به همين دليل با مقايسه جهاد اصغر و اكبر، تربيت از خود را شروع جهاد اكبر و رمز سلامت بسيج دانستند. از ديدگاه معظمله وجه مشترك ديروز و امروز بسيج كه پيروزي و سلامت در هر دو مقطع را تضمين ميكند، «خلوص» است.
ايشان عبور از پيچيدگيهاي امروز را به بركت اخلاص ممكن دانستند و روش دست يافتن به اخلاص را توجه به كيفيت دانستند. سطحينگري در فهم و منطق را ضربه زننده به بسيج دانسند و حلقههاي صالحين را معبري براي رشد و تعالي در عرصه بصيرت و معرفت دانستند. سؤال اساسي اين است كه آيا بسيج توانسته است متناسب با پيچيدگيهاي امروز، امر كيفيت بخشي، سلامت، اخلاص و كارآمدي را به صورت توأمان وجهه همت خويش قرار دهد. منابع، ساختار و سيستم اطلاعرساني اين مهم محقق شده است؟ آيا بسيج توانسته است مسيري را طي نمايد كه كيفيت و كميت هيچ كدام فداي ديگري نشود؟ دقت در جهتگيريهاي كلان بسيج نشان ميدهد كه مسئلهشناسي بسيج منطبق بر مسيري است كه آينده انقلاب اسلامي نيازمند آن است.
اگرچه بسيج خود را هم متعلق به جمهوري اسلامي ميداند و هم به انقلاب اسلامي، اما آنچه اولي است، اينكه بسيج جغرافياي انقلاب اسلامي كه همان هويت حقيقي انقلاب اسلامي است توصيف ميشود و به همين دليل است كه جوهره ارزشگرايي خود را هر روز پررنگتر از ديروز ميخواهد. كيفيت محتواي امروز همتراز كيفيت سلاح ديروز است و اين محتواي درست و ناب است كه ميتواند مسير مبارزه را نشان دهد تا بسيجيان در قرائتهاي دروغين و چند لايه و به ظاهر عقلاني گرفتار نيايند.
بسيج بايد خود را پاسدار هويت حقيقي انقلاب اسلامي بداند به همين دليل بايد ضمن تمسك عملي به الگوهاي اسلامي كه تجلي آن در سبك زندگي است، بتواند محتواي غني و انسانساز فكري و بصيرتي بسيجيان را در اختيار آنان قرار دهد. پيچيدگي صحنه امروز از آن روي قابل درك است كه حجم رسانهاي دشمن در قالب نفاق رخ مينمايد و آنچه نجاتدهنده بسيجيان از صحنههاي نفاقگونه است، بصيرت حقيقي و مبتني بر شاخصهاي اصلي اسلام و انقلاب اسلامي است.
اگر بسيج را در تراز جمهوري اسلامي تعريف نماييم ماهيت حقوقي- ساختاري و بروكراسي - اداري آن را احاطه خواهد كرد و محتواي آن كمرنگ خواهد شد و كمرنگ شدن اين محتو به معني فروپاشي جوهره حقيقي بسيج است. يكي از اقدامات مؤثر مسئولان فعلي بسيج كمرنگ كردن قوانين شبههانگيز و طمعورز در بسيج بود كه بعضاً نيتها را آلوده و صراط مستقيم را به بيراهه ميكشاند. بسيج در مسير محتوايي خود به مفسر نيز نياز دارد و براي گرفتار نيامدن در آلودگيهاي پيچيده امروز «اسلام روحانيت» تنها معبر مطمئن براي اين حركت است. پيوند راهبردي بسيج و حوزه علميه كه محل تلاقي آن حلقههاي صالحين است ميتواند اين مهم را رهنمون شود.
دقت در ابعاد مأموريتي بسيج كه در كلام رهبري نيز بر آن تأكيد شد، نشان ميدهد كه بسيج در فهم صحنه انقلاب اسلامي درست عمل كرده است و اگر بتواند با تكيه بر نوآوري در عرصههاي فرهنگي، ابزاري، مهارت و دانشافزايي را وجهه همت خود قرار دهد، زبدهترين و با هوشترين جوانان اين كشور در زير علم آن گرد خواهند آمد و احساس منزلت اجتماعي خود را به رخ خواهند كشيد. هوشمندي بسيج در اتخاذ راهبرد سنتگرايي در تربيت است.
تجربه نشان داده است كه آموزشهاي كلاسيك نميتواند مسئله تربيت را حل نمايد چرا كه تربيت مقولهاي است كه از آبشخورهاي متفاوتي همچون دانايي و عاطفه به صورت توأمان ميگذرد. حلقههاي تربيتي بسيج اگر در بستر خود دچار انحراف يا سطحيگرايي نشوند، ميتوانند بعد بصيرتي- معرفتي و عاطفي بسيجيان را تأمين كنند. محتواي غني اسلام اگر توأم با قرائت روحانيون زمانشناس و متعهد به اسلام باشد، فرداي كشور توسط بسيج تضمين خواهد شد و نيروهاي جوان امروز كه فتحالفتوح مقام معظم رهبري هستند، سكان آينده كشور را به دست خواهند گرفت.
كمك مسئولان كشور عنصري بسيار مهم در اين حركت ملي- اسلامي است چرا كه امام راحل فرمودند كه: «اگر مسئولان از بسيج غافل شوند در دوزخ آتش الهي خواهند سوخت» و باز فرمودند: غفلت از ايجاد ارتش ۲۰ ميليوني سقوط در دامن ابرقدرتها را به همراه خواهد داشت. عدم سقوط در دامن قدرتها و ابرقدرتها در حال حاضر از مسير بصيرتافزايي و فكر اسلامي ميگذرد بنابراين تمركز بر انديشه ناب اسلامي و روزآمد كردن آن براي بسيجيان، بيمهكننده، بسيج در مسير پيچيدگيهاي امروز است.