعي ميكنند چشم بر برخي واقعيتها ببندند تا مشكلي براي تيم ملي پيش نيايد و روحيه ملي پوشان و مربيان آن، بيش از اين تضعيف نشود و اين اندك اميدواري كه هنوز برخي به آن دل خوش هستند، از بين نرود، از بدنه خود فدراسيون، افرادي پيدا ميشوند كه دست به شانتاژ خبري زده و به قولي افشاگري ميكنند.
اما مطرح كردن اين مسئله كه كرش، سه ساعت قبل از بازي با ازبكها پولش را خواسته، قرار است به نفع چه كسي باشد كه نايب رئيس اول كفاشيان، آن را مطرح ميكند؟آيا اين همان چيزي نيست كه منتقدان مغرض كرش و كفاشيان ميخواهند؟آيا اين راه، به همان مقصدي نميرود كه وزارت ورزش و جوانان، براي خط پايانش برنامهريزيها كرده است؟ به نظر ميرسد اين روزها ديگر به هيچ چيز و هيچ كس نميتوان اعتماد كرد. حتي به چشمان خودت وقتي در روزهايي كه هم در پي حمايت هستند، كسي كه بايد حامي اول باشد، به اسم حمايت، تيشه ميزند به ريشه همه چيز؟ديگر بايد چه چيز را باور و به چه كس اعتماد كرد؟