کد خبر: 496816
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۸
مسيح محمدي
آغاز و شروع هر سالي، مبدأ اتفاقات مهم و اثرگذار در طول تاريخ بوده است. محرم، اولين ماه و سرآغاز سال قمري است كه نشاني از حزن و گريه براي شيعيان و دلسوختگان دارد. امام حسين(ع) تازه به سرزمين وحي وارد شده بود تا اعمال حج واجبش را انجام دهد. نامه پشت نامه از كوفه مي‌آمد و اهل كوفه امام را به مهماني ! خويش فرا مي‌خواندند! امام در عرفات عاشقي احرام شهادت بر بلنداي قامتش را با بند به بند دعاي عرفه پيوند مي‌داد و شرح هجران مي‌گفت با خداي خويش و پدرش يعسوب دين اسدا. . . الغالب، جدش رسول خوبي‌ها و مهرباني‌ها و مادر مظلومه‌اش كه هنوز كوچه‌هاي بني‌هاشم غرق در بهت آتش و ديوار و در هستند. 

فرستاده‌اش را براي اتمام حجت نزد كوفيان فرستاد و مي‌دانست كه مسلم در آخرين اقامه نمازش هيچ مأموم و همدلي براي ترسيم رسم عاشقي در خلوت ناجوانمردانه كوچه‌هاي كوفيان نخواهد داشت. مي‌دانست كه اين چندين هزار نامه در اوج انقلابي احساسي نگاشته شده است و عقلانيت كوفيان در دستان ابن‌زياد و صداي سكه‌هاي طلايش گرفتار بي‌وفايي خواهد شد.
رخت بر بست و به همراه اهل خانواده‌اش سرزمين نينوا را منزل به منزل جست‌وجو مي‌كرد، چراكه وعده تلاطم درياي خون در آن سرزمين را از راستگوترين خلق شنيده بود. در راه رسيدن به قربانگاه سرور جوانان اهل بهشت، بايد كساني ديگر پاي در راه همراهي با حسين(ع) مي‌گذاشتند. هنگامه‌ها برپا بود در ديدارها و دعوت‌هاي امام از اينان. 

صداي تنهايي مسلم در كوچه‌هاي كوفه با گرمي خونش تبديل به اخگري شده بود در دامان زهير بن قين و ديگر عشاق حسين(ع). امثال او خوب مي‌دانستند كه با حسين(ع) رفتن و با حسين(ع) ماندن، مصادف است با ملاحي در شط خون خدا بر سينه صحراي تفديده كرب و بلا.
چند روز است كه پسران و دختركان اين قافله از مقصدي مي‌پرسند كه خوي حرام خوارگي و ناجوانمردي ميزبانانش الي يوم القيامه در افواه مردم خواهد ماند. هنوز پاي در راه اين سفر نگذاشته بودند كه امام فرموده بود: « ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فيا سيوف خذيني – اگر كه دين جدم برپا نمي‌ماند مگر به كشته شدن من، پس اي شمشيرها مرا در بر بگيريد. » 

بنابراين، مقصد كربلا بود آنجايي كه گفته‌اند هم نينوا نام دارد و هم دشت كرب و بلا. پس از گذشت چندين روز از آغاز سفر، امام دستور توقف صادر كرد و فرمود: خيمه‌ها را به پا داريد كه اينجا كربلاست! خيام زنان و بچگان را در ميان دايره‌اي بسته شده از خيمه غيرتمردان رزم و شهادت به پا كردند. حريم پيراموني را از خار و خاشاك پاك كردند تا مبادا كه خاري به پاي كودكي برود! آن روز، روز دوم از اولين ماه سال ۶۱ هجري قمري بود، روزي كه مصادف است با ورود امام و اهل بيتش به دشت تفديده كربلا. «عقل سرخ خدا» در صحراي وعده‌گاه فرود آمد و بانگ عزا سال‌هاست كه در رثاي مظلوميت و تنهايي‌اش به آسمان بلند است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار